مهارت‌های زندگی ـ بخش ششم

مهارت‌های زندگی ـ بخش ششم

نویسنده: مدیر سایت انتشار: ۱۳۹۸/۴/۲۳

مهارت حل مشکل

 

مشکلات انواع مختلفی دارد بعضی از مشکلات گذرا و سطحی است و بعضی در ظاهر دائمی و پایدار، بعضی دیگر مهم و جدی است، بعضی کم اهمیت و ناچیز. در نگاه به مشکلات بایدچند امر را مد نظر قرار دهیم:

 

راه‌کارهای حل مشکل

 

۱.تقوا

 

یقین کنیم مشکل حل شدنی و پایان یافتنی است، تنها کافی است به دنبال گشایش و راه‌کاری مطمئن برای خروج از آن باشیم، در این میان راهکاری اساسی وجود دارد که تقوا است.

خدای سبحان در قرآن  کریم می‌فرماید:

«وَ مَنْ‏ يَتَّقِ‏ اللَّهَ‏ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»[۱]

هیچ مشکلی ماندگار نیست، برای حل مشکل باید دیدگاه‌مان این باشد که هر مشکلی پایان پذیر است و باید انتظار گشایش و فرج داشت، با این انتظار، فرج خود به خود صورت می‌گیرد. در روایت آمده:«انْتِظَارُ الْفَرَجِ‏ مِنَ‏ الْفَرَج‏»[۲]

مشکلی نیست که آسان نشود

مرد باید که هراسان نشود

 

۲. پرهیز از اضطراب

 

اضطراب مانع حل مشکل است. اضطراب قدرت اندیشیدن، تصمیم گیری و انتخاب صحیح را از فرد سلب می کند و به تبع آن او را نگران و مضطرب می‌کند. نگرانی زمانی بر انسان سایه می افکند که انسان خود را بدون پشتوانه‌ای قوی و قدرتمند فرض کند، کسی که خداوند را در زندگی باور دارد و علی الدوام بر حول و قوه او اعتماد می‌کند و وکالت او را می‌پذیرد جایی برای نگرانی و اضطراب ندارد و می‌داند خداوند بهترین وکیل است.

در فضای بدون نگرانی امکان ارزیابی و بررسی مشکل وجود دارد و می‌توان از توانمندی هایی که خداوند نصیب کرده استفاده کرد و راه حلی مناسب برای حل مشکل یافت.

 

عادت حمار

 

کسی که در مشکلات جزع و فزع و بی تابی را به عنوان راه حل به کار می‌برد گرفتار عادت حمار شده است،مولوی در مثنوی می‌گوید زمانی که پای حمار در خار فرو می‌رود پایش را محکم بر زمین می‌کوبد غافل از آنکه با این کار خار بیشتر در پا فرو می‌رود. جزع و فزع در مشکلات نیز سبب می‌شود انسان روز به روز از حل مشکل فاصله گیرد و توانمندی فکر را از دست دهد و بیشتر گرفتار مشکل شود.

 

۳. شناسایی عامل مشکل

 

یکی دیگر از طرق حل مشکل این است که عامل ایجاد مشکل را شناسایی کنیم و با رفع ان عامل مشکل را مرتفع کنیم.این عامل گاه در اختیار ماست و گاه خارج از اختیار ما اما مهم این است که حتی وقتی مشکل خارج از اختیار ما باشد ما قدرت رفع ان را داریم و می توانیم با اقدامی مناسب مانع تسلط مشکل بر خود شویم و خود مسلط بر مشکل گردیم به عنوان مثال اگر در فضای خانواده سردی حاکم شده علت را بررسی کنیم اگر علت، اشتغال ما به امری غیر از خانواده است باید توجه مان را مبذول خانواده کنیم و با درایت کافی اشتغال به خانواده را بر هر امری ترجیح دهیم اما اگرعلت بحران اقتصادی است و ارتباطی به ما ندارد بر بحران غلبه کنیم و مانع تاثیر گذاری ان بر فضای خانواده شویم.

 

۴. پناهندگی به حق و اعتماد بر حول و قوه حق

 

در مواجهه با مشکل باید بر حول و قوه حق اعتماد کنیم و بدانیم «لَا حَوْلَ‏ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ الْعَلِيِ‏ الْعَظِيم‏» و همانند عبدی که غیر از مولا پناهی ندارد باید به خداوند پناهنده شویم و تنها از او کمک گیریم «إِيَّاكَ‏ نَسْتَعِين‏» با این روش تمام مشکلات با حول و قوه حق اسان می شود.

 

۵. استعانت از صبر و نماز

 

راه کار دیگر برای مقابله با مشکل صبر و نماز است قران کریم می فرماید:«وَ اسْتَعينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة»[۳] در برخی روایات صبر به روزه تفسیر شده است و در برخی دیگر منظور از صبر مقاومت است.

 

۶. دعا

 

یکی از طرق حل مشکل دعاو استغاثه در محضر حق است. زمانیکه استغاثه می کنیم بر توان خود اعتماد نمی کنیم و به همین جهت نیروهای غیبی به امداد خواهند آمد و رحمت حق پیاپی نازل می‌شود. به میزانی که ارتباط‌مان را با خالق زیاد کنیم و دست تضرع به سوی او دراز کنیم حل مشکل و تحمل آن آسان‌تر می‌شود.

 

۷. تغییر دیدگاه

 

بسیاری اوقات مشکل گرچه مرتفع نشده اما نگاه ما به آن تغییر یافته و این تغییر سبب سهولت تحمل ان می شود.اگر مشکلات ما را اسیر و گرفتار خود نکند سبب رشد و ترقی مان می شود. در مشکلات بدانیم نه اولین نفری هستیم که گرفتار این مشکل شده‌ایم نه اخرین نفر.با این دیدگاه مشکل حقیر و ناچیز بنظر می‌رسد و مقابله با آن راحت می‌شود.

دیدگاه دیگر ما در هنگام سختی‌ها باید این باشد که : «إِنَ‏ مَعَ‏ الْعُسْرِ يُسْرا»[۴]خدای سبحان وعده داده سهولت همراه با هر سختی است نه پس از ان.همزمان با هر سختی خداوند توانمندی و راهکار حل سختی را در اختیارمان قرار داده است. اگر این توانمندی از ما مشاهده نشود مستضعف محسوب می‌شویم، مستضعفی که خود را ضعیف و ناتوان کرده نه آنکه کسی ما را گرفتار ضعف کند به همین جهت هیچ عامل موجهی برای وضعیت خود نخواهیم داشت.

در سوره مبارکه نساء زمانی که به برخی گفته می‌شود شما چه کسانی هستید می‌گویند ما در زمین مستضعف بودیم خداوند به آنان می‌فرماید آیا زمین خدا وسیع نبود و نمی‌توانستید در آن هجرت کنید. هجرت حرکتی بنیادی است، حرکتی که تحولی ایجاد خواهد کرد. این حرکت گاهی علمی است، گاه ذهنی، گاه فکری و گاه اخلاقی.

«إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرً»

 

۸. پرهیز از حسادت

 

گاهی اوقات عامل ایجاد مشکل حسادت است، حسود عاجز و ناتوان است و ناتوانی ان مانع مهارت حل مشکل می شود.

قابیل یکی از مصادیق افرادی است که توانایی حل مشکل را نداشتند، زمانیکه قابیل و هابیل قربانی کردند قانون الهی این بود قربانی‌ای که خداوند بپذیرد بسوزد. قربانی هابیل مقبول شد و قربانی قابیل مردود از قبول الهی. قابیل راه حل مشکل خود را قتل هابیل دید و در عوض آنکه علت مقبول نشدن قربانی‌اش را بررسی کند حسادت پیشه کرد و اقدام به قتل برادر کرد.

 

عذاب ابدی به جهت فرار از مشکل

 

در قرآن کریم یکی از گناهان کبیره پشت به جنگ و فرار از آن است، جنگ با آنکه نوعی مشکل است اما فرار از آن راه حل مقابله نیست بلکه باید ایستادگی کرد و توانمند بود، هر کس بی‌دلیل پشت به جبهه کند دچار عذاب ابدی می شود. قرآن در سوره مبارکه انفال، آیه ۱۵می‌فرماید:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا لَقيتُمُ الَّذينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبار وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلاَّ مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ فَقَدْ بَاء بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ»

« اى كسانى كه ايمان آورده‏‌ايد هر گاه [در ميدان نبرد] به كافران برخورد كرديد كه [به سوى شما] روى مى‌‏آورند به آنان پشت مكنيد»

مصداقی از حل نکردن مشکل

 

بنی اسرائیل مهارت حل مشکل را نداشتند، زمانی‌که حضرت موسی به آنان می‌گوید در شهر قوم جباری هستند و باید به آنجا بروید و با آنان مبارزه کنید بنی اسرائیل به او می‌گویند ما طاقت مبارزه نداریم تو و خدایت با آنان بجنگید بعد از پیروزی‌تان ما به آنجا خواهیم آمد.

در سوره مبارکه مائده، آیه۲۴ در شرح این جریان می‌فرماید:

«قالُوا يا مُوسى‏ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فيها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُون‏»

 

تاریخ جلسه : ۹۸/۴/۱۶ ـ جلسه ۳

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 

 


[۱] سوره مبارکه طلاق، آیه ۲

[۲] الغیبۀ (للطوسی)، ص ۴۵۹

[۳] سوره مبارکه بقره، آیه ۴۵

[۴]سوره مبارکه شرح، آیه ۶

برچسب‌ها: ، ، ، ، ، ، ،

مطالب مشابه


دیدگاه‌ها


دیدگاه شما برای انتشار می بایست توسط مدیران تایید شود.

هیچ دیدگاهی موجود نیست!