آثار معرفة الله ـ بخش دوازدهم

یاری خدا

 

خدای سبحان در قرآن کریم می‌فرماید:

«وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[1]

«و خدا شما را در جنگ بدر یاری کرد با آنکه ضعیف بودید. پس پرهیزکار شوید، باشد که شکر نعمت‌های او به جای آرید.»

طبق آیه شریفه، خداوند در مواطن مختلف بنده را کمک می‌کند؛ بندۀ اهل معرفت، یاری خدا را ادراک می‌کند. هر چند که بدر اسم چاهی بود که جنگ بدر در کنار آن واقع شد، اما تفاسیر عرفانی بیان می‌کنند که کل دنیا چاه است و خدا در این عالم به اهل بدر، امداد خاص می‌رساند.

در همان زمانی که انسان ذلیل شهوتش شده است و وساوس شیطانی بر او حاکم می‌شود، اهل معرفت کمک‌های نامرئی خدا را می‌بینند و درمی‌یابند که خودشان نیستند که بر وساوس شیطانی و شهوات نفس غالب شدند. ایشان آگاهند که اگر از وساوس شیطان دور ماندند و در عالم ماده از شهوات رها شدند، به یُمن نصرت الهی بوده است؛ چراکه اگر در چاه دنیا، امداد خدا از ما برداشته شود، همۀ ما در قعر چاه و در زمرۀ شکست‌خوردگان قرار می‌گیریم.

اهل معرفت می‌دانند که اگر توفیق قربی نصیب‌شان شده است، توانسته‌اند بر خواسته‌های نفسانی‌شان غالب شوند، از وساوس شیطان دور شوند، غضب آن‌ها مهار شده و قوۀ واهمه ایشان تحت قوۀ عقل گرفته است، همه به یاری خدای سبحان بوده است: «وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللّهُ»؛ «و خدا شما را یاری کرد». اگر این کمک از زندگی افراد برداشته شود:

اگر نازی کند در دم، فرو ریزند محمل‌ها

 

نسبت دادن نصرت و یاری به خداوند

 

اهل معرفت می‌دانند که اگر نصرت خدا نباشد، لحظه‌به‌لحظه در چاه‌های مختلف فرو می‌روند و اگر در عمق چاه قرار نگرفتند، یاری خداست. وضعیت عمر سعد، مانند شمر نیست! شمر از ابتدا برای مقابله آمد؛ ولی عمر سعد ظاهراً برای مقابله آمد، اما باطناً مایل به مذاکره بود. او تا روز هشتم هم تردید داشت و نمی‌دانست که بالاخره در سپاه یزید بماند، یا به سپاه اباعبدالله بپیوندد!

اگر عمرسعد، عمر سعد شد، به دلیل آن است که باورش شد که خودش در دنیا می‌تواند گلیمش را از آب بیرون بکشد! از طرف دیگر اگر حر، حر شد، به دلیل آن است که آنقدر معرفت دارد که اگر بخواهد در چاه دنیا سالم بماند، باید عروه الوثقایی او را نجات دهد.

اهل معرفت گوشه گوشۀ دنیا را چاه می‌دانند. کل دنیا چاهی است که جاذبه دارد، ما را به سمت خود می‌کشد و با معصیت جذب خودش می‌کند، البته گودال معصیت هر کس با دیگری متفاوت است.

عمر سعد و شمر، افراد تحصیل‌کرده‌ای بودند! اهل عبادت بودند! پس نمی‌توانیم روی عبادت و علم خود حساب باز کنیم. آنقدر اهل عبادت بودند که به شکرانۀ پیروزی، در کوفه مسجد ساختند! نه عبادت و نه علم نجات‌بخش نیست.

آنچه که اجازه نمی‌دهد در چاه دنیا اسیر شویم، نصرت خداست و روی هیچ چیز دیگر، حتی درس، ارتباط با علما و دعای اولیا و… هم نمی‌توان حساب کرد. اهل معرفت، امداد مستقیم خدا را در زندگی می‌بینند و می‌دانند که در زوایای زندگی چاه وجود دارد و هر لحظه امکان جذب چاه هست.

بسیاری از افراد، نصرت را به خدا نسبت نمی‌دهند، بلکه مثلا می‌گویند: مال، شرافت خانوادگی و قرائت قرآنم و… به کمکم آمد! شمر قاری قرآن و جانباز بوده است! او در جنگ صفین، در کنار امیرالمومنین بود؛ ولی تغییر مسیر داد! وقتی که حتی روی یک امر در زندگی‌مان حساب کنیم، دیگر نصیبی از نصرت الهی نخواهیم داشت.

 

مقاومت در عرصۀ مخالفت با نفس و پرهیز از توانا دانستن خود

 

خدای سبحان می‌فرماید:

«بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَیأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَذَا یمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِینَ»[2]

«بلی اگر صبر و مقاومت پیشه کنید و پرهیزکار باشید، چون کافران بر سر شما شتابان بیایند خدا پنج‌هزار فرشته را با پرچمی که نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما می‌فرستد.»

اهل معرفت نیک می‌دانند که اثر معرفت این است که می‌بایست در عرصۀ مخالفت با نفس، مقاومت کرد و آن را به خود نسبت نداد. ایشان می‌دانند ستاد پشتیبانی خدا بسیار قوی است. خداوند برای سپاه بدر، ۵۰۰۰ ملک فرستاد. اگر تمام توان خود را خرج کنیم و از اینکه خود را توانا بدانیم، پرهیز کنیم، امداد رحمانی بر ما وارد می‌شود.

برای مثال در این زمانه، دختر یا پسری که خویشتن‌دار و صاحب عفت هستند، مشمول امداد خدا می‌شوند. یا فردی که در اوج مشکلات است و شکایت نمی‌کند؛ خدا جنود رحمانی و غیبی را برای امداد او می‌فرستد و توانی می‌یابد که با عقل ظاهری قابل ادراک نیست.

اهل معرفت، اهل مقاومت‌اند. آنگاه مقاومت را هم از خود نمی‌بینند و آن را به خدا نسبت می‌دهند. اثر عمل ایشان آن است که جنود غیبی و سپاه الهی و رحمانی در زندگی ایشان امدادهای خاصی می‌رسانند. معرفت در توانمندی فرد و دریافت جنود غیبی و امدادهای خاص تأثیر بسزایی دارد.

 

غصه نخوردن در مسیرمعرفت

 

خداوند می‌فرماید:

«وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الأَعْلَوْنَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِینَ»[3]

«شما هرگز سستی نکنید و (از فوت متاع دنیا) اندوهناک نشوید، زیرا شما فیروزمندترین و بلندترین ملل دنیایید اگر در ایمان ثابت قدم باشید.»

اگر در مسیری قرار بگیرید که در آن مسیر قدم به قدم، «خدا قوّت» نوشته شده است، خودبه‌خود توانمند می‌شوید. در سِیر الی الله کسل نشوید! خدا یاری‌تان می‌کند! در سِیر الی الله نه‌تنها چیزی از دست نمی‌دهید؛ بلکه دائماً در حال دریافت هستید.

ما معتقدیم حضرت ابالفضل العباس در روز عاشورا دست مبارکش را از دست نداد؟! بلکه هزار دست به دست آورد و قدرتمند شد. اهل معرفت باور دارند که نباید در مسیر،سست شوند! خدای سبحان بیانیه داده است که ما به شما توان می‌دهیم! دائماً در مسیرتان ایستگاه صلواتی قرار داده‌ایم و در جاده، تأمین‌تان می‌کنیم. وقتی به سمت مولا می‌روید،سست نشوید! تمام تدارکاتی که برای سلوک، نیاز دارید، خدای سبحان تأمین می‌کند! غصۀ از دست دادن‌ها را نخورید؛ چون دائماً دریافت دارید!

اهل معرفت می‌دانند که دائماً دریافتی دارند. بارش فیض، کمال، توفیق، عنایت و رحمت است که دائم دریافت می‌کنند. حتی غصه نمی‌خورند که کاش مقام خاشعین و صابرین را داشتند! نکتۀ حائز اهمیت آن است که در این عطاها متوقف نمی‌شوند.

در محضر خدا جای غصه خوردن نیست! غصه‌خوری در محضر الهی، بی‌ادبی است! اگر ادب حضور را رعایت کنیم، آنجا به ما همه چیز می‌دهند. مرحوم آقای نخودکی ذائم می‌فرمود:

هرچه در این بزم نشانت دهند

گر نستانی به از آنَت دهند[4]

امیرالمؤمنین می‌فرماید: «اولیاء، صدای به هم خوردن شاخه‌های بهشت را نیز می‌شنوند.»[5] نعمات در دسترس اهل معرفت است؛ اما گرفتار آن نمی‌شوند. ایشان حضور در محضر خدا را می‌خواهند، نه رسیدن به بهشت را! مقام عندیت را طالبند و به نعمات بهشتی اکتفا نمی‌کنند.

«وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یرزَقونَ»

«(ای پیامبر!) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.»

وقتی در مسیر باشید و توسل داشته باشید! آنگاه چیزی را که تصورش را هم نمی‌کنید،دریافت می‌کنید! فقط دائم‌السلوک باشید! چیزهایی به شما داده می‌شود که حتی تصورش را هم نمی‌کنید!

 

 آگاهی نسبت به کوچکی ظرف دنیا برای جزای خداوند

 

خدای سبحان می‌فرماید:

«وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ الله كِتَابًا مُّؤَجَّلًا وَمَن یرِدْ ثَوَابَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَن یرِدْ ثَوَابَ الآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا وَسَنَجْزِی الشَّاكِرِینَ»[6]

«و هیچ کس جز به فرمان خدا نخواهد مُرد، که اجل هر کس (در لوح قضای الهی) به وقت معین ثبت است، و هر که برای متاع دنیا کوشش کند از دنیا بهره‌مندش کنیم، و هر که ثواب آخرت خواهد از نعمت آخرت برخوردارش گردانیم، و البته سپاسگزاران را جزای نیک دهیم.»

حرف «سَ» در «سَنَجْزِی» بیانگر آینده نزدیک است؛ یعنی جزای خدا از برزخ به بعد است و در عالم دنیا نیست. اهل معرفت می‌دانند که وقتی خدا جزایی می‌دهد، می‌خواهد قدرت‌نمایی کند. جزای خدا یک مثقال و یک خروار نیست؛ بلکه جزایی است که نمایش خدایی خدا در آن باشد؛ به همین جهت در این عالم ممکن نیست.

فردی می‌گفت زمانی در حرم امام رضا علیه‌السلام، در سجده از الطاف حضرت تشکر می‌کردم. در همان حال گویی شنیدم که حضرت فرمود که ما هنوز کاری نکرده‌ایم! اکنون شما در حال کار کردن هستید و در عالم دیگر که هیچ کاری از شما نمی‌آید، ما خود را نشان می‌دهیم! لطف ما در این دنیا نسبت به عالم دیگر، ناچیز است!

«إِنَّ الْیوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسابَ وَ غَداً حِسابٌ وَلا عَمَلَ»[7]

«امروز روز عمل است و حسابى در كار نیست و فردا روز حساب است و مجالى براى عمل نیست.»

وقتی انسان اهل معرفت شد، درمی‌یابد که پاداش‌هایی که در این دنیا دریافت می‌کند،جزا نیست! جزا با فاصله می‌رسد. آنچه که انسان در این عالم دریافت می‌کند، با آنچه که در عوالم دیگر نصیب او می‌شود، قابل قیاس نیست! جزا در این عالم مانند آبی است که با باد از فواره به شما سرایت می‌کند! خدای سبحان با وجود همۀ الطافش می‌گوید که جزای این عالم، جزا نیست! لازمۀ اینکه خدا بخواهد به میدان بیاید و جزا دهد، ظرفی بزرگ است. ظرف دنیا برای نمایش جزای خدا کوچک است و ظرف بزرگی لازم است.

 

تفاوت جزای خداوند به شاکرنعمت و شاکرمنعم

 

«شکر» دو نوع است: شکر منعم و شکر نعمت. خدای سبحان وقتی می‌خواهد به شاکرین نعمت، جزا دهد، نعمت‌شان را افزون می‌کند؛ اما وقتی می‌خواهد به شاکرین منعم جزا دهد، به آنان خودش را می‌دهد، قرب و جلوه‌گری بیشتری برای او دارد؛ خودش را برای بنده زیاد می‌کند:

«مَن طَلَبَنی، وَجَدَنی»[8]

«هرکس طالب من است من را پیدا می‌کند.»

این بنده، فریب‌خوردۀ نعمت نمی‌شود؛ بلکه یابندۀ خداست. او می‌داند که وحوش و حیوانات نیز نعمت دارند! اهل معرفت می‌دانند اثر معرفت در زندگی این است که با خدا بودنشان زیاد می‌شود و خدا را در همۀ لحظات زندگی بیشتر ادراک می‌کنند. وقتی کاری برای خدا انجام دادند، فوراً تشکر می‌کنند که خدا چنین توفیقی نصیب آنها کرده است. آنان احساس نزدیکی به خدای سبحان دارند و معتقدند خدای سبحان حجلۀ وصلی برای آنان فراهم کرده است.

 

وکیل گرفتن خداوند در همه امور

 

«إِن ینصُرْكُمُ اللّهُ فَلاَ غَالِبَ لَكُمْ وَإِن یخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِی ینصُرُكُم مِّن بَعْدِهِ وَعَلَى اللّهِ فَلْیتَوَكِّلِ الْمُؤْمِنُونَ»[9]

«اگر خدا شما را یارى كند هیچ كس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از یارى شما بردارد چه كسى بعد از او شما را یارى خواهد كرد و مؤمنان باید تنها بر خدا توكل كنند.»

اهل معرفت دائماً یک وکیل دارند و او حق و حقوقشان را می‌ستاند. ایشان خود کاری نمی‌کنند! گاهی اصلا نمی‌دانند که باید چه کار کنند؟! وقتی می‌دانیم وکیل بسیار موفق و ماهری داریم که همواره مراقب حق و حقوق ماست، از آرامش خاصی برخوردار خواهیم بود و نگران هیچ چیز نیستیم. در نگاه حضرت زینب سلام‌الله‌علیها همۀ امور بر اساس حکمت و بسیار زیبا بوده است:

«مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا»[10]

«من چیزی جز زیبایی ندیدم.»

 

تاریخ جلسه: 1393/8/14 ـ جلسه 12

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 


[1]  سوره آل عمران، آیه 123

[2].  سوره آل عمران، آیه 125.

[3].  سوره آل عمران، آیه ۱۳9.

[4]. نظامی گنجوی

[5].  نهج البلاغه، خطبه 165.

[6] . سوره آل عمران، آیه ۱۴۵.

[7].  امام علی (ع) ؛ غررالحكم ج۲ ص۵۰۳.

[8]. حدیث قدسی: ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیرالقرآن، ج۱۰، ص۴۷ –۴۸.

[9].  سوره آل عمران، آیه ۱۶۰.

[10] اللهوف على قتلى الطفوف، سید ابن طاووس

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *