آینده پژوهی خانواده ـ بخش چهارم

مقدمه

 

آینده‌پژوهی خانواده به این معناست که خانواده را محلی بدانیم برای سرمایه‌گذاری درازمدت و بر این باوریم که این سرمایه گذاری در شریعت ما جزء بهترین سرمایه‌گذاری‌هاست.

 

قداست جمع خانوادگی

 

پیامبر اکرم می‌فرماید:

«إنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُؤمِنَ و يُحِبُّ أهلَهُ و وُلدَهُ، أحَبُّ شَي‌ءٍ إلَى اللّهِ أن يَرَى الرَّجُلَ مَعَ امرَأَتِهِ و وُلدِهِ عَلى مائِدَةٍ يَأكُلونَ، فَإِذَا اجتَمَعوا عَلَيها نَظَرَ إلَيهِم بِالرَّحمَةِ لَهُم، فَيَغفِرُ لَهُم قَبلَ أن يَتَفَرَّقوا مِن مَوضِعِهِم»[1]

«خدا هم مومن را دوست دارد و هم خانواده مومن را ، محبوب‌ترین چیز نزد خدای سبحان این است: مردی را ببیند که با همسر و خانواده‌اش سر یک سفره نشسته  و با هم غذا می‌خورند خدا به همه آن مجموعه با رحمت نگاه می‌کند، اولین اثر آن نگاه این است قبل از این که متفرق شوند، عیوبشان را پنهان می‌کند.»

در حدیث کساء آمده است که وقتی جمعی این حدیث را بخوانند، پیش از آن‌که متفرق شوند، مورد مغفرت الهی قرار می‌گیرند. با توجه به اینکه در این جمع عبادی، یادِ پنج تن آل عبا (علیهم السلام) که بهترین‌های عالم هستند، می‌رود، این که خداوند به برکت توجه به آنان ما را ببخشاید، چیز بعیدی نیست.

اما نکته شگفت‌انگیز اینجاست: گاه خانواده‌ای دور یک سفره می‌نشینند، بدون هیچ عبادت خاصی و غذا می‌خورند، و خداوند می‌گوید: «پیش از آنکه متفرق شوید، شما را بخشیدم.» این نشان‌دهنده قداست چنین جمعی و اهمیت والای خانواده در پیشگاه خداوند است.

 

نگاه رحمت خدا و آثار آن

 

ما نمی‌دانیم نگاه رحمت خدا چه اندازه در وجود ما کمال ایجاد می‌کند، چه قدر باران لطف او می‌بارد، و چه موانعی با آن نگاه رحمت برطرف می‌شود. نخستین اثر این نگاه، پنهان شدن عیب‌های ماست؛ یعنی اجتماع خانوادگی سبب آبرومندی ما می‌شود، چون عیب‌هایمان پنهان می‌گردد.

اما «غفر» تنها به معنای پنهان کردن عیب نیست، بلکه اتصاف به صفات الهی نیز هست. خدای سبحان هنگامی که عیب بنده را برطرف می‌کند، او را به صفات خود متصف می‌سازد.

 

سکوی پرش معنوی

 

در نگاه بسیاری، جهش و پرش معنوی تنها با خلوت و عزلت، ذکر بسیار و عبادت‌های طولانی حاصل می‌شود. در حالی که سکوهای پرش آن‌قدر بلند نیست که نتوان به آن دست یافت. کار، بسیار آسان‌تر از آن است که می‌اندیشیم.

یکی از مهم‌ترین این سکوهای پرش، همین است که جمع شدن دور یک سفره را مقدس بدانیم؛ چون در آن هنگام، مشمول نگاه رحمت الهی می‌شویم، عیب‌هایمان پنهان می‌شود و به صفات خداوند متصف می‌شویم.

 

ثواب هر لقمه با خانواده

 

در روایتی از پیامبر اکرم آمده است:

«إذا أكَلَ المُؤمِنُ مَعَ أولادِهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ لُقمَةٍ  ثَوابُ عِتقِ رَقَبَةٍ و رُفِع لَهُ مَدينَةٌ، و أعطاهُ اللّهُ كِتابَهُ بِيَمينِهِ»[2]

«هنگامی که مؤمن با خانواده‌اش غذا می‌خورد سه پاداش دارد: ثواب هر یک لقمه، آزاد کردن یک برده است. [مثلا اگر دیه یک انسان آزاد یک میلیارد است، قیمت یک برده نصف آن است؛ یعنی ثواب هر یک لقمه پانصد میلیون تومان است!] پاداش دیگر این که هم زمان برای این فرد یک شهر در بهشت ساخته می‌شود، یعنی ملکوت ارتباط زیبای با خانواده قصر نه؛ بلکه شهر و فضای بسیار عظیمی است که در بهشت برای او بنا می‌شود  و پاداش سوم، قطعا جزء اصحاب الیمین است که خدای سبحان نامه عملش را به دست راست او می‌دهد.»

 

سفره خانواده؛ محل نزول مغفرت

 

این حدیث به ارزش نشستن با خانواده سر یک سفره اشاره می‌کند:

«أيُّما مُؤمِنٍ يُحِبُّ الأَكلَ مَعَ الأَولادِ ناداهُ مَلَكٌ مِن تَحتِ العَرشِ يا عَبدَ اللّهِ استَأنِفِ العَمَلَ فَقَد غَفَرَ اللّهُ لَكَ الذُّنوبَ كُلَّها»

«هر مؤمنی که با خانواده بودن را دوست دارد و از این که سر سفره می‌نشیند، لذت می‌برد، فرشته‌ای از زیر عرش او را صدا می‌زند،بندۀ خدا، عملت را از سر بگیر که همۀ گناهانت مورد مغفرت قرار گرفت، یعنی این فضا و تجمع آن‌قدر نور و برکت دارد که روزگار ما از نو شروع می‌شود و همه آلودگی‌های گذشتۀ ما به نورانیت و برکت این جمع مرتفع شده است.»

باطن این جمع ظاهری به قدری زیباست، که ما با ملک ارتباط برقرار می‌کنیم، همان‌طور که با خواندن حدیث کساء ملکوتی می‌شویم: «حُفَّت بِهم المَلائکة».

 

ارتباط نگرش صحیح با رفتار مقتدرانه

 

هرگاه نگرش‌های ما اصلاح شود، بی‌گمان رفتار ما نیز دگرگون می‌شود. کسی که این قوانین را برای ما وضع کرده، خودش نیز ارزش و قیمت هر کاری را معیّن می‌کند. ثمره این حقیقت آن است که وقتی نسبت به وضعیتی که در آن قرار داریم، نگرشی درست داشته باشیم، مقتدرانه عمل می‌کنیم، بدون هیچ احساس ضعف و ناتوانی.

 

عزت خانه‌داری؛ جایگاهی برای رشد معنوی

 

یک خانم با سربلندی می‌گوید: «خانه‌دار هستم»، چون درمی‌یابد اگر قرار است سلوک صحیح، رشد معنوی و وسعت وجودی داشته باشد و به صفات الهی متصف شود، همین جایگاهِ خانه‌داری، ظرف بخشش این نعمت‌ها به اوست. باطنِ وسعت وجودی او، شهری است که در بهشت در اختیارش قرار می‌گیرد.

 

ریشه رذایل اخلاقی: ضعف شخصیت، نه جایگاه اجتماعی

 

علت بروز رذایلی همچون ترس، دروغ، غیبت، بدگمانی، نفاق و بخل، ضعف شخصیت است؛ نه فقر امکانات یا جایگاه اجتماعی. در حالی که اگر انسان مقتدر باشد، اساساً این رذایل از او صادر نمی‌شود. با پی بردن به توانمندی‌ای که خداوند در خانواده به ما عطا کرده، خودبه‌خود خانواده دیگر کانونی برای ظهور رذایل نخواهد بود، بلکه جایگاهی برای رشد، عزت و اتصاف به صفات الهی می‌شود.

 

احترام خانواده؛ راه عروج

 

ما همواره در پی این هستیم که چگونه رشد کنیم، چگونه سلوک و عروج داشته باشیم، و چرا این‌قدر عقب ماندیم. غافل از اینکه اصلاً مسیر را گم کرده‌ایم؛ یار در خانه است و ما گرد جهان می‌گردیم!

پیامبر اکرم می‌فرماید:

«المُؤمِنُ يَأكُلُ بِشَهوَةِ أهلِهِ، وَ المُنافِقُ يَأكُلُ أهلُهُ بِشَهوَتِهِ»[3]

«مؤمن با خواست و میل خانواده‌اش غذا می‌خورد (نظر خانواده برایش مهم است) و منافق خانواده را با خواست خودش غذا می‌دهد.»

پشت پرده و باطن این کلام آن است که افراد خانواده برای مؤمن محترمند؛ آنان را تکریم می‌کند و عاشقانه می‌خواهد در خدمتشان باشد.

گاهی در سفرهای زیارتی، به ویژه داخل مینی‌بوس‌های هتل مکه، اختلاف بین زن و شوهر دیده می‌شد. خانم می‌خواست در مسجدالحرام بماند، اما همسر می‌خواست برگردد. بنده در هر فرصت مناسب به آن خانم‌ها یادآوری می‌کردم: «پاداش اطاعت از شوهر، از طواف بیشتر است. با یک بداخلاقی، تمام ثواب طواف و عملت را از بین می‌بری!»

در سفرهای زیارتی خانوادگی، مراعات خانواده از خود زیارت مهم‌تر است؛ چراکه اینجا میدان مبارزه با نفس است و ارزشی بس بزرگ دارد. در این صورت، نگاه خانواده به زیارت، نگاهی زیبا و شیرین خواهد شد.

 

احترام به خانواده؛ سرمایه‌گذاری بلندمدت معنوی

 

«المُؤمِنُ يَأكُلُ بِشَهوَةِ أهلِهِ» تنها در خوردن نیست، بلکه در همه امور زندگی ما جاری است. نمی‌دانیم با احترام گذاشتن به خانواده چه سرمایه‌گذاری درازمدتی می‌کنیم! به‌گونه‌ای که در چنین خانواده‌ای دیگر نیاز به تبلیغ دین نیست. این احترام سبب می‌شود افراد خانواده نسبت به مذهب و متدین، احترام خاصی قائل باشند. چون شخصیت آنان مکرم شده است. وقتی ما برایشان ارزش قائل شدیم، آنان هم برای مقدسات ارزش قائل می‌شوند.

 

خودکامگی در خانواده، نشانه نفاق

 

و چه دردناک است که فرمود: «وَ المُنافِقُ يَأكُلُ أهلُهُ بِشَهوَتِهِ». اگر در فضای خانواده خودکامه و مستبد باشیم، بنابر فرمودۀ حضرت مؤمن نیستیم؛ بلکه منافقیم! چون باعث دل‌زدگی دیگران می‌شویم، در حالی که خانواده جمعی است که باید برای همه ارزش قائل شد.

 

خانواده؛ معبدی مقدس با پاداش‌های بی‌نظیر

 

باور کنیم خانواده یک معبد است، یک مکان مقدس؛ معبدی که با رفتار و گفتارمان در آن، حق را عبادت می‌کنیم. پاداش‌هایی در این معبد نصیبمان می‌شود که اصلاً برایمان قابل تصور نیست.

شنیده بودیم: «مسجدُ المَرأةِ بیتُها» «محل عبادت زن، خانه‌اش است.»؛ اما فکر می‌کردیم منظور فقط نماز خواندن است. تا به حال خانواده را به عنوان معبد مقدس و محل عبادت نگاه نمی‌کردیم.

 

احساس دارایی و توانایی از برکت خانواده

 

اجمالاً از طریق خانواده است که احساس دارایی و توانایی می‌کنیم. در دعای عرفه امام حسین علیه‌السلام می‌آموزیم:

«اللَّهُمَّ اجْعَلْ غِنَايَ فِي نَفْسِي»

«خدایا! بی‌نیازی را در درون من قرار بده.»

اگر بر این باور باشیم که با خدمت صحیح به خانواده، دائم تأمین هستیم، آنگاه سود این معامله، دائم به حسابمان واریز می‌شود.

 

ارزش واقعی؛ رفتار صحیح با اهل خانه

 

در روایتی پیغمبر اکرم می‌فرماید:

«خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ.»[4]

«بهترین شما کسی است که با خانواده‌اش بهترین رفتار و گفتار و بهترین سلوک و منش را دارد.»

هنر آن نیست که ما معلم، مدیر، سرمایه‌گذار یا خیّری موفق باشیم؛ زمانی که در خانواده بهترین باشیم، از نگاه شریعت بهترین به حساب می‌آییم. اگر در هر عرصه‌ای بدرخشیم؛ اما در عرصه خانواده ندرخشیم، هیچ ارزشی ندارد.

 

خوش‌رفتاری با خانواده؛ شرط سعادت حقیقی

 

در داستان سعدبن‌معاذ، پیامبر هنگام تشییع او فرمود: «مکان، از فراوانی ملَک برای تشییع جنازه سعد تنگ شده است!» همگی گفتند: خوشا به حال سعد! حضرت فرمود: «اتفاقاً، چون سعد با خانواده‌اش خوش‌رفتار نبود، اکنون در فشار شدید قبر است.» یعنی آن تشریفات که ملائکه در تشییع او شرکت کنند، در جای خود محفوظ است؛ اما سعد که از صحابی خاص پیامبر است و حضرت لباس خود را برای کفنش دادند، جزو بهترین‌ها محسوب نمی‌شود.

بیان این روایات برای آن است که متوجه باشیم خدای سبحان هر لحظه چه عرصه وسیعی برای رشد، پرش و کمال در اختیار ما قرار داده است. هرچه بیشتر می‌گذرد، معنای «ظَلمتُ نَفسی» را بیشتر می‌فهمیم که چقدر به خودمان ظلم می‌کنیم و در حق خودمان کوتاه می‌آییم؛ در حالی که می‌توانستیم به‌راحتی و به‌سرعت رشد کنیم.

وقتی دیدگاه اصلاح شود، احساس و رفتار نیز اصلاح می‌شود. با اصلاح دیدگاه، ذوق و شوق خدمت پیدا می‌کنیم. در نتیجه وقتی احساس درست شد، رفتار ما خدمتی بی‌منت و بی‌آزار خواهد بود و خدمات خود را کوچک می‌بینیم. بنابراین قرارمان بر این باشد که از کوچک‌ترین فرصت‌ها برای دور هم بودن خانواده استفاده کنیم. افراد جامعه در فضاهای مختلف به دلیل گناه، انرژی از دست می‌دهند. ما باید تمام تلاش خود را بکنیم که در جمع خانواده انرژی بدهیم و انرژی بگیریم.

اگر نگاه ما صحیح باشد و جمع خانواده در نظر ما مقدس جلوه کند، از هر فرصت کوتاهی بهره می‌بریم. ممکن است تهیه جهیزیه برای یک نیازمند یا فرستادن چهار نفر به کربلا در پیاده‌روی اربعین برای ما بسیار ارزشمند باشد؛ اما این دورهم جمع‌شدن‌ها سر میز صبحانه، ناهار و شام در نظرمان ناچیز بیاید؛ در حالی که شایسته است با ذوق و شوق انجامشان دهیم و از آنها لذت ببریم؛ چون عبادت هستند.

 

آسانیِ پنهان در سختی‌ها

 

آقای علی صفایی در رابطه با آیه: «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرا»[5] می‌گوید: در قرآن در مقابل هر عُسر و سختی، دو یُسر و آسانی داریم، خودحرکت و روان بودن، یسر است و این حرکت نماد قدرت ماست؛ حرکت، یک نماد یسر است، قدرتمندی افراد هم نماد دیگر یسر است. هم زمان با این جریان و قدرتمندی پاداش هم دریافت می‌کنیم. بنابراین اصلا در مقابل هر عسری سه یسر است: حرکت و قدرتی که می‌توانیم این کارها را انجام دهیم و یُسر سوم، پاداشی است که به حساب ما واریز می‌شود. با این نگاه به خانواده می‌فهمیم: « إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ»[6]  این تعهدی است که آگاهانه، عالمانه و عاشقانه به خدای سبحان دادیم و زمان اجرای تعهدات ما عرصه خانواده است، بدون منت و حتی بدون مطرح کردن خود.

 

فرصت اصلاح

 

ممکن است این سؤال در ذهن بیاید: حال که این مطالب را آموخته‌ایم و سنی از ما گذشته، آیا کوتاهی ما جبران‌پذیر است؟ این جمله در دعای مکارم‌الاخلاق برای ما امید بخش است:

«عِنْدَكَ مِمَّا فَاتَ خَلَفٌ، وَ لِمَا فَسَدَ صَلَاحٌ، وَ فِيمَا أَنْكَرْتَ تَغْيِيرٌ فَامنُن عَلَيَّ قَبْلَ الْبَلَاءِ بِالْعَافِيَة»

«خدایا، تو می‌توانی برای هرکاری که نکردیم و تمام فرصتهای سوخته و از دست رفته ما، جایگزین قرار دهی.»

«لِمَا فَسَدَ صَلَاحٌ» یعنی خدایا، برای هرآنچه که در زندگیمان تباه شده و اصلاح‌پذیر نیست، به تو مراجعه می‌کنیم تو می‌توانی اصلاح کنی. زمانی که خانوادۀ ما با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کند و آرامش کافی ندارد؛ به جای این که متحیر و سرگردان باشیم یا افسوس بخوریم، یا بدگمان باشیم که درست شدنی نیست، به خدا رجوع ‌کنیم نه به تدابیر خودمان! اوست که قدرت اصلاح دارد!

گاهی بعضی از روابط ما با همسر و فرزندان و  والدینمان، در نگاه خدا منکر است. خدای سبحان قدرت دارد این منکرات را تغییر دهد، البته شرط این درخواست‌ها این است که خطاهایمان را توجیه نکنیم؛ چون وقتی توجیه باشد، توبه وجود ندارد!  امام سجاد علیه‌السلام در ادامه می‌فرماید:

«فَامنُن عَلَيَّ قَبْلَ الْبَلَاءِ بِالْعَافِيَة»

یعنی خدایا! نمی‌خواهیم در گرفتاری‌ها اصلاح شویم، بلکه اتفاقا با عافیت اصلاحات انجام شود.

 

از گلایه تا شکر: یک تغییر ساده در دیدگاه خانوادگی

 

مطلب دیگر برای اصلاح دیدگاه در خانواده این است که اگر می‌خواهیم شاکر وضعیت فعلی خود باشیم به جای این که شرایط زندگی خود را با بالاتر از خود مقایسه کنیم، به کسانی نگاه کنیم که نسبت به آن‌ها از امتیاز بیشتری بهره‌مندیم. امیرالمؤمنین می‌فرماید:

«أَكْثِرْ أَنْ تَنْظُرَ إِلَى مَنْ فُضِّلْتَ عَلَيْهِ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الشُّكْر»[7]

«به كسى كه بر او برترى دارى بسيار بنگر، كه اين يكى از انگيزه‌هاى شكرگزارى است .»

            در روایتی آمده است:

«انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ دُونَكَ فِي الْمَقْدُرَةِ»[8]

«در توانمندی همیشه به زیر دستت نگاه کن.»

گاهی در زندگیچه از نظر مالی، اقتصادی و چه فرهنگی اگر خود را با افرادی مقایسه کنیم که در شرایط سخت‌تری به سر می‌برند، آنگاه درمی‌یابیم که چه نعمت‌های فراوانی داریم. این نگاه، ما را شاکر و قدردان می‌کند و از نشانه‌های قناعت به شمار می‌رود. نتیجه‌اش نیز آن است که زندگی در چشم‌مان لذت‌بخش‌تر می‌شود.

برای نمونه، گاهی کسی از عیب و نقصی در همسرش گلایه می‌کند. اما وقتی از او می‌پرسیم: «آیا همسرت رفتارهای خشونت‌آمیز هم دارد؟» و او پاسخ می‌دهد: «نه، اصلاً»، تازه متوجه می‌شود که بسیاری از آدم‌ها با مشکلاتی بسیار بزرگ‌تر از او دست و پنجه نرم می‌کنند.

یا آن‌گاه که فکر می‌کنیم فرزندمان در زمینه‌ای ضعف دارد، اما به یاد می‌آوریم که بعضی خانواده‌ها با مسائل بسیار دشوارتری روبه‌رو هستند، درمی‌یابیم که ما در واقع از خیلی‌ها بالاتریم و نعمت‌هایی داریم که به آن عادت کرده‌ایم و دیگر نمی‌بینیم.

 

هرگاه این زاویهٔ دید را پیدا کنیم، دریچهٔ شکر و رضایت در زندگی به رویمان باز می‌شود. آن وقت می‌فهمیم آن‌قدرها هم که خیال می‌کردیم «بدبخت» نیستیم و حتی شاید بسیاری از افراد در شرایطی سخت‌تر از ما زندگی می‌کنند.

 

دو نگاه، دو سرنوشت

 

در روایت دیگری آمده است:

«انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ دُونَكَ، فَتَكُونَ لِأَنْعُمِ اللَّهِ شَاكِرا»[9]

«به کسی نگاه کن که از تو پایین‌تر است، تا نسبت به نعمت‌های خداوند شاکر باشی.»

وقتی بخواهیم در زندگی اهل فکر و عبرت باشیم، کافی است اطرافمان را با دقت بنگریم. از هر صحنه و هر موقعیتی می‌توان فهمید که جای شکر دارد. کافی است لحظه‌ای بایستیم و بگوییم: الحمدلله من جای این آدم نیستم؛ الحمدلله خانواده‌ام در چنین شرایطی نیستند. ممکن بود خودم، فرزندم، عروسم یا دامادم گرفتار وضعیتی بسیار سخت‌تر باشیم.

وقتی نگاه‌مان را به کسانی می‌اندازیم که از ما فروترند و موقعیت دشوارتری دارند، توقع و انتظارمان از زندگی خودبه‌خود پایین می‌آید و دل‌مان آرام‌تر می‌شود. این‌جاست که «الهی شکر» از دل‌مان بلند می‌شود، نه فقط از زبان‌مان.

اما اگر چشم‌مان را تنها به بالادست بدوزیم، طبیعی است که دائم می‌گوییم: چرا من مثل فلانی نیستم؟ چرا او بهتر است و من نه؟ همین مقایسهٔ نادرست، آرامش را می‌کاهد و نارضایتی را می‌افزاید.

 

تاریخ جلسه:1404/5/13 ـ جلسه 4

«برگرفته از بیانات استاده زهره بروجردی»  

 


[1] تنبیه‌الغافلین، ص343

[2].  تنبیه‌الغافلین، ص334

[3]. بحار الأنوار، ج 92، ص 291.

[4] من‌لایحضره الفقیه، ج3، ص443.

[5] انشراح،5و6

[6] اسراء،7

[7] نهج البلاغه صبحی صالح، ص460

[8] الكافي، ط_الإسلامية،ج‏8، ص 244

[9] الأصول الستة عشر (ط – دار الحديث)، ص: 209

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *