خداوند در آیه 12 سوره نحل میفرماید:
«وَ سَخَّرَ لَکمُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فی ذلِک لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ»
«و شب و روز و خورشید و ماه را رام و مسخّر شما قرار داد، و ستارگان هم به فرمانش رام و مسخّر شدهاند؛ قطعاً در این [حقایق] نشانههایی است [بر توحید، ربوبیّت و قدرت خدا] برای گروهی که تعقّل میکنند.»
شب و روز، مسخّر انسان
زمان ، شب و روز (لیل ونهار) ابزاری است که خدای سبحان آن را رام کرده و در اختیار انسان قرار داده است؛ اگر بعضی میگویند زمان کافی برای ساماندهی امور نداریم یا به اصطلاح وقت نداریم سخن پذیرفتهای نیست؛ زیرا بر مبنای تدبیر الهی زمان باید در فرمان انسان باشد و تحت تسخیر وی قرار گیرد. اگر این نعمت الهی برای کسی مبارک نیست و فرد از آن بهرۀ لازم را نمیبَرد دلایل مختلفی دارد:ممکن است از زمان سوء استفاده کرده باشد یا برنامهریزی صحیحی برای زمان خود نداشته است.
اگر این موجود رام، در مقابل انسان سرکش میشود، خود فرد سبب این چموشی را فراهم میسازد در غیر این صورت، رام و در خدمت اوست .در شرح حال مرحوم ملاصدرا آمده است: ایشان هر شب پانزده جزء قرآن تلاوت میکرد که حاکی از آن است که زمان تحت تسخیر وی بوده است.
نهار، زمان تلاش و شب، زمان آرامش
مفسری میفرماید: «خدای سبحان، نهار (روز) را زمان شناوری، حرکت و تلاش انسان قرار داده و لیل (شب) را برای سکون و آرامش او خلق کرده است.»
«إِنَّ لَک فِی النَّهارِ سَبْحاً طَویلاً»[1]
«و تو در روز تلاش مستمر و طولانى خواهى داشت!»
اگر کسی روز را به حرکت و تلاش نمیگذراند و شب را در آرامش و سکون به سر نمیبرد و در هریک به گونهای گرفتار وسوسههای شیطان میشود؛ از آنروست که بر قدرت و توان خویش تکیه کرده است نه بر قوانین الهی.
شب، زمان قبض و روز، زمان بسط
در تفاسیر عرفانی لیل (شب)، زمان قبض انسان است و نهار (روز) زمان بسط او نامیده شده است. قبض و بسط تحت تسخیر خود فرد است. انسان قادر است به اذن حضرت حق به گونهای حرکت کند که وجودی بسیار گسترده و منبسط داشته باشد و یا وجودی منقبض و در تنگنا.
در توضیح کوتاهی در رابطه با قبض و بسط میتوان گفت: آن کس که در مسیر خداشناسی وارد میشود و در پیِ معرفت محبوب است، پس از مدتی با دو حالت روبهرو میشود که یکی برای او شیرین است و دیگری تلخ، یکی مطلوب است و دیگری سخت، یکی سبکبالی ایجاد میکند و در دیگری احساس سبکبالی ندارد. این دو حالت را در اصطلاح عرفان «قبض و بسط» گویند.
قبض، یعنی در قبضۀ خدا بودن
البته علیرغم اینکه به نظر برخی مفسرین قبض زمان دلتنگی سالک است؛ اما یکی دیگر از مفسرین عرفانی میگوید: «قبض زمانی است که انسان خود را در قبضۀ قدرت الهی میبیند؛ یعنی خود را در تحت سیطرۀ خداوند میبیند. با این دید، انسان در اوج قبض نیز، در بسط است؛ زیرا در هر حال تحت قدرت محبوب است. به عبارتی دیگر در حالیکه در قبض قرار دارد؛ چون تحت قبضۀ قدرت الهی است، گویا در اوج انبساط قرار گرفته است.
رابطۀ قبض و بسط و رضای الهی
انسان در شرایط قبض و بسط زندگی قادر به رضا، تسلیم و بندگی در برابر تدابیر الهی است؛ چه زمانی که خدای سبحان تدبیر خاصی در زندگی او جاری میکند و او را در تنگنا و گرفتاری قرار میدهد و چه زمانی که خداوند او را در حال بسط قرار میدهد و ارادۀ الهی منطبق بر خواستههای او میشود؛ او در هر دو حال قادر به بندگی و تسلیم در برابر حق است.
دائماً یکسان نباشد حال دوران
قانوناً هر قبض و هر دلتنگی، گشایشی درپی دارد. اینکه گمان شود زندگی صرفاً آرامش و سکون است گمان اشتباهی است همچنان که اگر تصور شود زندگی دائم در سختی است نیز، تصور درستی نیست. این تفکر بدان معناست که زندگی همیشه شب یا همیشه روز باشد در حالیکه زندگی ترکیبی از هر دو است، گاهی بسیار سخت و طاقتفرسا میشود و گاه چون آب روان؛ اما در هر دو مرحله آزمایشی است برای انسان.
امیرالمومنین علیهالسلام میفرماید:
«الدُّنیا دَارٌ بِالْبَلَاءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَةٌ»[2]
«دنیا سرایى است که بلاها از هر سو آن را محصره کرده و به بیوفایى شهرت یافته است.»
توقف ممنوع
آنچه تفاسیر درباره عبارت شب و روز میگویند آن است که انسان در هیچیک از زمانهای زندگی نباید توقف کند و اگر گرفتار توقف شد برای جبران آن حرکت و پویشی جدید را آغاز کند.
«وَ هُوَ الَّذی جَعَلَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ یذَّکرَ أَوْ أَرادَ شُکوراً»[3]
«و او همان کسی است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد برای کسی که بخواهد متذکّر شود یا شکرگزاری کند.»
خدماترسانی بیمنت
یکی از مفسرین تعبیر بسیار زیبایی را بیان میکند و میفرماید: در میان ستارگان، برخی نور خود را از ستارۀ دیگری تأمین میکنند و محتاج غیر هستند، مثلاً ماه، نور خود را از خورشید تأمین میکند؛ اما خورشید منّتی بر ماه ندارد که گمان کند اگر او نبود، ماه نابود میشد.
زمانی که خدماترسانی تحت اوامرالهی باشد کسی به جهت خدماترسانی منّتی بر دیگری ندارد، همچنان که دریافت کنندۀ خدمات، احساس ذلت و حقارت ندارد و اعتراضی نمیکند.
خدای سبحان روابط موجودات سماوی را بهصورت افاضه و استفاضه قرار داده است؛ یعنی یکی نور میدهد و دیگری کسب نور میکند؛ اما هیچیک نسبت به دیگری احساس برتری ندارند، بلکه همه در جای خویش مشغول بندگی هستند. عبارت مسخرّات در بین تمام موجودات جاری و حاکم است.
این امر نشانهای برای ماست که اگر در مسیر بندگی لطفی به یکی از مخلوقات داریم درپی آن منّت و یا اذیّتی نداشته باشیم و یا اگر دریافت نعمتی از سوی خلق برای ماصورت می گیرد،خردهگیری نکنیم. معنای بندگی همین تسلیم محض است.
زمان، نعمتی تحت تسخیر
زمان، نعمتی تحت تسخیر است. اگر فردی بهرۀ کافی و لازم از زمان نمیبرد باید در برنامهریزی خود بازنگری داشته باشد؛ زیرا زمان مسخر اوست. اگر آدمی بر مبنای دستورات الهی زمان خود را تنظیم کند بهیقین بالاترین بهرهها نصیبش میشود.
مصرف نامناسب از زمان، موجب نامیمونی و بیبرکتی آن میشود و استفادۀ صحیح نشان از تسخیر زمان دارد. برای مثال برای ادراک بینالطّلوعین توصیههای فراوانی شده است. ادراک زمان بینالطّلوعین، موجب جلب روزی بیشتر میشود. کسی که از این زمان بهره میبرد، تسخیر زمان خود را به اذن حق به دست دارد. بینالطلوعین، فاصله زمانی میان دمیدن صبح صادق و طلوع آفتاب است.
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1] . سوره مزمل، آیه 7
[2] . خطبه 226 نهجالبلاغه
[3] . سوره فرقان، آیه 62