تفسیر آیه 4 سوره نحل

خداوند در آیه 4 سوره نحل می‌فرماید:

 

«خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصیمٌ مُبینٌ»

 

«انسان را از نطفه‌اى آفرید، پس آنگاه او آشکارا با (خداوند) دشمنى مى‌ورزد.»

 

ناسازگاری بنده با خدا

 

آیه بیان می‌کند خداوند سبحان، خالق و آفرینندۀ انسان است و او را از نطفه آفریده است. ذکر واژۀ «نُطْفَةٍ» از سویی اشاره به پست بودن او دارد و از سوی دیگر نشان می‌دهد که عوامل طبیعی، مجرای ارادۀ خداوند سبحان است. بنده‌ای که به ارادۀ خداوند سبحان موجود شده است، در مقابل او قد عَلم می‌کند و بنای ناسازگاری می‌گذارد! این حرکت نوعی اعلام جنگ با خداست. مشرک بر توانایی خود یا دیگری تکیه می‌کند و با اعتماد بر غیرخدا، بنای ناسازگاری و جنگ با خدا را می‌گذارد.

 

علامت شرک خفی

 

تنها مشرک می‌تواند با حضرت حق اعلام جنگ کند؛ چنانچه در آیه قبل بیان شد شرک خفی به‌معنای آن است که انسان در مقابل خدا برای خود وجودی قائل شود، یعنی هم خدا و هم من. گرچه خصومت او با خدای سبحان، پنهانی نیست، بلکه خصومتی واضح و آشکار است. رابطۀ نامطلوب مشرک بر خود او روشن است و او از درگیری خود با خدای سبحان کاملاً آگاه است.

 

ناآرامی مشرک

 

مفسرین می‌گویند: «مشرک خوددرگیر است؛ از طرفی خدا را مدبّر امور می‌داند، از طرف دیگر برای خود در تدبیر امور مختلف، نقشی اساسی در نظر می‌گیرد که این امر آغاز جنگ با خداوند است.» اثر سوء ناسازگاری با حق سبب ناآرامی مشرک است؛ زیرا انسان، ضعیف و ساختۀ دست خداوند سبحان است و قادر به مقابله با حضرت حق نیست، همین امر سبب سلب آرامش او می‌شود.

 

آرامش موحد

 

موحّد، تسلیم محض مولای خویش است .چه چرخ روزگار بر مراد او بچرخد و موافق با او باشد و چه موافق با او نباشد، در هر دو حال آرامش دارد؛ زیرا مشکلات زندگی را بر اساس حکمت و مصلحت خداوند می‌داند و اعتراضی نسبت به پروردگار خویش ندارد.

 

خصومت با خدا

 

«إذَا» فجائیه است و در جایی به کار می‌رود که عملی برخلاف انتظار انجام شود .اگر در این آیه به کار رفته بدان جهت است که درگیری و مخاصمه با خداوند سبحان صفتی ناپسند برای انسان است؛ زیرا انتظار می‌رود مخلوق در مقابل خالق تسلیم باشد نه آنکه در مقابل او ستیزه‌جویی کند.

با توجه به «إذا فجائیّه» آیه این‌گونه معنا می‌شود:

انسان در آغاز، آهسته و به‌تدریج، در مسائل مختلف به حکمت خداوند خرده‌گیری و اعتراض می‌کند، سپس یکباره و ناگهانی بر او معلوم می‌شود که با خداوند خصومت پیدا کرده است.

باید دانست این صفت ناپسند از هیچ‌کس دور نیست؛ زیرا گاه انسان در فکر و نیت و گاه در لسان و گاه در فعل، در مقابل خداوند سبحان قد علم می‌کند و اعلام ناسازگاری با تدابیر حضرت حق را دارد.

برای مثال چنانچه از خدای خویش حاجتی طلب کنیم که بنا به مصلحت الهی، زمان اجابت آن فرا نرسیده باشد به اندازه‌ای که پذیرای تدابیر حق هستیم، موحدیم و به میزان نارضایتی، عنوان «مشرک» و «ستیزه‌جو» بر ما بار می‌شود.

 

 

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *