خداوند در آیه 7 سوره نحل میفرماید:
«وَ تَحْمِلُ أَثْقالَکمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَکونُوا بالِغیهِ إِلاَّ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکمْ لَرَؤُفٌ رَحیمٌ»
«و چهارپایان بارهاى سنگین شما را به شهرى مىبرند که جز به رنج تن نمىتوانستید به آن برسید. همانا پروردگار شما رؤف و مهربان است.»
تسلیم بودن جسم
خدای سبحان چهارپایان را به گونهای آفرید که هر فرمانی به آنها داده شود، اجرا میکنند و هیچ موضعگیری و سرپیچی نسبت به آن ندارند؛ مرکب بدن نیز این گونه تسلیم است.
مفسّری میفرماید: «روح و قلب، ساربان مرکب بدن هستند و اختیار آن را به دست دارند، هر فرمانی به جسم داده شود، آن را اجرا میکند، به اذن خدای سبحان مَرکب جسم، رام و تحت تسخیر انسان است.
با این توضیح کسی نمیتواند ادّعا کند من انجام فلان کار خیر را دوست دارم؛ امّا امکان اجرا ندارم، مثلاً خواندن نماز شب را دوست دارم؛ امّا نمیتوانم نماز شب بخوانم! کاری که قلب و روح حقیقتاً آن را تأیید کنند، جسم در انجام آن همراهی میکند. یک برنامهریزی دقیق و صحیح میتواند مرکب بدن را مجری فرامین قلب سازد.
همکاری جسم و روح
روح با همکاری جسم، بار سنگین اطاعت، عبادت و تکلیف را حمل میکند، همچنین خیررسانی به دیگران با همکاری و همراهی این دو ممکن میشود. به عبارت دیگر، تأمین نیازهای روحی با وساطت جسم صورت میپذیرد.
مرکب بدن از آن رو که وسیلهای برای قرار گرفتن انسان در خدمت حق است، قداست دارد. تقدّس جایگاه خدماترسانی مرکب بدن بهاندازهای است که در اجرای حدّ بر فردی که دزدی کرده است، همۀ دست او قطع نمیشود؛ زیرا «أَنَّ المَساجِدَ للّه»[1]«مواضع سجده از آن خداوند است.»
جسم، نردبان صعود روح
مفسری میفرماید: «سفر، از اموری است که خودبهخود خستگیهایی بههمراه دارد؛ بسیاری از سفرهای ارزشمند به واسطۀ مرکب بدن انجام میپذیرد. برای مثال نماز سفری است که از طریق مرکب جسم اقامه میشود. روایت میگوید:
«الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن»[2]
«نماز، معراج مؤمن است.»
جسم، نردبان صعود روح است و استقرار در فضای روحانی نماز با وساطت مَرکب جسم میسّر میشود.
تمایز انسان بر ملک
تصور بسیاری از افراد چنین است که رتبه وجودی ملائک بهجهت جسمانی نبودن، از انسان بالاتر است؛ در حالیکه خداوند سبحان جسمانی بودن انسان را امتیازی برای او شمرده و وی را با وجود بُعد جسمانی، اشرف مخلوقات و خلیفةالله معرّفی کرده است. به بیانی دیگر، مرکب جسم یکی دیگر از جلوههای نمایش رأفت خداوند سبحان بر انسان است. حضرت حق با این نعمت، انسان را از بسیاری موجودات، حتّی ملائک ممتاز کرده است؛ با توجه به مطالب فوق تفکّر اینکه مَرکب جسم برای انسان کارآیی نداشته باشد، باور غلط و سخن بیهودهای است.
انسان؛ آموزگار ملک
در رابطه با جایگاه انسان باید گفت:جبرئیل ملک مقرب و حامل وحی است؛ اما همین ملک مقرب در خدمت پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امیرالمؤمنین علیهالسلام قرار دارد؛ به عبارتی جبرئیل، شاگرد امیرالمؤمنین علیهاسلام است و حضرت، معلّم اوست. ملک در شمار مجردات است و جسم ندارد؛ امّا وجود مقدس حضرت در حالی که مانند سایر انسانها وجودجسمانی دارد، در رتبۀ بالاتر از ملائک قرار دارد.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله دربارۀ امیرالمؤمنین علیهالسلام در جنگ خندق میفرماید:
«ضَرْبَةُ عَلّیٍ یَوْمَ الْخَنْدَق افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثقلین»[3]
«ضربت علی علیهالسلام در روز خندق، از عبادت ثقلین پر فضیلتتر است.»
باید خدای سبحان را بهجهت نعمت جسم که در اختیار ما قرارداده است شکر کنیم و از انجام اعمالی که در جهت بندگی و رضایت خدای سبحان بهسهولت و با همراهی جسم صورت میپذیرد، لذت کافی را ببریم و خدا را سپاس گوییم.
اهمیت سلامت جسم
مفسّری میفرماید: انسان با وجود مَرکب بدن صاحب امتیازاتی میشود که در صورت فقدان آن، این امتیازات نصیب او نمیشد. تمام گامهای صحیحی که انسان برای بندگی و اطاعت با مرکب بدن بر میدارد شمارش شده است و برای هر گام، ملائکه و حتی ماهیان دریا برای او استغفار میکنند، از این رو مرکب بدن برای انسان اهمّیّت بسزایی دارد، بنابراین باید در مسیر بندگی، مراقب سلامت آن بود. جسم به اندازهای تقدّس دارد که خداوند برای آن برنامهریزی کرده و انسان را از آلودگی آن منع فرموده و دستور به نظافت دائمی آن داده است. شکر نعمت جسم به این است که طبق برنامهای که خداوند برای آن مقرّر فرموده است، با آن رفتار کرد.
زیبایی جسم
مفسّری میفرماید: گمان بیشتر افراد چنین است که اکثر کمالات از طریق روح نصیب انسان میشود و جسم نقشی در دریافت آن ندارد؛ همین امر سبب می شود که اینان نعمت روح را از نعمت جسم بالاتر بدانند؛ گرچه این مسأله مردود نیست؛ امّا صفت رحیم که از اوصاف خداوند سبحان است، بهمعنای به کمالرساننده است و خدای سبحان، از یک سو جسم را مرکب روح و راه وصول انسان به کمالات خاص معرفی میکند و از سوی دیگر در رابطه با جایگاه جسم میگوید:
«لَکمْ فیها جَمالٌ»[4]
«و برای شما در آنها زیبایی [و شکوه] است.»
حرف تاکید «إنّ» و حرف «ل» در عبارت «لَرَؤُفٌ» تأکید را میرساند؛ به این معنا که خداوند حتماً به بندگان بسیار لطف و عنایت دارد.
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1] . سوره جن، آیه 18
[2] . کشفالاسرار، ج2، ص 676
[3] . نهج الحق و کشف الصدق، ص ٢٣٥
[4] . سوره نحل، آیه 6