تفسیر آیه 8 سوره نحل

خداوند در آیه 8 سوره نحل می‌فرماید:

 

«وَ الْخَیلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمیرَ لِتَرْکبُوها وَ زینَةً وَ یخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ»

 

«و اسبان و استران و الاغ‌ها را آفرید تا بر آنها سوار شوید و براى شما تجمّلى باشد و چیزهایى را مى‌آفریند که نمى‌دانید.»

 

جسم، مرکب روح

 

در زمرۀ اولین نعماتی که خدای سبحان به بنی آدم عطا کرده است، مراکب راهواری است که انسان آنها را تحت اختیار خود در مسیربندگی، علم، زیارت و خدمت‌رسانی به خلق به کار می‌گیرد.

«واو» در این آیه واو قسم است. همانطور که در سوره مبارکه عادیات، خداوند به قداست پرش اسبان جهنده‌ای که در جنگ حضور دارند قسم می‌خورد و می‌گوید: «وَ العادِیاتِ ضَبحاً».

حیوانات نامبرده شده در این آیه نیز از جمله حیواناتی هستند که صرفاً برای انسان به عنوان مرکب قابل استفاده‌اند و استفادۀ دیگری برای او ندارند؛ امّا حرکات صحیح این مراکب به اندازه‌ای مقدّس و ارزشمند است که خداوند به آن سوگند می‌خورد!

 

روح فرماندۀ جسم

 

مفسری می‌فرماید: آنچه قابل اهمّیّت است این است که انسان سوار بر مرکب است نه مرکب سوار بر انسان؛ به این معنا که فرماندهی مرکب بدن با روح است، در واقع روح، نقش راننده و بدن، نقش مرکب را داراست؛ بنابراین روح، به مرکب بدن فرمان می‌دهد و بدن، فرمان روح را اجابت می‌کند. همانطور که در عالم ظاهر اگر فردی اسبی را به دوش گیرد، تعجب دیگران را برمی‌انگیزد و کار او را غیرعقلانی می‌شمارند، غیرعقلایی‌تر از آن زمانی است که در عالم معنا مرکب بدن بر روح فرمانروایی کند، در حالی‌که روح باید فرماندۀ مرکب جسم باشد.

جسم تنها نقش خادم انسان را دارد و کار او اجرای فرامینی است که از سوی روح برای او صادر می‌شود. باید مراقب بود فرماندهی و اختیار انسان به دست مرکب بدن نیافتد.

 

جسم، ابزاربندگی

 

مفسری می‌فرماید: «خداوند، مرکب بدن را در اختیار انسان قرار داد تا به‌وسیلۀ آن در مسیر بندگی حرکت کند نه آنکه آن را بدون استفاده رهاکند.» استفاده نکردن از جسم برای بندگی مانند آن است که اتومبیلی با تمام امکانات داشته باشیم و از آن استفاده نکنیم و آن را در پارکینگ نگهداری کنیم و هر روز فقط به تمیزی آن بپردازیم؛ همانگونه که استفاده نکردن از چنین مرکبی سفیهانه است، کسی هم که از جسم خویش برای بندگی استفاده نکند، سفیه است. خدای سبحان مرکب بدن را به‌عنوان ابزاری برای بندگی انسان خلق کرده است؛ استفاده نکردن از آن امری غیرطبیعی است. لطف و رحمت انسان به بدن آن است که از آن استفاده کند و در مسیر بندگی چنان از آن بهره ببرد که به نفس نفس بیافتد: «فَلْیتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ»[1]

در سیرۀ علما مشاهده می‌کنیم که بیش از آنچه عامۀ مردم تصور می‌کنند،جسم خود را در مسیر بندگی حضرت حق به کار می‌گیرند. درشرح حال علامه طباطبائی (ره) آمده است ایشان روزانه حدود ۱٦ ساعت مشغول نگارش تفسیر المیزان بود.

اگر مرکب بدن به بندگی حضرت حق مشغول نباشد؛ در قیامت علیه انسان شهادت می‌دهد. باید مراقب بود که جسم در مسیر بندگی و پایبندی به شریعت به کار گرفته شود.

مفسری می‌گوید: «خداوند سبحان این حیوانات را در اختیار شما قرار داد تا بر آنها سوار شوید، بعضی از این مراکب با حرکات تند و سریع برای ورود به جبهه و نبرد با دشمن به کار گرفته می‌شوند، مانند اسب که حرکت‌های تند و سریع دارد و بعضی برای استفاده در زندگی روزمره، باربری و جابجایی وسایل مورد نیاز؛ اما آنچه قابل توجه است آن است که هیچ‌یک از این حیوانات بی‌کار و بدون استفاده نیستند و همگی در مسیر خدمت به خلق به کار گرفته می‌شوند.»

 

بندگی خالصانه با استفاده از جسم

 

افراد در استفاده از مرکب جسم دو گروه‌اند:

  1. کسانی که در مسیر بندگی از مرکب جسم خود استفاده می‌کنند و لحظه‌ای توقف ندارند، بلکه با سرعت و توان فراوان در خدمت محبوب خویش‌اند، بندگی خالصانه و خاشعانه در محضر حق دارند. اینان دنیا را محضر خدا می‌بینند و در محضر حضرت حق با رشادت و قدرت فقط به وظیفۀ خود عمل می‌کنند. این گروه کسانی هستند که با فرماندهی روح، استفاده صحیح از تلاش خود دارند و نهایت بهره را ‌از مرکب جسم می‌برند:

«فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏ فَسَنُیسِّرُهُ لِلْیسْرى‏»[2]

«امّا آن كه انفاق كرد و پروا داشت. و پاداش نيك (روز جزا) را تصديق كرد. به زودى ما او را براى پيمودن بهترين راه آماده خواهيم كرد

اینان همۀ موجودی خود را برای خدای سبحان به کار می‌گیرند و از اینکه خود را فاعل و فعّال ببینند و منیّت خود را مطرح کنند، پرهیز می‌کنند و قیامت و جزای احسن را با همۀ وجود باور دارند. خداوند سبحان عنایتی به این گروه دارد بدین شکل که افعال و حرکات درستی که در نگاه دیگران بسیار سخت است در نگاه این افراد بسیار آسان جلوه می‌کند. عمل به وظایف بندگی درنگاه این افراد هیچ سختی ندارد.

  1. گروه دیگری که از جسم خود به این اندازه بهره نمی‌برند، خدمت می‌کنند؛ اما نه از نوع خدمت گروه اول. در هر حال بدن و جسم در خدمت روح است.

چه سعادتمندند گروهی که مرکب بدن‌شان تند و تیزپا در خدمت حضرت حق به بندگی مشغول است و جای افسوس دارد که جسم ما توان چنین بندگی را ندارد!

 

بندگی بر اساس توان جسمانی

 

مفسرین می‌گویند: با توجه به آیه جسم انسان در هر حدی که باشد در همان حدّ، قدرت بر بندگی خدای سبحان را دارد؛ از این رو کسی اجازۀ عقب‌نشینی از صحنۀ بندگی را ندارد. نقش تلاش انسان در جهت بندگی در سوره مبارکه لیل آیه ٤ تبیین شده است:

«إِنَّ سَعْیکمْ لَشَتَّى»

«سعی و تلاش شما مختلف است.»

 

آراستگی، ثمرۀ همراهی جسم با روح

 

مفسری می‌فرماید: «همراهی مرکب بدن با روح در امر بندگی موجب آراستگی انسان می‌شود. آراستگی او به میزانی است که وی را در میان آسمانیان به چشم آمدنی می‌کند و آنان از چنین انسانی متعجب‌اند! همچنین سایر مخلوقات در خدمت چنین فردی قرار می‌گیرند و برای او استغفار می‌کنند.

در توضیح این امر می‌توان گفت: زمانی که بنده‌ای برای تعلّم از منزل خارج می‌شود، به اندازه‌ای آراسته و چشم‌گیر می‌‌شود که حتّی ماهیان دریا زیبایی حرکت او را ادراک و برای این متعلّم استغفار می‌کنند.

پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله در روایتی ضمن تشویق مسلمانان به فراگیری دانش، عالِم را همچون زنده‌ای در میان مردگان دانستند:

«الْعَالِمُ بَيْنَ الْجُهَّالِ كَالْحَيِّ بَيْنَ الْأَمْوَاتِ وَ إِنَّ طَالِبَ الْعِلْمِ لَيَسْتَغْفِرُ لَهُ كُلُّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى حِيتَانُ الْبَحْرِ وَ هَوَامُّ الْأَرْضِ وَ سِبَاعُ الْبَرِّ وَ أَنْعَامُهُ فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ فَإِنَّهُ السَّبَبُ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِم‏»[3]

«عالم در میان جاهلان همچون زنده‌ای در میان مردگان است و همه موجودات حتی ماهی‌های دریا و جنبندگان زمین و وحوش بیابان‌ها و حیوانات اهلی برای طالب علم استغفار می‌کنند.  پس در جستجوی علم باشید که سبب اتصال میان شما و خدای عزوجل است و طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.»

ای برادر تو همان اندیشه‌ای

مابقی خود استخوان و ریشه‌ای

اندیشه و تفکر نیز موجب آراستگی است، انسان بدون اندیشه هیچ است و هرچه هست جسم است؛ اما همین جسم اگر مرکب روح باشد، سبب آراستگی بنده می‌شود.

 

قداست جسم؛ حاصل بندگی است

 

آنچه سبب تعجب ملائکه شده آن است که خدای سبحان مخلوقی از جنس خاک را خلیفة الله قرار داده است.

خدای سبحان به جوانی که در سحرگاه بستر نرم و راحت خویش را رها و برای بندگی قیام می‌کند، افتخار می‌کند و او را به ملائکه نشان می‌دهد؛ مخلوقی که به‌واسطۀ جسمانی بودن باید خواب خود را ادامه می‌داد، به ندای محبوب پاسخ می‌دهد، جسم و روح را هماهنگ می‌سازد و قیام به عبادت دارد! عمل این جوان موجب فخر حضرت حق است. قداست جسم مربوط به قیام او به بندگی است.

در دعای جوشن کبیر خدای سبحان با نام «مزیّن» خطاب می‌شود. «مزیّن» به معنای آراستگی خاصی است که خداوند به بنده عطا می‌کند. یکی از شؤون آراستگی و اتصاف بنده به نام «مزیّن» خدای سبحان، تلاش صحیح در امر بندگی است.

 

************

امور ناشناختۀ هستی

 

در این جهان موجوداتی وجود دارد که خلقت آنان از بشر ناشناخته است، امّا در علم خداوند موجوداند. هم‌چنانکه در عالم هستی اموری مطرح است که انسان از شناخت آنها ناتوان است، مانند تجسم عمل. انسان قائل به تجّسم اعمال یا تَجَسُّد اَعمال، یا تَمَثُّل اَعمال است و این بدان معناست که اعمال او در قیامت در برابر دیدگانش مجسم می‌شود، کردار نیکوی فرد در قیامت تغییر شکل می‌دهد و به‌ صورت نعمت‎های بهشتی در می‌آید، همچنان که اعمال بد او به‌ صورت آتش و عذاب مجسم می‌شود.

این امر رابطۀ میان عمل و عکس‌العمل را بیان می‌کند که در همین دنیا نیز گوشه‌ای از آن درک شدنی است. برای مثال چنانچه شما، دیگری را خوشحال کنید خوشحالی او به شما منتقل می‌شود که این احساس در قالب بیان نمی‌گنجد.

مفسری می‌گوید: انسان همواره درحال زاد و ولد است؛ هر لحظه نیّـت، فعل یا اراده‌ای از او متولّد می‌شود و خدای سبحان، خالق نیت‌ها و اعمال زیبا و پسندیدۀ عبد است؛ اما اگر نیّت و فعل بنده مرضیّ حضرت حق نباشد، صورت باطنی نازیبا و ناشناخته‌ای به وجود می‌آورد، مانندصورت نازیبای غیبت.

ناشناختگی تجسم عمل از نظر علمی مانند موجودات کشف نشده‌‌ای است که از شناخت بشر دورند. موجودات زیادی در دریا، بر روی زمین و در آسمان هستند که علم بشر به آنان راه پیدا نکرده است: «وَ یخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ».

 

 

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 


[1] . سوره مطففین، آیه 26

[2] . سوره لیل، آیه 5 و 6

[3] . امالی، شیخ مفید، ص29

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *