خداوند در آیه 9 سوره نحل میفرماید:
«وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبيلِ وَ مِنْها جائِرٌ وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعين»
«و بر خداست كه راه ميانه (و مستقيم را به مردم نشان دهد) و برخى از آن (راهها) منحرف است و اگر خداوند بخواهد همه شما را (به اجبار) هدايت مىكند.»
راه قاصد
«سبیلالقاصد» در زبان عرب «سبیلالمستقیم» و «الموصل الی المقصود» معنا شده است. راه قاصد، راه راست و بدون انحراف و راه ميانهای است که انسان را به مقصود میرساند؛ راهی مطابق و سازگار با فطرت انسانی؛ راهی که فرد با ورود به آن، میل به راه دیگری ندارد، گویا خود از قديم خواستار همین راه بوده است.
این راه، راهی است که عارفانی مانند ابراهیم ادهم، با تمام رفاه مادی آن را انتخاب كردند و از همۀ رفاه خويش چشم پوشيدند و كمترين انحرافی از این راه را هرگز نپسندیدند. ابواسحاق ابراهیم بن ادهم از عارفان و زاهدان معروف است. او از حاکمان بلخ بود که بهخاطر حوادثی، از بساط شاهانه کناره میگيرد و توبه میكند و بهدنبال تحصیل علم و حدیث میرود و از محضر بزرگانی همچون امام باقر علیهالسّلام و دیگر راویان استفاده میکند.
در حکایتی آوردهاند: ابراهيم شبی در قصر شاهی بر تخت خوابيده بود. نیمه شب سقف خانه جنبید و صدای پای کسی که روی بام بود شنیده شد. ابراهیم پرسید: «کیست؟» جواب آمد:« شتر گم کردهام و در پی گمشدۀ خويش هستم.» ابراهیم گفت:« ای نادان در پشت بام بهدنبال شتر میگردی؟» پاسخ آمد: «پس تو بر تخت زرین و در جامۀ اطلس چگونه خدای را میجویی؟» این سخن موجب دگرگونی درونی ابراهيم شد و وی زندگانی زاهدانه پیش گرفت.
خدای سبحان بندگان را به این راه راهنمایی كرده است تا آنان را به مقصد برساند؛ در این هدایت كمترین کوتاهی، غفلت و يا مسامحهای صورت نگرفته است.
ارائۀ طریق
اين راه به دو طريق به بندگان نشان داده شده است:
- پیامبر درونی یا همان عقل؛
- پیامبران بیرونی؛ تمام پیامبرانی كه از حضرت آدم تا خاتم برای راهنمايی بشر آمدهاند.
با فرستادن پيامبران راه انتخاب بر انسان باز شده است، در حالی كه خدای سبحان قادر بود خلق را به ورود به راه مجبور كند و اختياری برای آنان قرار ندهد؛ اما حكمت الهی بر «اختيار»، تدبير شده است. حضرت حق خواهان آن است که افراد بامیل و رغبت خود در راه میانه قدم بگذارند: «وَ لَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعینَ».
علامت عمل صالح
بزرگان معرفت میفرمایند: «توفیق اجباری، عمل صالح محسوب نمیشود. کار خوب و مثبت، زمانی كه با اختیار و ارادۀ انسان انجام شود عمل صالح به حساب میآید؛ اما اگر از روی اجبار يا جوّزدگی باشد عمل صالح شمرده نمیشود و برای انجامدهنده ثمری ندارد؛ هر چند عنوان كار خير يا مثبت بر آن نهاده شود؛ زیرا رمز قبول عمل صالح، انتخاب خالصانۀ خود است.
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»