دستاوردهای ماندگار ـ بخش هشتم

دو راهکار عملی برای سلامت اخلاقی و روانی

 

ابتدا به دو مسئلۀ کاربردی و سپس به ادامۀ مبحث جلسات گذشته می‌پردازیم.

 

مسئلۀ اول: چگونه ارتباط خود را با افراد دروغگو تنظیم کنیم؟

 

در پاسخ باید گفت: اولاً وقتی صفت بدی را در کسی مشاهده می‌کنیم، باید شکرگزار خدای سبحان باشیم که تاکنون به لطف خود ما را از آن سیّئه دور نگه داشته است؛ زیرا از آیندۀ خود خبر نداریم و ممکن است حتی به مراتب بدتر از او بشویم. ثانیاً هنگام ملاقات با فرد دروغگو، نباید به نظرات و وعده‌هایش اعتماد کنیم؛ در واقع باید به گونه‌ای به او اثبات کنیم که شایستۀ اعتماد نیست.

نکتۀ مهم این است که نباید با وی درگیر شویم یا لزوماً شیوه‌ای را اتخاذ کنیم که او متوجه قبح عمل خود بشود؛ زیرا برخی افراد چنان در گودال اشتباهاتشان فرو رفته‌اند که اصلاً متوجه زشتی اعمالشان نمی‌شوند. بنابر این، شیوۀ برخورد ما با انسان‌های گرفتار سیّئات اخلاقی باید این باشد که از آفات اعمال آنان در امان بمانیم.

 

مسئلۀ دوم: برخورد با پیشگویی‌ها و نگرانی از آینده

 

ما هرگز روی افرادی که اهل پیش‌بینی و پیشگویی هستند حساب باز نمی‌کنیم و به موارد پیش‌بینی‌شده نیز اعتماد نداریم؛ زیرا می‌دانیم:«يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ»[1] و نیز در بسیاری از امور برای خدا بداء حاصل می‌شود. بر همین اساس، ما فقط مکلّف به انجام وظیفۀ فعلی خود هستیم. باید وظایف خود را به نحو احسن انجام دهیم و به هیچ عنوان نگران آینده نباشیم. یکی از وظایف مهم، فراوان دعا کردن است. ایمان، مانع نگرانی برای آینده می‌شود. از آنجا که نمی‌دانیم تا چه زمانی زنده هستیم، نگرانی برای آینده بی‌معناست.

 

دستاوردهای ماندگار: توشه‌ای برای ابدیت

 

در بحث دستاوردهای ماندگار، آموختیم که ما برای ابدیت آفریده شده‌ایم؛ پس باید از اموری که نتیجه‌ای ندارند یا دارای ثمرات موقت و ناپایدار هستند، پرهیز کنیم. بر این اساس، ما باید برای ابدیتِ خود توشه جمع‌آوری کنیم. چنین توشه‌ای تبدیل به دستاورد ماندگار خواهد شد؛ دستاوردی که نه تنها هرگز از آن پشیمان نمی‌شویم، بلکه از آنجا که در اختیار خداوند قرار می‌گیرد، همواره رو به افزایش است و هیچ کاهشی در آن مشاهده نمی‌شود.

 

موجبات دستیابی به دستاوردهای ماندگار

 

«طُوبَى لِمَنْ ذَلَّ فِي نَفْسِهِ، وَ طَابَ كَسْبُهُ، وَ صَلَحَتْ سَرِيرَتُهُ، وَ حَسُنَتْ خَلِيقَتُهُ، وَ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ، وَ أَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ لِسَانِهِ، وَ عَزَلَ عَنِ النَّاسِ شَرَّهُ، وَ وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ، وَ لَمْ يُنْسَبْ إلَى الْبِدْعَةِ»[2]

«خوشا به حال كسى كه نزد خود خوار، و كسبش پاك، و باطنش شايسته، و اخلاقش نيكوست، اضافه مالش را انفاق مى‌كند، و زبان را از پرگويى حفظ مى‌نمايد، و شرّش را از مردم دور مى‌دارد، و اجراى سنّت پيامبر بر او سخت نيايد، و به بدعت‌گرايى متّهم نشده است.»

به دلیل وجود کلمۀ «طوبی» متوجه می‌شویم که فردی که حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام توصیف می‌فرماید، دستاوردهای لذت‌بخش و پایداری دارد. در این حکمت چهار توصیۀ حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام برای دستیابی به دستاوردهای ماندگار را می‌آموزیم.

 

1. اصلاح گفتار

 

پرهیز از یاوه‌­گویی و زیاده‌­گویی

 

«أَمْسَكَ اَلْفَضْلَ مِنْ لِسَانِهِ»

«و زبان را از پرگويى حفظ مى‌کند.»

یکی از اموری که موجب دستیابی ما به ثمرات باقی و ماندگار می‌شود، این است که مهارت کنترل زبان داشته باشیم؛ یعنی نه تنها از یاوه‌­گویی امتناع کنیم؛ بلکه زیاده­‌گویی هم نداشته باشیم. نفرمود «امسک لغو عن لسانه»؛ بلکه فرمود «امسک الفضل». فضل به‌معنای امور اضافه است. گاهی اوقات پیامی که می‌­خواهیم به دیگران منتقل کنیم باید بدون حواشی، مقدمه و مؤخّره مطرح شود، در غیر این صورت این امور باعث خنثی شدن اثر آن پیام می­‌شوند. اما هنگامی که اصل پیام به تنهایی ذکر شود، دستاوردهای ماندگاری خواهد داشت. ممکن است یک پیامِ محبت آمیز و شیرین به دلیل مقدمه و مؤخره­‌های اضافی و بی‌­دلیل، تلخ شود.

 

تطویل کلام در ابراز محبت

 

نکتۀ قابل توجه این است که ما نباید همیشه مختصرگویی داشته باشیم. برای مثال در عرض ارادت به حضرات معصومین علیهم‌­السلام، هر روز صبح چهل سلام به حضرت ولیعصر عجّل‌الله تعالی‌فرجه می­دهیم؛ اما از آنجا که در دعا اینطور آمده است می­توان نتیجه گرفت که این میزان عرض ادب، اضافی نیست.

همیشه اساس بر این نیست که مختصر و خلاصه صحبت کنیم. در عرض ارادت و محبت گاهی باید سخن را طولانی کرد و این تطویلِ کلام ابداً موجب تخریب آن نیست! باید بررسی کنیم که سخنان ما نیاز به اصلاح دارند یا خیر.

 

حذف قسمت‌های زائد کلام

 

گاهی بدون مطرح کردن بعضی از جملات و موضوعات، مفهوم کلام ما به طور کامل منتقل خواهد شد. برای مثال کسی که می­‌خواهد به دیگری کمک کند، می­تواند فقط بگوید:« اجازه می‌­دهید کمکتان کنم؟». مفهوم این جمله با جمله‌­ای مانند: «از آنجا که می­دانم خانواده­ات به تو کمک نمی­‌کنند، من به یاری­ات آمده­ام.» بسیار متفاوت است. در مثال دوم، بخش اولِ جمله اضافه است و لزومی به گفتن آن نیست.

کلمه «فضل» که امیرالمؤمنین علیه­السلام در حکمت مذکور فرمود، بار منفی دارد. فضل در زبان و لسان به معنای پرگویی و زیاده­گویی است. زیاده­‌گویی نه تنها دلیل کلام حکیمانه نیست بلکه معمولاً دلیل بر کم­خردی است. پس چنانچه انتظار داریم کلام ما برایمان باقی و ماندگار باشد، باید همیشه « أَمْسَكَ اَلْفَضْلَ مِنْ لِسَانِهِ» را در نظر گرفت و در سخنان خویش با دیگران اصلاح و ویرایش انجام دهیم. باید مطمئن شویم که همۀ عباراتِ جملۀ ما برای انتقال معنی و مفهوم حرفمان ضروری هستند، آسیبی به روحِ کلام وارد نمی­‌کنند و سوء‌قصدی که باعث سوء‌تعبیر شود به همراه ندارد. گاهی یک عبارت بسیار کوتاه هم ممکن است سخن ما را آلوده کند، اثر مثبت آن را از بین ببرد و باعث نابودی دستاورد ماندگار کلام ما شود.

 

2. پرهیز از آزار و اذیت

 

«عَزَلَ عَنِ اَلنَّاسِ شَرَّهُ»

«شرّش را از مردم دور مى‌دارد.»

گاهی نیاز به انجام کار خاصی نیست. برای مثال دربارۀ ارتباط ما با همسایگانمان، چنانچه از سوی ما مورد آزار و اذیت قرار نگیرند، نوعی خیررسانی محسوب می‌شود. دستاورد ماندگار این موضوع این است که وجهۀ افراد متدین نزد دیگران خوب باقی می‌ماند. یکی از خانم‌ها ماجرایی را نقل کرد که مربوط به بحث ماست به طور خلاصه به آن می‌پردازیم:

«پس از اثاث کشی به منزل جدید، در خانه روضۀ حضرت زهرا سلام الله‌علیها برگزار کردم و غذای مراسم را بین همسایه‌ها پخش کردم. یکی از همسایه­‌ها برخورد بدی کرد و گفت:« غذاها را برای گداها ببرید.». از توهین او به غذای حضرت زهرا سلام الله علیها، هم ناراحت شدم و هم نگران او. آن همسایه با انقلاب هم مشکل داشت و در گروهی که با همسایه‌ها داشتند، مدام تبلیغ شاهنشاهی را می‌کرد. یک بار در گروه پیامی با این مضمون نوشتم: «از آنجا که آموخته‌ام آزار و اذیت همسایه، عمر انسان را کوتاه می‌کند و من طول عمر را دوست دارم، پس پاسخی به شما نمی‌دهم!»

بعد از این اتفاقات به حرم حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام مشرف شدم و دعایی که در صحیفۀ سجادیه برای همسایگان وجود دارد، قرائت کردم، همۀ همسایه‌ها را نام بردم و وقتی یاد نام آن همسایه افتادم، با خود فکر کردم اصلاً نباید نام او را جلوی امام رضا علیه‌السلام بیاورم؛ اما بعد از کمی تفکر به این نتیجه رسیدم که وقتی آنجا به یاد او افتاده‌ام پس باید نامش را ببرم. با ذکر نام، برای هدایت وی دعا کردم.

فرزندان آن همسایه خارج از کشور زندگی می‌کردند و او مدام در رفت و آمد بود. یک روز نزد من آمد و گفت:« من به آمریکای جنوبی رفته بودم. در آن جا یک صخرۀ دیدنی بود که مسیر ماشینی نداشت و باید پیاده مسافت طولانی‌­ای را طی می­کردیم. وقتی به آنجا رسیدیم من بیهوش شدم و پسرم با هر زحمتی بود مرا به شهر و بیمارستان رساند. یک شبانه روز در کما بودم. وقتی به هوش آمدم اولین جمله‌ای که به خاطرم آمد جملۀ شما بود. همان لحظه از خدا خواستم زنده بمانم و دیگر هرگز همسایه‌ها را اذیت نکنم.» آن خانم می‌گفت بعد از آن، هنگام روضۀ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها با عصبانیت در پارکینگ راه می‌رفت و سیگار می­‌کشید اما هیچ حرفی نمی‌زد!»

 

آثار دعا

 

بنابر ماجرایی که نقل شد، هرگز نباید هیچکس را از سفرۀ دعاهایمان حذف کنیم. چنانچه سعی ما بر این باشد که از ناحیۀ ما آزار یا آسیبی به دیگران نرسد، شخصیت مثبتی از ما در ذهن مردم باقی می‌ماند. این شخصیت به ضمیمۀ کارهای دیگرمان باعث ایجاد یک شخصیت پایدار و ماندگار می‌شود. چه بسا مردم، «اذیت نکردن دیگران» را راز محبوبیت ما بدانند. پرهیز از شرّ رساندن به دیگران، برای ما دستاوردهای ماندگاری تا قیامت به دنبال خواهد داشت.

 

3. اجرای مستحبات با میل و رغبت

 

«وَسِعَتْهُ السُّنَّةُ»

«اجراى سنّت پيامبر بر او سخت نيايد.»

گاهی اوقات ما به روش­ها و سنت­های پیامبر اکرم عمل می‌کنیم. برای مثال مهمان را اکرام می­کنیم، عیادت از بیماران را بر خود لازم می‌دانیم، مستحبات را انجام می‌دهیم؛ اما نه تنها هیچ کدام از این اعمال را با میل و رغبت انجام نمی­دهیم بلکه از آنجا که خود را ملزم به انجام این اعمال می‌دانیم، برایمان بسیار سنگین جلوه می‌کند و از روی فشار و اجبار آن‌ها را اجرایی می‌کنیم. قاعدتاً ما در دنیا از آثار مستحباتی که انجام داده‌ایم بهره‌مند شویم، برای مثال این اعمال، رزق و روزی ما را افزایش می‌دهند یا محبوبیت دنیوی و اقتدار برایمان به همراه دارند؛ اما از روی اجبار و اکراه انجام دادن آن‌ها باعث می‌شود که دستاوردهای آن‌ها تا قیامت برای ما ماندگار نشود.

اما گاهی اوقات سیرۀ پیامبر اکرم را در کمال انبساط اجرا می‌کنیم، نه تنها برای انجام آن تحت فشار نیستیم؛ بلکه از اینکه خدای سبحان توفیق اجرای مستحبات را نصیب ما فرموده است، لذت می‌بریم. این نوع انجام مستحبات، برای ما دستاوردهای ماندگار به همراه دارد.

طلب علم، عیادت از بیمار و نماز شب نمونه‌هایی از سنت پیامبر اکرم است؛ گاهی این اعمال را از روی عادت و یا اجبار انجام می‌دهیم اما گاهی از اجرای آن‌ها لذت می‌بریم و بابت توفیق انجام آن‌ها منت خدای سبحان را می‌کشیم. البته نکتۀ قابل توجه این است که حتی اگر این اعمال از روی عادت انجام شود، باز هم عادتِ خیر، خیر است.

اگر سیرۀ پیامبر اکرم را با میل و رغبت، وسعت وجودی و شوق انجام دهیم، برایمان تا ابد ماندگار می­شود. ما ممکن است از روی اجبار برای دفع بلاها، صدقه پرداخت کنیم، اما اگر همان صدقه را با میل و رغبت پرداخت کنیم و از خداوند سپاسگزار باشیم که به ما ثروت داده و اجازه فرموده است که در این راه آن را پرداخت کنیم (نه برای درمان بیماری­ها یا امور ناخوشایند)؛ این صدقه برای ما یک دستاورد ماندگار به حساب می‌آید.

 

تأثیر نیت در سلامت روح و جسم

 

در روایات داریم:

«طَعَامُ الْبَخِيلِ دَاءٌ»[3]

وقتی ما مهمان انسانی بخیل شویم، از آنجا که او تهیه و تدارک آن غذا را با انبساط خاطر و میل و رغبت انجام نداده است، آن خوراک باعث افزایش درد در ما خواهد شد.

این موضوع فقط محدود به غذا نیست؛ بلکه هر کاری که انسان بخیل برای ما انجام دهد، مشمول همین حکم می‌شود. اینکه خدماتی که انسان ارائه می‌دهد از روی اجبار است یا از روی اشتیاق، موضوعی بسیار مهم و قابل‌تأمل است. حتی مخاطب خدمات‌رسانی ما ممکن است خانواده‌مان باشند.

بسیاری از امور منزل، جزء مستحبات به شمار می‌روند. اگر آن کارها را با وسعت صدر، طیب خاطر و لذت انجام دهیم، به صورت دستاورد ماندگار تا ابد برایمان باقی می‌مانند. اما چنانچه با اکراه و از روی اجبار انجام دهیم، مشمول «عَامِلَهٌ نَّاصِبَه» (آن‌ها که پیوسته عمل کرده و خسته شده‌اند و نتیجه‌ای عایدشان نشده است) می‌شویم؛ یعنی هم زحمت کشیده‌ایم، هم اصطلاحاً خستگیِ آن بر تن ما می‌ماند، و هم هیچ دستاورد ماندگاری در صندوق ذخایر آخرت ما باقی نمی‌ماند.

حتی گاهی ممکن است منظور نظر ما کار بسیار بزرگ و سختی نباشد؛ برای مثال، یک لیوان آب را مشتاقانه به کسی بدهیم. همین عمل مستحب نیز دستاورد ماندگار به دنبال خواهد داشت.

 

تغییر زاویه دید؛ شکرگزاری در همین لحظه و همین مکان

 

بنابر آنچه گفته شد، گاهی کافی است زاویۀ دید خویش را تغییر دهیم. یک نفر می‌گفت: «ما همین الان، با همین شرایطی که داریم، در همین جایی که هستیم، جای آرزوی هزاران یا میلیون‌ها انسان قرار داریم!» هم‌اکنون هزاران نفر روی تخت‌های بیمارستان هستند که آرزو داشتند در کلاس حضور داشته باشند. سالمندان زیادی آرزو داشتند جوان بودند و می‌توانستند به کلاس بیایند، و مثال‌های فراوان دیگری که مصداق همین موضوع هستند.

 

وسعت سنت

 

«وَسِعَتْهُ اَلسُّنَّةُ» شامل تمام امور مستحب، اعم از اذکار و اعمال می‌شود. برای مثال، ناخن گرفتن نیز از سنت‌های پیامبر اکرم است. یکی از پزشکان جمع ما می‌گفت علمی به نام «ناخن‌درمانی» وجود دارد؛ یعنی از طریق گرفتن ناخن‌ها بسیاری از بیماری‌ها درمان می‌شود. عطر زدن و یازده رکعت نماز شب نیز از سنت‌های پیامبر اکرم هستند.

 

4. پرهیز از بدعت گذاری دینی

 

«وَ لَمْ يُنْسَبْ إلَى الْبِدْعَةِ»

«به بدعت‌گرايى متّهم نشده است.»

عاقبت طیّب و لذت­بخش مخصوص کسانی است که نوآوریِ دینی نداشته باشد. این خطر بیشتر از آنکه افراد بی­دین را تهدید کند، متوجه متدین­هاست. بدعت به معنای وارد کردن امور جدید به دین است؛ پس با توجه به حکمت فوق، کسی که بدعت دینی نداشته باشد، عاقبت طیّبی دارد. چنانچه دین را به عنوان یک مجموعۀ کامل ببینیم، واجبات آن را تا ابد واجب و محرماتِ آن را تا ابد حرام می­‌دانیم؛ پس هیچ نیازی به افزایش یا کاهش در دین نیست.

 

سنت سیئه و سنت حسنه

 

اگر خدای ناکرده یک سنت اشتباه توسط ما وارد دین شود و ماندگار گردد، طبق روایت: «مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَيِّئَةً وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا»[4]، هر کس که در طول تاریخ آن سیّئه را انجام دهد، گناه ارتکاب آن بر عهدۀ بدعت‌گذار نیز خواهد بود. چنانچه ما علاقه‌مند هستیم که شخصیتمان در طول تاریخ به درستی حفظ شود، باید مراقب باشیم تا سنت غلطی از ما باقی نماند.

 

پاسخ به یک شبهه

 

یکی از موضوعاتی که در ذهن برخی افراد ایجاد شبهه کرده است، طولانی شدن مراسم روضۀ محرم، صفر و فاطمیه است. اما آیا این یک سنت اشتباه است که در تاریخ ماندگار شده است؟

یکی از علمای اهل سنت به مرحوم حاج عبدالکریم حائری ایراد گرفت که چرا عزای حضرت اباعبدالله علیه‌السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها طولانی است؟ آقای حائری در پاسخ فرمود: «اگر روضه‌ها دو ماه به طول نمی‌انجامید، عاشورا را هم مانند غدیر انکار می‌کردید.» حقیقتاً اگر مراسم روضه در خانۀ مادربزرگ‌های ما برگزار نمی‌شد، الان شخصیتی به نام حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را نمی‌شناختیم!

برگزاری مراسم‌ ذکر مصیبت ائمه اطهار علیهم‌السلام و بازگویی‌های مکرر اتفاقات تاریخی، باعث خنثی شدن هجمه‌های مخالفان دین می‌شود. طولانی شدن مراسم‌ روضه باعث می‌شود جوانی که مشغول درس، کار و زندگی است، حداقل یک روز در آن‌ها شرکت کند و از همان یک جلسه، دستاوردی داشته باشد.

در واقع گویا ما با برگزاری و تقویت این مجالس می‌خواهیم اعلام کنیم که اگرچه در آن زمان نبودیم تا آتشِ درِ خانۀ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها را خاموش کنیم، اما این حادثه حقیقت دارد و دروغ نیست. همچنین باید به این موضوع فکر کرد که آیا شیعیان آن حضرت پس از شنیدن ذکر مصیبت‌ها، اصطلاحاً غیرتی می‌شوند و عکس‌العملی از خود نشان می‌دهند یا خیر.

اگر می‌خواهیم دستاوردهای ماندگار داشته باشیم، هرگز نباید هیچ امر جدیدی را به ساختار دین اضافه کنیم. در درس اصول، یک اصطلاح وجود دارد به نام «تَسامُح در اَدِلّه سُنَن»، این به این معناست که نیازی به بررسی جدی برای پیدا کردن یک سند قوی برای روایاتی که در ارتباط با مستحبات به دست ما رسیده است، وجود ندارد؛ در واقع یک سند ضعیف هم کفایت می­‌کند و نوآوری دینی محسوب نمی­‌شود.

 

تقوا، بهترین توشه و دستاورد ماندگار

 

«أَمَّا اَلدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا اَلْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا اَلْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ ثُمَّ اِلْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي اَلْكَلاَمِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ خَيْرَ اَلزَّادِ اَلتَّقْوَى»[5]

«اى صاحبان سراهاى وحشت زا، و مكانهاى بى آب و گياه، و قبرهاى تاريك، اى خاكيان، اى غريبان، اى بى كسان، اى وحشت زدگان، شما ما را پيشرويد كه بر ما پيشى جستيد، و ما شما را پيرويم كه به دنبال شما مى رسيم. اما خانه ها: غير شما در آن ساكن شدند، امّا همسران: ديگران با آنان ازدواج كردند، اما اموال: همه آنها تقسيم شد. اين است خبرى كه نزد ماست، خبر آنچه نزد شماست چيست؟ پس رو به جانب ياران كرد و فرمود: اگر به آنان اجازه سخن مى دادند به شما مى گفتند كه بهترين توشه تقواست.»

تقوا به معنای پرهیز از امور مختلف است که در رأس آن‌ها، پرهیز از مخالفت با خدای سبحان قرار دارد. پرهیز از معصیت، جهالت، حبِّ دنیا، غفلت، ساکن ماندن و حتی پسرفت کردن، همگی زیرمجموعۀ پرهیز از مخالفت با خدا به شمار می‌روند. اِعمال این پرهیزها، دستاوردهای ماندگاری برای ما به همراه دارد.

حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در خطبه‌شان خطاب به مردم فرمود: «شما به دورۀ جاهلیت خود بازگشته‌اید.» این خطر، همۀ ما را نیز تهدید می‌کند.

 

آنچه در عالم دیگر می‌ماند؛ عبرتی از خواب علامه مجلسی

 

مرحوم سید نورالدین جزائری و مرحوم علامه مجلسی، هم‌دوره بودند و در یک زمان می‌زیستند. آنان با یکدیگر قرار گذاشته و سوگند یاد کرده بودند که هر کس زودتر از دنیا رفت، به خواب دیگری بیاید و بگوید در عالم دیگر چه خبر است و چه چیز نافع است.

علامه مجلسی پیش از مرحوم جزائری از دنیا رفت و به خواب او آمد و گفت: «وقتی نکیر و منکر از من پرسیدند: «با خود چه چیزی آورده‌ای؟» ۱۱۰ جلد کتاب بحارالانوارِ خود را ارائه دادم. اما آن‌ها گفتند: این امور در اینجا فایده‌ای ندارند. وقتی کتاب بحار را قبول نکردند، گفتم: پس من هیچ چیز همراه ندارم. لیکن آنان در جواب گفتند: در دنیا کارهایی کرده‌ای که برای اینجا مفید است. یک روز، سیبی که در دست داشتی را به یک کودک یهودی که به آن نگاه می‌کرد، بخشیدی. یک بار هم بدهکاری را به زندان می‌بردند؛ اما تو بدهی او را پرداخت کردی و موجب آزادی وی شدی.»

 

آیا تحقیقات علمی در عالم دیگر بی‌فایده است؟

 

در اینجا ممکن است شبهه‌ای ایجاد شود و آن این است که بنابر آنچه گفته شد، تحقیقات علمی انسان در عالم دیگر بی‌فایده است! در حالی که می‌دانیم «مِدَادُ الْعُلَمَاءِ أَفْضَلُ مِنْ دِمَاءِ الشُّهَدَاءِ»[6].

در پاسخ به این شبهه، آیت‌الله انصاری شیرازی از قول مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی چنین نقل می‌کند که ثواب بحارالانوار بسیار زیاد است و عالم برزخ گنجایش آن را ندارد؛ عالم برزخ فقط گنجایش ثواب‌های کوچک را دارد. برای مثال، لامپی که باید ولتاژ ورودی آن ۱۰۰ ولت باشد، اگر ۱۰۰۰ ولت به آن وارد شود، می‌سوزد.

پس بنابر آنچه گفته شد، نباید تصور کنیم که خواب دیده‌شده اشتباه بود، یا آن مکالمه به درستی منتقل نشده، یا حتی علامه مجلسی را به نداشتن نیت مخلصانه متهم کنیم. کتاب بحارالانوار همین حالا هم نور دارد.

آیت‌الله شاه‌آبادی می‌گوید: علامه مجلسی مانند غواصی است که از اعماق دریای معرفت، روایات ائمۀ اطهار علیهم‌السلام را برای ما نقل می‌کند. علامه مجلسی برای نوشتن کتاب بحار، گروهی ۴۰۰ نفره داشته است که مأمور پیدا کردن روایات بودند.

البته می‌دانیم که همۀ روایات کتاب بحار صحیح نیستند و بر خلاف اهل تسنن، قائل به «صحاح» نیستیم که معتقد باشیم همۀ روایات نقل‌شده در کتاب‌هایمان صحیح است؛ لیکن قطعاً در بحارالانوار، دریایی از معارف اهل بیت علیهم‌السلام وجود دارد.

 

دستاوردهای ماندگار؛ برخی برای برزخ، برخی برای قیامت

 

برخی از دستاوردهای ماندگار ما برای عالم برزخ نافع است و برخی دیگر به دلیل ارزش و ثواب بالایی که دارند، در قیامت نافع خواهند بود. به همین دلیل، مرحوم آیت‌الله بهجت می‌فرمود: «در تمام کارهای خیر ثبت‌نام و شرکت کنید.» خیرات کوچک برای برزخ ما نافع هستند و آسایش در برزخ نیز امر مهمی است.

 

نقش تقوا در انتقال اعمال؛ از برزخ تا قیامت

 

نکتۀ قابل توجه، امکان انتقال اعمال است. حتی همان اعمال کوچک ما که برای عالم برزخمان نافع هستند نیز باید بتوانند از این عالم به عالم دیگر منتقل شوند. رمز این انتقال، تقواست.

دانستیم که تقوا به معنای پرهیز از انجام کارها برای غیر خداست. ترک معاصی و انجام طاعات، همگی باید تنها به خاطر خداوند انجام شود. در این صورت، همان‌طور که گفته شد، بخشیدن یک سیب به یک کودک یهودی هم در تاریخ ماندگار می‌شود.

یک مثال برای روزگار ما، آقای سنوار است. دشمن او را کالبدشکافی کرد و اعلام نمود که سه روز گرسنگی و تشنگی را تحمل کرده است. وقتی کار برای خدا انجام شود، نه تنها از زبان دوست، بلکه از زبان دشمن نیز رسانه‌ای می‌شود. لیکن کاری که برای غیر خدا انجام شده باشد، در همین دنیا نیز گم می‌شود.

 

تاریخ جلسه: 1403/8/21 ـ جلسه 8

«برگرفته از بیانات استاده زهره بروجردی»  

 


[1]. سوره فتح، آیه 10.

[2]. نهج­البلاغه، حکمت 118

[3]. طب النبی، ص21.

[4]. الفصول المختاره، ص136.

[5]. نهج­البلاغه، حکمت 125

[6]. تحف العقول،ص1.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *