پیوست قرآن و امام
در این جلسهٔ کلاس، که در روز بیستوسوم ماه رمضان و همزمان با شب قدر برگزار میشود، در ضیافت این ماه مبارک بیش از هر زمان دیگر در محضر قرآن قرار میگیریم و از برکات ویژهٔ آن بهرهمند میشویم. بهگونهای که فضیلت تلاوت هر آیه در این ایام، همسنگ ثواب یک ختم کامل قرآن شمرده شده است. همچنین به ما توصیه شده که در ماه رمضان بیشترین ارتباط و انس را با قرآن داشته باشیم.
امام عصر عجلالله تعالی فرجه، قرآن ناطق و همتای قرآن است. بیتردید در این ضیافت الهی، جلوهگری و حضور معنوی وجود مقدس حضرت ولیعصر علیهالسلام نیز تفاوتی آشکار با دیگر ماههای سال دارد.
همنشینی با قرآن، همنفسی با امام زمان علیهالسلام
حضور در محضر قرآن هرگز از حضور در محضر عِدلِ قرآن جدا نیست. از همین رو در ماه رمضان، هر شب با توجه و ارادتی ویژه به محضر حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه روی میآوریم و در دعای شریف افتتاح، اشتیاق خود را به دولت کریمۀ او چنین ابراز میکنیم:
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَأَهْلَهُ وَتَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ»
گویی هر شب، در پرتو این دعا و پردهبرداریهایی که از جایگاه رفیع امام صورت میگیرد، هاتفی در گوش جان ما زمزمه میکند:
«أَنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا»
قرآن از امام جدا نیست و امام از قرآن جدا نیست. هرگاه در محضر قرآن قرار میگیرید، در حقیقت همزمان بر سر سفرۀ معرفت امام نشستهاید. و هرگاه باطن آیهای از آیات قرآن بر شما گشوده میشود، گویا پرتوی از حقیقتِ وجود مقدس حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه بر دل شما تجلی یافته است.
پرده را از روی ماه خویش بالا می زند
غمزه را سر می دهد، غم از دل و جان می رود
ماه پیوند با قرآن و ولیّ خدا
خداوند در ضیافت ماه رمضان فرصتی ویژه برای معرفی «ولیّ» خود فراهم کرده است؛ گاهی در میان آیات قرآن و گاهی در لابهلای عبارات ادعیه. در این ماهِ خدا، قرار است میان مهمانان الهی و واسطۀ فیض آنها پیوندی عمیق برقرار شود؛ پیوندی که آغاز راهی ماندگار و شروعی بیپایان است.
از آیتالله بهجت(ره) پرسیدند: «در زمان غیبت، وقتی دلمان برای امام تنگ میشود، چه کنیم؟» ایشان فرمود: «امام زمان، عِدلِ قرآن است. اگر امام غایب است، قرآن که هست. هر زمان برای حضرت دلتنگ شدید، به قرآن نگاه کنید.»
ماه رمضان؛ فرصتی برای تلاوت قرآن و امامشناسی
در این ماه، تلاوتهای ما از قرآن با سایر ایام سال تفاوت دارد؛ گویی هر آیهای که میخوانیم، دریچهای به شناخت امام زمان علیهالسلام میگشاید. به ما توصیه شده بود که در شب قدر، مداوم دعای «اللهُمَّ کُن لِوَلیِّک» را بخوانیم و هر لحظهٔ خود را با یاد امام زمان علیهالسلام سپری کنیم، به امید آنکه: «طالع اگر مدد کند دامنش آورم به کف»
در ادامه، مطابق برنامهٔ کلاس امام زمانشناسی، به سراغ زیارت جامعه کبیره میرویم تا از زبان مطهر امام هادی علیهالسلام با شخصیت حضرات معصومین آشنا شویم و سپس، به معرفت ولیّ عصر عجلالله تعالی فرجه نایل شویم.
«الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ»
قیام امام و مسئولیت مأموم
«قوّام» صیغهٔ مبالغه است، به معنای «بسیار قیامکننده». امام، وجود مقدسی است که همواره به فرمان الهی قیام میکند. حضرت ولیعصر عجلالله تعالی فرجه کثیرالقیام است؛ زیرا میخواهد اوامر خداوند را به بهترین و کاملترین وجه انجام دهد. بیش از هزار سال است که حضرت با شدت، قدرت و استمرار، به امر امامت قیام دارد.
امام قاعد نیست، قائم است؛ همواره قیام دارد و این قیام بسیار است. امام امامت خود را به نحو اتمّ و اکمل بر عهده گرفته و حتی در دوران غیبت، ذرهای ضعف، خلل یا نقص در امامتش راه ندارد.
ما نیز، بهعنوان مأموم آن امام، باید از سستی و کسالت پرهیز کنیم و برای انجام وظایف خود در برابر خدا و «ولیّ» خدا قیام کنیم.
قیام امام و تسلیم مطلق در برابر اراده الهی
امام، بسیار قیامکننده است؛ اما تنها به هر آنچه که امر خداوند باشد. اگر ارادهٔ خداوند بر غیبت او باشد، تسلیم است و اگر فرمان ظهور صادر شود، اطاعت میکند. به همین جهت، آن بزرگوار بیش از هزار سال در غیبت به سر میبرد و چشمانتظار روزی است که ظهور کند؛ اما کوچکترین اعتراضی نسبت به خداوند ندارد.
اینکه پس از توسل بندگان، حاجت چه کسی برآورده شود یا خواستهٔ چه کسی با تأخیر انجام گیرد، اینکه اعمال چه کسی در پرونده ثبت شود و اعمال چه کسی حبط شود، اینکه به چه کسی توفیق داده شود و از چه کسی سلب گردد، همه و همه از نظر امام خارج است و حضرت تنها تسلیم محض فرمان الهی است.
امام قوّام و مسؤولیت مأموم
امام، امر امامت خود را به طور کامل و بدون هیچ نقصی انجام میدهد. غیبت امام هرگز موجب نمیشود که در ایفای نقش او برای امت حتی ذرهای قصور یا تقصیر راه یابد.
حضرت در امور امامت کوچکترین مسامحه یا تأخیر ندارد. اگر وظیفهٔ امام هدایت است، اگر وظیفهٔ او ارشاد است، امام «قوّام» است و همهٔ این نقشها را به نحو اتمّ و اکمل ایفا میکند.
عنوان «الْقَوَّام» امام، ما را شرمنده میکند؛ زیرا از یک سو حضرت با شدت و کثرت، هر امری از زندگی ما را که به عهده گرفته، به بهترین وجه انجام میدهد، و از سوی دیگر، ما که مأموم او هستیم، در انجام وظایف خود نسبت به امام، دچار غفلت و کسالت فراوان هستیم.
شب قدر و نقش امام در تقدیر الهی
خداوند در سورهٔ قدر میفرماید:
«تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِم مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»[1]
«فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای [تقدیر] هر کاری نازل میشوند.»
در شب قدر، فرشتگان چنان فرو میآیند که سراسر عالم پر از حضورشان میشود. این ملائک، هنگام نزول به زمین، به محضر انسان کامل، به محضر امام وارد میشوند؛ کسی که به اذن خدا در شمار «الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ» است.
در آن شب، به دست باکفایت امام، مقدرات الهی برای هر یک از ما رقم میخورد. «مِنْ كُلِّ أَمْر» یعنی هر چیز و هر مقدّر برای هر کس، به اذن پروردگار، به بهترین وجه و از طریق امام ثبت میشود.
امام، واسطهٔ تحقق ارادهٔ الهی در زندگی ما
در زیارت مطلقه امام حسین علیهالسلام میخوانیم:
«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ»
«ارادهٔ خدا در تقدیر امور خلق، به سوی شما [ائمه هدی] فرود میآید و از منازل شما برای خلق صادر میشود.»
امر خدا از وجود مقدس امام صادر میشود. هر آنچه خدا برای بندهاش بخواهد، از طریق امام رقم میخورد. خدا بهترینها را برای ما خواسته و خواستهٔ خود را برای ما جاری ساخته است؛ خواسته که ما خلیفهٔ او باشیم و به اوصاف او متصف شویم.
امام زمان عجلالله تعالی فرجه آن وجود مقدسی است که همهٔ توان خود را به کار میگیرد تا خواست خدا، که کاملترین و زیباترین خواسته است، در زندگی ما تحقق یابد؛ زیرا «الْقَوَّامُ بِأَمْرِهِ» است.
در ادعیهٔ این ماه مبارک از خدا میخواهیم: «اگر تا این زمان نام من در زمرۀ اشقیاء بوده است، اسم من را از دیوان اشقیاء محو کن و در دیوان سعداء ثبت بفرما.» ولیعصر عجلالله تعالی فرجه همان کسی است که با شدت برای این امر قیام میکند و وساطت مینماید تا نام ما از طومار اشقیاء محو و در شمار سعدا نوشته شود.
خداوند میفرماید:
«يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتاب»[2]
«خداوند هر چه را بخواهد محو يا اثبات مىكند و ام الكتاب تنها نزد اوست.»
امام نهایت توجه و کوشش خود را صرف میکند تا نازیباییها و خطاها از پروندهٔ ما محو شود و آنچه شایسته و بایسته است جایگزین گردد.
قیام امام و قدرت بیزمان تحقق امور
بارها گفتهام که خدای سبحان دو عالم دارد: عالم خلق و عالم امر. در عالم خلق، تحقق همه امور زمانمند است. مثلاً نطفه مراحل مختلفی را پشت سر میگذارد و آرامآرام به انسانی کامل تبدیل میشود. اما عالم امر، عالمی بیزمان است؛ همانگونه که خداوند میفرماید:
«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُون»[3]
«همانا امر او چنین است که وقتی چیزی را اراده کند، به آن میگوید «باش»، پس موجود میشود.»
وجود مقدس ولیعصر عجلالله تعالی فرجه، به عنوان «الْقَوَّامُ بِأَمْرِهِ»، آن کسی است که با شدت قیام کرده است تا ظهور عالم امر و پردهبرداری از اموری را ممکن سازد که لحظهای، بیمقدمه و بیزمان تحقق مییابند.
ما «ولی امر» داریم، بنابراین هیچیک از ما حق نداریم به خاطر محدودیتها و موانعی که بین ما و خواستههایمان وجود دارد، ناامید شویم. با وساطت امام، تحقق هر امری به صورت بیمقدمه و بدون زمان امکانپذیر است.
همانگونه که حضرت مریم، زمانی که پس از زایمان حضرت عیسی تنها و غمگین زیر درخت نخل خشکیدهای نشسته بود، به خواست خدا، در یک لحظه درخت سبز شد، ثمر داد و خرمای تازه بر آن رویید:
«وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا»[4]
«و این تنه نخل را به طرف خود تکان ده، رطب تازهای بر تو فرو میریزد!»
ما در پیشگاه خدا اقرار میکنیم که بزرگترین سرمایهٔ ما، امید است:
«إرحَم مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاء»[5]
امیدواری همیشگی ما ناشی از این است که غیر از عالم خلق، عالمی دیگر نیز وجود دارد که در آن، امور یکباره و بیمقدمه تحقق مییابند.
قوّام بودن امام و تقرب مأموم
امام به شدت و با تمام قدرت، به امر خدای سبحان قیام میکند. «قوّام» بودن امام به این معناست که اوامر الهی را کاملتر از همه انجام میدهد و نواهی الهی را کاملتر از همه ترک میکند.
اگر ما در کیفیت انجام واجبات و ترک محرمات از خود دلخوریم و بدانیم که حق اوامر الهی را بهجا نیاوردهایم، چاره، رجوع به امام است. هرچه رابطهٔ ما با حضرت افزونتر شود و به آن بزرگوار نزدیکتر گردیم، توفیق ما برای انجام اوامر الهی نیز بیشتر میشود.
یکی از اوامر خداوند، اقامهٔ نماز است:
«أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»[6]
«نماز را بپادار تا به ياد من باشى.»
و امام در اوج قلهٔ انجام این امر قرار دارد. اگر از نمازهایی که میخوانیم راضی نیستیم، باید ارتباطمان را با امام افزون کنیم تا از آثار وجودی او بهرهمند شویم.
اگر عبدی گریزپا باشیم و از فرمانبرداری خود ناراضی باشیم، باید به امامی نزدیک شویم که به شدت برای انجام وظایف الهی خود قیام میکند. پس از این تقرب، ما نیز قوّام میشویم؛ بدون کسالت و با میل و رغبت، خالصانه و با کیفیت، اوامر الهی را به جای میآوریم.
قیام امام؛ نماد تعظیم و خضوع در برابر خدا
قیام، نماد تعظیم است. وقتی در مقابل کسی میایستیم، در واقع میخواهیم نسبت عظمت را به او ادا کنیم.
امام کسی است که در مقابل خدای سبحان تعظیم بسیار دارد. امام در برابر خدا قوّام است، نه فقط قائم، و در نهایت خضوع، در برابر عظمت حق ایستاده است. بنابراین هرچه بیشتر امام را بشناسیم، بیشتر به عظمت خدا پی میبریم و بزرگی او جلوهگرتر میشود. و هرچه امام را عظیمتر بیابیم، خاضعانهتر در مسیر عبودیت و اطاعت خدا گام برمیداریم.
امام قوّام و استقرار حق در وجود مأموم
امام صادق علیهالسلام دربارهٔ ولیعصر عجلالله تعالی فرجه میفرماید:
«سُمِّيَ بِالْقَائِمِ لِقِيَامِهِ بِالْحَقِّ»[7]
«او را قائم مینامند، زیرا به حق قیام میکند.»
اگر میخواهیم حق در وجودمان مستقر شود و باطل از قلب و دلمان رخت بر بندد، باید به سراغ امام برویم. زمانی که حضرت به ما جلوهگر و توجهش شامل حال ما شود، نسبت به حق مشتاق و نسبت به باطل بیمیل میشویم.
امام «الْقَوَّامُ بِأَمْرِهِ» است؛ بسیار قیام میکند تا حق را در وجود تمامی مأمومینش مستقر سازد و باطل را از وجود آنها محو کند.
مهم این است که خود را به حضرت بسپاریم و تسلیم او باشیم تا از این نقشآفرینی امام بهرهمند شویم. امام با قوّام بودن خود، تمام پلیدیها را از وجود ما میزداید و عمق جانمان را پاکسازی میکند. حضرت قدرتمندانه در وجود ما تصرف میکند و اجازه نمیدهد درونمان با کدورت، معصیت، جهالت یا سوء نیت آلوده شود.
«الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ»
امام، عامل به ارادهٔ الهی و واسطهٔ رضای خداوند
در زیارت جامعه، حضرات معصومین به عنوان کسانی معرفی میشوند که به اراده و اختیار خداوند عمل میکنند.
«الْعَامِلُونَ» نشاندهندهٔ اهل عمل بودن امام است؛ امام همواره مشغول انجام وظایف خود است. اما «بِإِرَادَتِهِ» به این معناست که امام مطابق اختیار و ارادهٔ خدای سبحان عمل میکند، نه بر اساس میل و نظر خود.
امام در برابر خواست خداوند فنا و تسلیم محض دارد. نه در آنچه خدا اراده کرده جابهجایی میطلبد و نه تقدیم و تأخیری میخواهد؛ بلکه در برابر هر آنچه خدا اراده کرده، در هر زمان و به هر میزان، تسلیم است و طبق آن عمل میکند.
امام زمان عجلالله تعالی فرجه میفرماید:
«قُلُوبُنا أَوْعِیةٌ لِمَشِیةِ اللّهِ، فَإِذا شاءَ شِئْنا، وَاللّهُ یقُولُ: وَما تَشاؤُونَ إِلاّ أَنْ یشاءَ اللّهُ»[8]
«دلهای ما ظروفی برای خواست خداوند است؛ اگر خدا چیزی را اراده کند، ما نیز اراده کرده و خواهیم خواست. خداوند میفرماید: شما نمیخواهید مگر آنکه خدا بخواهد.»
ارادهٔ امام همان ارادهٔ الهی است و در برابر مشیت خداوند هیچ ارادهٔ مستقلی ندارد. هرچه به امام نزدیکتر شویم، ما نیز به مقام فنا میرسیم و در مقابل حضرت حق، از خود ارادهای نداریم.
خداوند به حضرت داود علیهالسلام فرمود:
«تُرِيدُ و أُرِيدُ، وَإنَّما یَكونُ ما أُرِيدُ، فإن سَلَّمتَ لِما أُرِيدُ كَفَيتُكَ ما تُرِيدُ، وَإن لَم تُسَلِّم لِما أُرِيدُ أتعَبتُكَ فيما تُرِيدُ، ثُمّ لا یَكونُ إلاّ ما أُرِيدُ»[9]
«تو میخواهی و من میخواهم، و فقط آنچه من میخواهم تحقق مییابد؛ پس اگر تسلیم خواست من شوی، خواست تو نیز تأمین میشود. اما اگر تسلیم نشوی، تو را در راه خواستهات به رنج میاندازم و در نهایت همان میشود که من میخواهم.»
پس بهترین انتخاب آن است که ارادهٔ خود را در برابر ارادهٔ خدا فانی کنیم و نسبت به خواست او راضی و تسلیم باشیم، زیرا خدای مهربان بهترینها را برای ما میخواهد.
امام، واسطهٔ رضایت الهی
خدای سبحان «مَرْضی» است؛ یعنی بندگانش را راضی میکند. امام، به عنوان خلیفهٔ کامل خداوند، مظهر این نام است.
«الْعَامِلُونَ بِإِرَادَتِهِ» یعنی امام مطابق ارادهٔ خدا عمل میکند و به اذن او واسطه میشود تا ما نیز به مشیت الهی راضی شویم.
زمانی که در برخی مراحل زندگی، علیرغم اینکه خواستههایمان محقق نمیشود، حال خوش داریم و به خداوند شکایتی نداریم، به این دلیل است که امام نقش خود را در زندگی ما ایفا کرده است. هرچه به حضرت نزدیکتر باشیم، از آثار وجودی او بهرهمند میشویم و خواست ما در خواست خدا فانی میشود.
مناجات با امام زمان علیهالسلام
به محضر ولیّ عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف عرض میکنیم:
مولا جان! در این ماه مبارک، هر شب در دعای افتتاح، گویی در کلاس «امام زمانشناسی» حاضر میشویم:
«إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَ أَهْلَهُ، وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ، وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ، وَ الْقَادَةِ فِي سَبِيلِكَ، وَ تَرْزُقُنَا بِهَا خَیَرَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.»
هر بار که از خداوند خیر دنیا و آخرت را میطلبیم، در حقیقت نزدیکی به شما را مسئلت میکنیم؛ زیرا خیر دنیا و آخرت بهرهٔ کسی است که «دولت کریمهٔ» شما را باور کرده و به آن دل بسته باشد.
آقا جان! خودتان برای ما دست دعا بلند کنید تا با عنایت شما، بهترینهای دنیا و آخرت نصیبمان شود.
سومین شب قدر را پشت سر گذاشتیم و آخرین روزهای ضیافت الهی را میگذرانیم. حالِ ما حالِ دستفروشی است که کالایش روی دستش مانده؛ جنسهایی که مشتری نداشته و وقت جمعکردن بساط رسیده است. ناگاه کسی میرسد و میگوید: «غصه نخور! همهٔ بساطت را یکجا میخرم.»
آقا جان! در این ماه مبارک، عملی و عبادتی نداشتیم که لایق عرضه در محضر خدای سبحان باشد. دلنگرانیم و شرمنده. شما بزرگوارانه قدم پیش بگذارید؛ خریدار ما شوید، دست ما را بگیرید.
تاریخ جلسه: 1404/1/15 ـ بخش دهم
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1]. سوره قدر، آیه 4.
[2]. سوره رعد، آیه 39.
[3]. سوره یس، آیه 82.
[4]. سوره مریم، آیه 25.
[5]. مفاتیحالجنان، دعای کمیل.
[6]. سوره طه، آیه 14.
[7]. الإرشاد, الشيخ المفيد، ص .٣٨٣
[8]. سوره تکویر، آیه 29.
[9]. بحارالانوار، ج۲۲، ص۱۳۶.