مقدمه
در کلاس امامزمانشناسی، قرار ما بر این است که به حول و قوّۀ الهی، پردۀ جهالت خود را کنار بزنیم؛ زیرا یقین داریم وجود مقدس حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه نورالله است و علیالدوام در حال جلوهگریِ خاص.
آفتاب آمد دلیل آفتاب
چون دلیلت باید از وی رو متاب
به همین جهت در محضر قرآن، ادعیه، زیارات و روایات قرار میگیریم تا از این طرق صحیح، جهل ما نسبت به حضرت مرتفع شود و جلوهگریِ خاص ایشان را در وجود خود بیابیم.
مکرر عرض کردم: طبق نظر بعضی از علماء بزرگ، حضرت قبل از ظهور اجتماعی، ظهور انفرادی دارد؛بدان معنا که هر یک از ما به واسطۀ هر معرفت جدید، قبل از اینکه ظهور و جلوهگری در کل عالم صورت بگیرد، جلوهگری تازهای از حضرت را در زندگی فردی خود مشاهده میکنیم.
سوء عاقبت و حسن عاقبت
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
«اِفْتَرَقَ اَلنَّاسُ فِينَا عَلَى ثَلاَثِ فِرَقٍ، فرقةٌ أحَبُّونَا اِنْتِظَارَ قَائِمِنَا لِيُصِيبُوا مِنْ دُنْيَانَا فَقَالُوا وَ حَفِظُوا كَلاَمَنَا وَ قَصَّرُوا عَنْ فِعْلِنَافَسَيَحْشُرُهُمُ اَللَّهُ إِلَى اَلنَّارِ. وَ فِرْقَةٌ أَحَبُّونَا وَ سَمِعُوا كَلاَمَنَا وَ لَمْ يُقَصِّرُوا عَنْ فِعْلِنَا، لِيَسْتَأْكِلُوا اَلنَّاسَ بِنَا فَيَمْلَأُ اَللَّهُ بُطُونَهُمْ نَاراً وَ يُسَلِّطُ عَلَيْهِمُ اَلْجُوعَ وَ اَلْعَطَشَ وَ فِرْقَةٌ أَحَبُّونَا، حَفِظُوا قَوْلَنَا، أَطَاعُوا أَمْرَنَا لَمْ يُخَالِفُوا فِعْلَنَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ»[1]
«مردم در مورد ما (معصومین) سه گروهاند. گروه اول ما را دوست دارند و منتظر قائم ما هستند؛ اما برای اینکه به دنیا برسند کلمات ما را بر زبان میآورند و آن را یاد میگیرند؛ ولی فعل ما را ندارند. این گروه، عاقبتشان آتش است، زیرا ائمه اطهار را بهعنوان وسیلهای برای رسیدن به دنیا میخواستند.
گروه دوم ما را دوست دارند و کلام ما را میشنوند و در فعل ما هم کوتاهی و قصور ندارند؛ ولی مقصودشان این است که از طریق ما، از مردم بهره ببرند. [این بهرهمندی می تواند کسب مال باشد یا کسب آبرو. این افراد از طریق معصومین ، به دنبال امتیاز و اعتبار اجتماعی هستند.] این گروه هم همچون گروه قبل، عاقبتشان آتش است، خدا شکمهایشان را از آتش پر میکند و گرسنگی و تشنگی دائم را بر آنها مسلط میکند(زیرا در زندگی خود همیشه حرص به دنیا داشتند). گروه دیگر ما را دوست دارند، گفتار ما را یاد میگیرند، فرمان ما را با میل و رغبت اجرا میکنند و افعالشان مخالف افعال ما نیست [تابع سیرۀ ما هستند و بنا دارند همچون ما زندگی کنند. اگر ما اهل عبادت، اهل گذشت، انفاق، احترام به دیگران، مقابله با دشمن و … هستیم، میکوشند تا همچون ما باشند.] آنها از ما هستند و ما از آنهاییم.»
درایت در این روایت نشان میدهد که هر سه گروه، حضرات معصومین علیهمالسلام را دوست دارند و کلام آنها را یاد میگیرند؛ یعنی میدانند آنها در هر زمینهای، چه نظری دارند. این دو امر لازم است؛ اما کافی نیست. آنچه که محبت امام و کلام امام را تثبیت میکند، اجرای صحیح است؛ اجرایی خالصانه.
نکته دیگری که در روایت ، قابل تأمل است آن است که امام نفرمود: «اتبعوا»، بلکه فرمود:« أَطَاعُوا»؛ یعنی با سربلندی، با لذت و با میل و رغبت فرمان ما را اجرا میکنند و قرارشان بر این است که هیچ فعلی مخالف با فعل معصوم نداشته باشند.
نهایت نزدیکی
اگر مسیر را درست طی کنیم، اعتباری خاص نصیبمان میشود، امتیازی عجیب و شگفت که در مخیّلۀ ما نمیگنجد: «أُولَئِكَ مِنَّا»، یعنی نهایت قرب و نزدیکی. این میزان نزدیکی، همان است که در زیارت عاشورا درخواست میکنیم:«أن یَرزُقَنی طَلَبَ ثارِکُم مَعَ اِمامٍ هُدیً ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالحَقِّ مِنکُم» و خونخواهی اباعبدالله علیهالسلام را در رکاب امام زمان عجل اللهتعالیفرجه طلب میکنیم. خونخواهی کار غریبهها نیست، بلکه بستگان نزدیک، آن را به عهده میگیرند. وقتی هر روز من و شما خونخواهی ثارالله را درخواست میکنیم، در واقع، این میزان نزدیک شدن را میخواهیم.
رفیقان پیامبر
در روایتی، امام باقر علیهالسلام سلسلۀ سند را به پیامبر صلواتاللهعلیهوآله میرساند و میفرماید:
« طُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ قَائِمَ أَهْلِ بَيْتِی هُوَ يَأْتَمُّ بِهِ فِی غَيْبَتِهِ قَبْلَ قِيَامِهِ، وَ يَتَوَلَّى أَوْلِيَاءَهُ وَ يُعَادِی أَعْدَاءَهُ. ذَلِكَ مِنْ رُفَقَائِی وَ ذَوِی مَوَدَّتِی وَ أَكْرَمُ أُمَّتِی عَلَيَّ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ»
«خوشا به حال کسی که قائم اهل بیت مرا درک کند، در حالی که قبل از قیامش، او را به عنوان امام و جلودار پذیرفته باشد، با دوستان او دوست و با دشمنانش، دشمن باشد( تولّی و تبرّی داشته باشد) چنین کسی از رفقای من، دوستان من و گرامیترین افراد امت من در قیامت است.»
بنابراین بایسته است به جای آنکه آرزو کنیم:«کاش در کنار افرادی بودیم که در زمان معصومین علیهمالسلام زندگی میکردند، هر روز میتوانستند امام خود را ببینند، به او عرض ادب کنند، پشت سر امام نماز بخوانند و…»، حسرتها را کنار بگذاریم و زندگی در عصر غیبت را قدر بدانیم. باور کنیم اگر از موقعیتی که خدا نصیبمان کرده است، خوب استفاده کنیم، میتوانیم به بالاترین امتیازها و رتبهها دست یابیم. یاد بگیریم به جای دلتنگی و احساس تلخکامی، از این فرصت خاص، به بهترین و صحیحترین وجه بهره ببریم.
خطرات دورۀ غیبت
در دورۀ غیبت، بزرگترین خطری که ما را تهدید میکند، فراموش کردن امام است. اگر بدون امام زندگی کنیم و تحت حمایت بزرگتر معنوی خود نباشیم، همۀ سرمایههای وجودی ما از دست میرود. از خدا درخواست میکنیم یاریمان کند تا در دورۀ غیبت، امام را از یاد نبریم. فراموش نکنیم که باید منتظر و چشم به راهش باشیم، فراموش نکنیم که باید دلدادۀ او باشیم، فراموش نکنیم که باید یقین داشته باشیم این روزگار میگذرد و دورۀ ظهور فرا میرسد. فراموش نکنیم دعاگویی برای امام و درود فرستادن به امام را.
یأس
«لَايُقَنِّطَنا طُولُ غَيْبَتِهِ مِنْ قِيامِهِ»
«طول غیبت او از قیامش ناامیدمان نکند.»
یکی از خطرات زمان غیبت، ناامیدی است، گاهی طولانی شدنِ دورۀ غیبت موجب ناامیدی افراد میشود. یأس آفت بزرگی است که به جنبههای مختلف زندگی آسیب میرساند.
«وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ »[2]
« و از رحمت خداوند مأيوس نشويد، حقّ اين است كه جز گروه كافران، از رحمت خداوندى مأيوس نمىشوند.»
ناامیدی ، کفر است. نا امیدی مانند یک بیماری خاموش است که پیشروی آن خطرات زیادی به دنبال دارد و به پیکرۀ دیانت ما آسیبهای جبرانناپذیری وارد میکند. باید مراقب باشیم در دورۀ غیبت امام، اسیر یأس نشویم.
ضعف یقین
خطر دیگر، ضعف یقین است. در ادامه دعا، میگوییم:
«وَيَكُونَ يَقِينُنا فِي ذٰلِكَ كَيَقِينِنا فِي قِيامِ رَسُولِكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَمَا جاءَ بِهِ مِنْ وَحْيِكَ وَتَنْزِيلِكَ»
«و یقینمان در این موضوع همانند یقینمان در قیام پیامبرت (درود تو بر او و خاندانش) و آنچه از وحی و قرآنت آورده است، مستقر باشد.»
حداقل یقینی که در دوران غیبت نیاز داریم، چقدر است؟ باید همانطور که بیتردید، قیام و بعثت پیامبر صلیاللهعلیهوآله را پذیرفتهایم و یقین داریم که وحی بر او نازل شده است، به ظهور امام عصر عجلاللهتعالیفرجه هم ایمان داشته باشیم .بایدهمانقدر که به بعثت و نزول وحی به پیامبر صلیاللهعلیهوآله ایمان داریم به اتفاقی هم که قرار است در آینده محقق شود؛ یعنی قیام و ظهور امام زمان عجلاللهتعالیفرجه باور داشته باشیم. یقین داشته باشیم همانگونه که پیامبر وحی و تنزیل را آورده و قرآن در اختیار ما قرار گرفته است، همانگونه حضرت ولی عصر عجلاللهتعالیفرجه حکومت حقّۀ جهانی را میآورد.
ضعف قلب
در ادامۀ درخواستهایمان میگوییم:
«قَوِّ قُلُوبَنا عَلَى الْإِيمانِ بِهِ، حَتَّىٰ تَسْلُكَ بِنَا عَلَىٰ يَدَيْهِ مِنْهاجَ الْهُدَىٰ»
«خدایا، قلوب ما را بر ایمان به امام زمان، به گونهای تقویت کن که با دستان او در مسیر هدایت، سِیرمان دهی.»
ضعف قلب به جهت ضعف یقین است. اگر با لطف خدای سبحان از تردیدها فاصله بگیریم، سلوکمان به دست حضرت خواهد بود. اگر دستمان در دست او باشد، دیگر گرفتار انحراف نمیشویم و عقبگرد یا توقف نداریم. با همۀ وجود به خدای سبحان پناه میبریم از اینکه بخواهیم حرکتی خودسرانه داشته باشیم و بدون کمک و حمایت امام، سلوک کنیم.
در روزمرۀ زندگی، امور زیادی را انجام دهیم که به زعم خودمان صحیح است؛ ولی شاید اکثر آنها مورد پسند حضرت قرار نگیرد و پذیرفته نشود. در این صورت، به جای سلوک و حرکت، زندگیمان یا در جا زدن است ، یا عقبگرد. با این وصف، خدای نکرده، به تعبیر قرآن «عاملةٌ ناصِبَةٌ»[3] «تلاش كرده و رنج بردهاند.» میشویم؛ هم کار انجام دادهايم و هم خستهایم، چون به جایی نرسیدهايم!
اگر پشت سر امام حرکت کنیم و به دست او گام برداریم میتوانیم ره صد ساله را یک شبه طی کنیم. وقتی حرکت «عَلَىٰ يَدَيْهِ» باشد، سرعت سِیر و سلوک، فراتر از تصور خواهد بود. خودسرانه حرکت کردن، خطر بزرگی است كه ما را دچار خسران دنیا و آخرت مىكند. اگر دستمان را از دست امام جدا کنیم، در شلوغ بازار دنیا گم میشویم. گم شدن، همان و سقوط کردن در اسفل السافلین این عالم، همان.
کسالت در عبادت
در بخش دیگری از دعا میگوییم:
«وَقَوِّنا عَلَىٰ طاعَتِهِ»
«ما را بر طاعت او پُرتوان کن.»
از این عبارت ، متوجه خطر دیگری می شویم. خطر این است که ما نسبت به اطاعت امام کسل، خسته، ضعیف و ناتوان شویم. برای اطاعت حضرت، هم به قوّت اعتقادی نیاز داریم، هم به قوت اجرایی؛ یعنی بايد از یک سو باور داشته باشیم هر چه او امر کند، بهترین است و از سوی دیگر، برای امتثال امر او، در نهایت میل و رغبت کار را انجام دهیم. تکتک اموری که برای حضرات معصومین علیهمالسلام انجام میدهیم، اگر با ذرهای اکراه باشد، توفیقش از ما سلب میشود. آن بزرگواران از ما کار عاشقانه می خواهند، نه کار تکلیفی و تکلّفی.اگر کسی با کسالت و با ضعف و سستی برای معصومین علیهمالسلام کاری انجام دهد، فوراً دیگری را جایگزین او میکنند؛ به همین جهت در هر شب ماه رمضان میگوییم «اِلهی لا تَستَبدِل بِی غَیرِی»«خدایا، برای من بدل قرار نده.»
لغزش
«وَثَبِّتْنا عَلَىٰ مُتابَعَتِهِ»
«در تبعیت از او ، ما را ثابت قدم کن.»
خطر دیگری که در زمان غیبت ما را تهدید میکند، لغزش است. در طول تاریخ، افراد بسیاری بودند که حاضر شدند در برابر مال، مقام و امتیازات مادی از معصومین علیهمالسلام جدا شوند و تبعیت از آنان را کنار بگذارند. با همۀ وجود به خدا پناه میبریم از اینکه به هر بهانهای و به هر طمعی بلغزیم و حتی دقیقهای از متابعت امام خود دست برداریم. خالصانه می گوییم:
هر دو عالَم را به دشمن دِه
که ما را دوست، بس
گاهى ممكن است شيطان به گونهاى ما را فريب دهد كه لغزش، در نظرمان امرى كاملا موجه جلوه كند، برای مثال به يك مدّرس يا به يك سخنران اينگونه القا مىكند: «براى جذب جوانها، شرايط جامعه اقتضا مىكند که موقتاً در برخى امور، تبعیت را كنار بگذارى و روش ديگرى در پيش بگيرى!» در صورتى كه وقتى انسان خالصانه خدا را بندگى كند و در مسير اطاعت و تبعيت امام خود باشد، خداى سبحان براى او جذب حداكثرى و دفع حداقلى قرار مىدهد.
یاری نکردن امام
«وَاجْعَلْنا فِي حِزْبِهِ وَأَعْوانِهِ وَأَنْصارِهِ»
«ما را در حزب او و در زمرۀ یاران او قرار ده.»
خطر دیگر ، این است که برای همراهی و یاری امام، تلاشی نداشته باشیم و تصور کنیم لزومی ندارد در متن وقایع باشیم و در حاشیه بودن را کافی بدانیم. باید در صف اعوان و انصار امام باشیم، باید به دار و دستۀ امام ملحق شویم و استعدادهای خود را در محضر او به فعلیت برسانیم. برای خدمت به امام، لازم است در همۀ عرصهها توانمند باشیم. آيةالله بهجت «ره» توصیه میکرد: «سعی کنید در هر امر خیری شرکت داشته باشید؛ زیرا ما نمیدانیم کدام عمل مورد پسند خداست.»
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
نکند در صحنۀ یاری رساندن به دوستان امام و مقابله با دشمنان او، غایب باشیم، بیتفاوت بمانیم و در شمار یاران حضرت قرار نگیریم!
اعتراض به امام
«وَالرَّاضِينَ بِفِعْلِهِ»
«ما را از فعل او راضی کن.»
خطر دیگری که ما را تهدید میکند این است که کارهای امام را نپسندیم و در دل خود برای بعضی امور، به آن بزرگوار معترض باشیم:«مگر همه کارها با وساطت شما نیست؟ !چرا مشکل من را حل نمیکنید؟! چرا مانع این اتفاق ناگوار در زندگیام نشدید؟! چرا آن حاجتم را با تأخیر مستجاب کردید؟! و … . اگر از کار امام ناراضی باشیم و خواستۀ او را نپسندیم؛ به دلیل درک پایین ماست. آن مولای مهربان، بهترین و کاملترین را برای ما رقم میزند و آنچه به مصلحت ماست، در زندگیمان جاری میکند.
شک و تردید
«وَلَا تَسْلُبْنا ذٰلِكَ فِي حَيَاتِنا وَلَا عِنْدَ وَفاتِنا، حَتَّىٰ تَتَوَفَّانا وَنَحْنُ عَلَىٰ ذٰلِكَ»
«خدایا، [آنچه که به ما عطا کردی] در طول زندگی و در زمان احتضار از ما سلب نکن، به گونهای که تا هنگام مرگ از آن [عطایا] بهره مند باشیم.»
خطر بزرگ این است که هنگام مرگ شیطان به سراغمان بیاید و با ایجاد شک و تردید، موجب شود معترض و ناراضی از دنیا برویم. شاید همۀ عمرمان را در پرتو ارتباط با امام زمان عجلاللهتعالیفرجه سپری کنیم؛ ولی به این دلیل که بعضی امور برایما یقینی نشده و در قلب و دلمان رسوخ نکرده است، در زمان احتضار از ما گرفته شود .
خطر زمان مرگ، بسیار جدی است. هنگام احتضار شیطان به سراغ انسان میآید و میگوید:«این همه ثناگو و دعاگوی امامات بودی، برای تو چه کرد؟! زندگیات به پایان رسید و این همه حاجت بر آورده نشده داری! عمرت تمام شد و فرزندانت با مشکلات فراوان، تنها ماندند! زمان مرگت رسید و هنوز چشم انتظار گشایش در گرفتاریهایت هستی؟! وای به حال کسی که عمری با تزلزل زندگی کرده باشد و هنگام مرگ، با وساوس شیطان، نارضایتیها و تردیدهایش اظهار شود.
تاریخ جلسه:1400/10/15 ـ جلسه 7
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1] . معجم احادیث امام مهدی، ص 421
[2] . سوره یوسف، آیه 87
[3] . سوره غاشیه، آیه 3