عزت نفس (در صحیفۀ سجادیه) ـ بخش دوم

مقدمه

 

عزت نفس به‌معنای ارزشی است که انسان برای خودش قائل می‌شود و به همین دلیل بدون ذلت و خواری، قدرت عبور از همهٔ چالش‌ها و مشکلات زندگی را پیدا می‌کند. در حقیقت در‌ عزت نفس، توانمندی‌ها ظهور و بروز می‌یابد و تا حدی باعث می‌شود ما در جایگاه انسانی صحیح خود قرار بگیریم.

انسان خلیفة الله است و برای اینکه در این جایگاه در کمال اقتدار و احترام قرار بگیرد و مسیر بندگی را طی کند، به عزت نفس نیاز دارد. در ادامه به پاسخ سؤالات زیر می‌پردازیم:

۱. میزان اعتبار عزت نفس چقدر است؟ برای دریافت آن چقدر باید هزینه کنیم؟

۲. عزت نفس از نظر دین و شریعت تا چه حد ضرورت دارد؟

 

خدشه‌دار شدن عزت نفس به وسیلهٔ برخی از رفتارها

 

بعضی از صفات و خلقیّات، برخلاف تصورمان به عزت نفس ما صدمه می‌زنند. مثلاً بعضی از سالمندان وقتی وارد مجلسی می‌شوند، جلوی یکی از صندلی‌هایی که جوانان روی آن نشسته‌اند، می‌ایستند تا آن جوان جای خود را به ایشان بدهد! این رفتار باعث خدشه‌دار شدن عزت نفس آن‌ها می‌شود؛ چراکه در دفعات بعدی حضور آنان در مجالس دیگر، همه او را به این رفتار می‌شناسند. یا مثلاً کسی در حال دعوت یک نفر به مهمانی است، ما خیلی گرم و صمیمی وارد آن جمع می‌شویم تا شاید ما هم جزو مدعوین باشیم. گرچه هیچ سخنی نگفته‌ایم؛ اما درخواست باطنی ما در فعل و حال ما به نمایش درآمده است!

 

نگرش صحیح، لازمهٔ عزت نفس

 

لازمهٔ داشتن عزت نفس، نگرش صحیح است؛ به این معنا که انسان احساس بی‌نیازی از دیگران داشته باشد؛ در غیر این صورت حتی اگر کسی عزت نفس داشته باشد، موقتی است! تا زمانی که بی‌نیازی از خلق را باور نکنیم، ناخودآگاه حقارتِ نفس، ما را تهدید می‌کند.

باید بدانیم که خدای سبحان همهٔ نیازهای ما را تأمین کرده است. این استغنای باطنی، اجازهٔ درخواست از مخلوق را نمی‌دهد.

روح همهٔ کلمات امام سجاد علیه السلام در صحیفهٔ سجادیه این است که خدای سبحان در هر لحظه تمام نیازهای ما را مورد توجه قرار می‌دهد. همهٔ اطرافیان ما هم مثل ما مخلوق خدا هستند و در نتیجه از نظر محتاج بودن، شبیه به یکدیگر هستیم؛ لیکن ممکن است نوع نیازهای هر کس متفاوت باشد. پس عرض نیاز ما به یک نیازمند دیگر، دون شأن ماست.

 

ظاهری و باطنی بودن عزت نفس

 

عزت نفس هم باید درونی باشد، هم بیرونی؛ یعنی هم در باطن احساس بی‌نیازی از خلق داشته باشیم و هم در ظاهر مستغنی از دیگران باشیم. عزت نفس یک امر صرفاً باطنی نیست و در رفتار و گفتار ما هم ظهور و بروز دارد. یکی از راه‌های نشان دادن بی‌نیازی ما به دیگران، استفادهٔ صحیح از نعمت‌هایی است که خدای سبحان به ما عطا فرموده است. ذکر مدام «الحمدلله» می‌تواند نمایانگر همین امر باشد. دستور شریعت برای پاسخ احوالپرسی دیگران، «الحمدلله» است. مطرح کردن شکایات و مشکلات زندگی در جواب احوالپرسی، با اینکه بسیار متعارف است، یکی از موانع عزت نفس به‌شمار می‌رود. البته وقتی مشکلات آنقدر بزرگ باشند که همه ببینند و هر کاری از دستشان بر می‌آید انجام دهند، قضیه متفاوت است. موضوع بحث ما این است که ما نباید خلأها و چالش‌های زندگی‌مان را نزد دیگران مطرح کنیم.

 

رضایتمندی، شاخصهٔ عزت نفس

 

«وَ اجْعَلْنَا مِنْ أرْضَى مَنْ مَرَّ عَلَیهِ اللَّیـلُ وَالنَّهَارُ مِنْ جُمْلَةِ خَلْقِک، أَشْکـرَهُمْ لِمَا أوْلَیتَ مِنْ نِعَمِک»[1]

«و ما را از میان تمام آفریده‌هایت، از خشنودترین کسانی که شب و روز بر آن‌ها گذشته، و شاکرترین کسانی که نعمت‌هایت را به آنان داده‌ای، قرار ده.»

وقتی امری را از خدای سبحان درخواست می‌کنیم؛ یعنی قابلیت آن را داریم و با دعا تنها می‌خواهیم آن را به فعلیت برسانیم. ما از خداوند درخواست درخشش عزت نفسمان را داریم. اما چگونه؟! از خدای سبحان می‌خواهیم ما را جزو بندگانی قرار دهد که بیشترین میزان رضایت را از او دارند و بابت نعمات‌شان بسیار شاکرند.

برای وضوح بحث مثالی از دو گروه از انسان‌ها را مطرح می‌کنیم:

  1. کسانی که نزدیکانشان از نیازمندی‌هایشان باخبرند؛ اما کسانی که از دور آن‌ها را می‌بینند، تصور می‌کنند افرادی بسیار غنی هستند. برای مثال بسیاری از ما کسانی را می‌شناسیم که با وجود داشتن لباس‌های محدود، همیشه مرتب و آراسته جلوه می‌کنند. این گروه استغنای خود از دیگران را نشان می‌دهند و بدون هیچگونه شِکوه و شکایتی، کاملاً از خدای سبحان راضی‌اند و رضایتمندی در تمام لایه‌های زندگی آنها موج می‌زند.
  2. انسان‌هایی که با وجود ثروتمند بودن، فقیر جلوه می‌کنند و دل‌رحمی دیگران را بر می‌انگیزند. همین افراد با وجودِ داشتن لباس‌های زیاد، همیشه نامرتب در جامعه ظاهر می‌شوند!

 

احساس استغناء از خلق، علامت رضایتمندی

 

«وَ امْنَعْنَا بِعِزِّک مِنْ عِبَادِک، وَ أَغْنِنَا عَنْ غَیرِک بِإِرْفَادِک»[2]

«و به عزتت ما را از شر بندگانت باز دار و به عطایت از غیر خود بی­نیاز کن.»

از خدای سبحان درخواست می‌کنیم که به ما عزت بدهد تا هیچ چیز را از بندگانش‌ طلب نکنیم؛ یعنی آن‌ها را منشأ اثر ندانیم. کلمهٔ «غَیرِک» طیف بسیار وسیعی را شامل می‌شود. ما باید از همه احساس بی‌نیازی کنیم؛ زیرا لحظه‌به‌لحظه شاهد عطایای خداوند هستیم.

 

راهکارهای کسب عزت نفس

 

با توجه به این درخواست از لسان امام سجاد علیه‌السلام به راهکارهای کسب عزت نفس اشاره می‌کنیم:

 

1. توجه به الطاف الهی

 

اگر بارش رحمت خداوند بر اطرافیان‌مان را ببینیم؛ اما از الطاف خدا نسبت به خودمان غافل باشیم، خود را از عزت نفس محروم کرده‌ایم. یکی از راه‌های کسب عزت نفس، توجه به الطاف دائمی خدا در زندگی ماست. این امر ما را برای احساس مستغنی بودن از خلق، ترغیب می‌کند.

ممکن است این شائبه به ذهن خطور کند که اکثر انسان‌ها به دلیل احساس نیاز به دیگران، به آن‌ها احترام می‌گذارند؛ اگر قرار باشد از اطرافیانشان مستغنی باشند، رفتار محترمانه‌ای نخواهند داشت!

اما نکتهٔ مهم اینجاست که وقتی انسان خود را مستغنی از دیگران بداند، ارزش و احترامی که برای مردم قائل می‌شود، خالصانه است. در واقع از آنجا که ما عاشق خدای سبحان هستیم، به مردم که بندگان خوب او هستند، ارادت می‌ورزیم.

هنگامی که ارتباط با اطرافیان از سرِ نیاز باشد، همیشه از مردم بابت برآورده نکردن نیازها و توقعات‌مان گله‌مند هستیم؛ اما اگر ارتباطات ما از سر بی‌نیازی باشد، ثبات و تعادل خواهد داشت.

چند نکته دربارهٔ کمتر شدن نیاز انسان‌ها در کهنسالی، قابل ذکر و توجه است:

  1. اطرافیانِ سالمندان باید بدانند که نسبت به آن‌ها وظایفی به عهده دارند.
  2. سالمندان نباید نسبت به اطرافیانشان هیچگونه توقع و احساس نیازی داشته باشند.

سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود، چرایی مورد دوم است! در پاسخ باید گفت که خدای پیری و جوانی افراد یکسان است؛ اما کسی که احساس نیاز به دیگری می‌کند، خداوند او را به مردم واگذار می‌کند؛ به همین دلیل ما همیشه در دعاهایمان به خدای سبحان عرض می‌کنیم:

«الهِى لا تَكِلْنى الى نَفْسِى طَرْفَةَ عَینٍ ابَداً»[3]

«بار خدایا! هرگز مرا چشم بر هم زدنی به خودم وامگذار.»

همهٔ ما سالمندانی را دیده‌ایم که اطرافیانشان، عاشقانه و‌ داوطلبانه نیاز‌هایشان را برآورده می‌کنند. این افراد هیچ تعلقی به غیرِخدا نداشته‌ و عزت نفس خود را حفظ کرده‌اند. از آنجایی که نیازشان را به خداوند عرضه کردند، خدا هم بندگانش را برای برطرف کردن نیازهایشان، مأمور ساخت. در واقع گویی این بندگان آنچنان نزد خدای سبحان عزیز هستند که انجام کارهایشان منّتی از سوی پروردگار بر اطرافیانشان است و در نتیجه با برآورده کردن نیازهای آن‌ها، به درجات رفیع دست می‌یابند.

 

2. اعتماد بر خدای سبحان

 

فقط باید به «خداوند» اعتماد کنیم. در این‌صورت امورات‌مان به احسن وجه اداره می‌شود؛ اما اگر خدای نکرده مشرک شویم و برای خدا شریک قرار دهیم، مثلاً در برخی کارها از همسر، فرزند، نوه و… انتظار کمک داشته باشیم، خدا هم، ما را به خلق واگذار می‌کند و کمک‌های آن‌ها ذلت ما را به‌دنبال خواهد داشت. در این موقعیت، تنها کسی که متحمل خسارت شده است، خود ما هستیم. اگر از ابتدا فقط با خدای سبحان تعامل می‌کردیم، خداوند بندگانش را با رحمت در خدمت ما قرار می‌داد؛ ولی در حالت دوم، ما به رزق خود آسیب رسانده‌ایم. مثلاً کسی که به دزدی می‌رود، اگر آن ثروت، رزق او بود حتماً به او می‌رسید؛ اما با این کار، خودش رزق حلال خویش را بر خود حرام می‌کند.

خدای سبحان مُغنی است؛ یعنی همهٔ نیازهای بندگان را تأمین می‌کند؛ او «عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»[4] «آگاه از راز درون سینه‌ها» است.

فردی با صاحب‌خانهٔ خود مشکل پیدا کرده و به شدت مضطرّ شده بود؛ به حضرت جواد الائمه علیه‌السلام متوسل شد. فردای آن روز، صبح زود از یک شهر دور با او تماس گرفتند که یکی از اقوام بسیار دور شما که هیچ وارثی نداشته، فوت کرده است و بنابر وصیت وی، تمام اموالش به شما می‌رسد! آن فرد روی هیچکس جز خدای متعال حساب نکرده بود.

هنگامی که ما نیازهایمان را با افراد مختلف در میان بگذاریم، از آنجایی که خدا غیرتی است ما را به آن‌ها واگذار می‌کند. به همین دلیل برخی از سالمندان را بسیار درمانده می‌یابیم، در حالی‌که مردم برای خدمت به بعضی دیگر از سالمندان از یکدیگر‌ پیشی می‌گیرند.

 

دریافت پاسخ فوق تصور از خدای سبحان

 

«ارضیٰ» و « اشکر» هر دو مراتب بالایی از رضایت و شاکر بودن را نشان می‌دهند. پس وقتی که ما بسیار راضی و شاکر باشیم، خدای خَیرالشاکرین از عزت نفس ما و از اینکه نیازمان را به خلق نگفتیم، تشکر می‌کند و درخواست ما را فوق تصورمان برآورده می‌سازد.

 

خداوند، تنها پناهگاه

 

«أنتَ المَدعُوُّ لِلمُهِمّاتِ، و أَنتَ المَفزَعُ فِی المُلِمّاتِ»[5]

«تنها تو را در دشواری‌ها می‌خوانند و در بلاهای سخت و دشوار، تنها تو پناهگاهی.»

درد دل کردن با مردم، با عزت نفس منافات دارد. ما در مشکلات و مصیبت‌ها فقط باید در پیشگاه خدا جزع و فزع کنیم نه نزد دیگران و در امور مهم فقط از او درخواست کمک داشته باشیم.

فردی تعریف می‌کرد: «در حرم امام رضا علیه‌السلام، دختر جوانی را دیدم که به شدت گریه می‌کرد. وقتی با او صحبت کردم متوجه شدم او عقد کرده است و به دلیل مشکل مالی که برای جهیزیه دارد، نمی‌تواند به خانۀ بخت برود. من هم با خود عهد کرده بودم که همزمان با دختر خودم، به یک دختر دیگر هم جهیزیۀ کامل و یکسانی هدیه بدهم! به این وسیله امام رضا علیه‌السلام او را در مسیر من قرار داد تا هم نذرم را ادا کنم و هم او به خواسته‌اش برسد.» اما چرا چنین جهیزیه‌ای نصیب او شد؟ زیرا نیازش را به اطرافیانش نگفت! بلکه تنها امام رضا علیه‌السلام را واسطه قرار داد و درخواستش را به آن حضرت عرضه کرد.

در شرح حال علما داریم که یکی از علما، سحر برای خرید خانه توسل کرده بود و بین‌الطلوعین پاکتی پول به اندازهٔ هزینهٔ خانه‌ای که باید می‌خرید، از طرف آیت الله بروجردی دریافت کرد! خداوند کفیل و سرپرست ماست، بر خودش واجب کرده است که همهٔ نیازهای ما را تأمین کند.

«و هُوَ الوَلیُّ الحَمِید»[6]

«و او ولیّ (سرپرست) و ستوده است.»

اوقاتی که ملاحظه می‌کنیم نیازهایمان تأمین نمی‌شوند، به این دلیل است که روی دیگران حساب باز کرده‌ایم؛ در این صورت عاجز می‌مانیم و فقیرتر از قبل جلوه می‌کنیم. ان‌شاءالله صفت عزت نفس در زندگی تک‌تک ما، علی‌الدّوام ظهور و بروز داشته باشد.

 

تاریخ جلسه: 1402/4/21 ـ جلسه 2

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 


[1]. صحیفه سجادیه، دعای ششم

[2]. صحیفه سجادیه، دعای پنجم.

[3]. بحار الانوار، ج 17، ص 53.

[4]. سورۀ آل عمران، آیۀ 154.

[5]. صحیفه سجادیه، دعای هفتم

[6]. سورۀ شوریٰ، آیۀ 28.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *