در محضر امام حسن مجتبی (ع) ـ بخش سی و دوم

قدم نو رسیده مبارک!

 

«در روایت است که فرزند پسری نصیب امام حسن مجتبی علیه‌السلام شد و قریش برای تبریک خدمت حضرت آمده و به ایشان عرض نمودند: «این شهسوار (سوارکار) بر شما گوارا باشد!» حضرت فرمودند: «این چه حرفی است؟! شاید او پیاده باشد (سوارکار نباشد)»
جابر بن عبدالله که در آن جمع حضور داشت؛ از حضرت پرسید: «پس چه بگوییم ای فرزند رسول خدا؟» حضرت فرمودند: «زمانی که به یکی شما فرزند پسری عطا شد و سایرین (برای عرض تبریک) نزد او رفتید؛ به او بگویید: «(توفیق) شکرِ خدای بخشنده نصیبت باد و این بخشش الهی برای تو مبارک باشد. خداوند او را به کمال رسانَد و نیکی او را روزی تو نماید!»»
[1]

با مطالعه این داستان درمی‌یابیم که لازم است افراد در دعاهای خود تجدید نظر کرده و آن‌ها را اصلاح نمایند. از سوی دیگر لازمه اصلاح درخواست‌ها، اصلاح افکار و ارزش‌هاست. در نظر قریش، سوارکاری ارزش بسیاری داشت تا جایی که نهایت آرزوی آنان برای فرزندان خود، تحقق این امر بود؛ به همین دلیل برای فرزند امام نیز آن گونه دعا نمودند. امام حسن مجتبی علیه‌السلام بلافاصله خطای فکری آنان را با ملایمت گوشزد نموده و دعای صحیح را جایگزین دعای نادرست می‌نمایند.

همچنین در مکتب حسنی به افراد آموزش داده می‌شود که لازم است دیگران برای صاحب نعمت دعا نمایند؛ لکن نه هر دعایی. دعا برای صاحب نعمت باید تحت چهار عنوان مطرح ‌شود:

  1. توفیق شکر نعمت را داشته باشد.
  2. این نعمت، برایش بابرکت باشد.
  3. نعمت او به کمال برسد؛ ناقص و ابتر نمانده و ضایع نشود.
  4. نفع این نعمت، در ابتدا به او و سپس به دیگران برسد.

در توضیح عنوان چهارم بیان می‌شود گاه فردی از نعمتی برخوردار است لکن از وجود آن نفعی نمی‌برد. در مورد فرزند نیز این امر صادق است: برخی فرزندان خیرات گسترده‌ای در سطح جامعه و دوستان خود دارند اما پدر و مادرش از الطاف او بی‌بهره‌اند. فرزندی که در درجه اول پدر و مادر و سایر اعضای خانواده از وجود او بهره‌مند شود؛ ارزشمند است.

گاهی در نظر افراد، صرف دریافت و وجود نعمت اهمیت دارد اما در محضر امام حسن مجتبی علیه‌السلام، می‌آموزیم علاوه بر وجود نعمت، برکت و ماندگاری آن نیز ارزشمند می‌باشد.

 

محل اجتماع همه بدی‌ها

 

«البخلُ جامعٌ للمَساوئ و العُیوبِ و قاطعٌ لمودّات منَ القُلُوبِ»[2]

«بخل، محل اجتماع همه نازیبایی‌ها و عیوب و قطع کننده دوستی‌ها از دل است»

بخل به معنای استفاده نکردن از توانمندی و دارائی‌ها می‌باشد. بخیل توانمندی خویش را اعم از توان مالی، عاطفی، علمی، حیثیتی و… حبس نموده و به استناد فرمایش امام حسن مجتبی علیه‌السلام این حبس توان موجب می‌شود که فرد محل تجمع عیوب و زشتی‌ها خواهد شد!

گویا مُردار انواع خیرات و کمالات را در وجود فرد انباشته شده و آن را همچون زباله‌دانی محل جلب آلودگی‌ها کرده است. به بیان دیگر، زمانی که هیچ عمل مثبتی از فرد صادر نشود؛ زمینه‌ای برای جلب امور منفی و ناپسند فراهم خواهد شد.

به علاوه بخل سبب قطع ارتباطات دوستی خواهد شد؛ زیرا بخیل از ابراز دوستی به دیگران خودداری نموده و در مقابل دیگران نیز از او فاصله خواهند گرفت. صفت رذیله بخل، انسان را تا جایی پیش می‌برد که ممکن است از ابراز ارادت به حضرات معصومین و مصرف مال و توان در راه ایشان خودداری نمایند.

 

حفظ آبرو هزینه دارد

 

امام حسن مجتبی علیه‌السلام در بیانی فرمودند:

«إِنَّ خَيْرَ مَا بَذَلْتَ‏ مِنْ مَالِكَ مَا وَقَيْتَ بِهِ عِرْضَكَ وَ إِنَّ مِنِ ابْتِغَاءِ الْخَيْرِ اتِّقَاءَ الشَّرِّ»[3]

«بهترین مالی که خرج می‌نمایی آن است که آبروی تو را حفظ می‌کند و یکی از مصادیق طلب خیر، جلوگیری از بدی است»

به فرموده حضرت، بهترین مالِ خرج شده، آن مالی است که موجب حفظ آبرو و اعتبار فرد شود. گاه پرداخت هزینه مالی موجب حفظ آبرو در دنیا شده و گاه در آخرت نیز فرد را معتبر می‌نماید. به عنوان مثال، مبلغی که فرد به صورت مخفیانه به فقیر مؤمنی می‌بخشد و یا مالی که برای برپایی مجلس اهل‌بیت پرداخت می‌نماید؛ باعث حفظ آبروی او در دنیا و آخرت خواهد شد.

در ادامه حضرت اشاره می‌فرمایند که گاه برای جلوگیری از بروز شر و وقایع ناپسند می‌بایست هزینه مالی نمود. به عنوان نمونه در روایات آمده است که پرداخت صدقه از بروز اتفاقات ناخوشایند جلوگیری خواهد نمود. یا آن که گاه فرد با پرداخت هدیه یا سایر الطاف مالی از اذیت و آسیب برخی اطرافیان در امان خواهد ماند. بر این اساس، یکی از بهترین مصارف مال برای جلوگیری از وقوع شر و فتنه است.

با دور شدن شرور، خیرات به سوی فرد جلب شده و آرامش در زندگی او جریان خواهد یافت.

 

تاریخ جلسه: 87/12/5 ـ جلسه هفدهم

این جلسه ادامه دارد…

برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی

 


[1] «وَ رُزِقَ غُلَاماً فَأَتَتْهُ قُرَیشٌ تُهَنِّیهِ فَقَالُوا یهَنِّیكَ‏ الْفَارِسُ‏ فَقَالَ ع أَی شَی‏ءٍ هَذَا الْقَوْلُ وَ لَعَلَّهُ یكُونُ رَاجِلًا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ كَیفَ نَقُولُ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ ع إِذَا وُلِدَ لِأَحَدِكُمْ غُلَامٌ فَأَتَیتُمُوهُ فَقُولُوا لَهُ شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِی الْمَوْهُوبِ بَلَغَ اللَّهُ بِهِ أَشُدَّهُ‏ وَ رَزَقَكَ بِرَّهُ»، تحف العقول، النص، ص 235

[2] الروائح المختاره، ص 280

[3] بحارالانوار(ط – بیروت)، ج 43، ص 358

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *