زیارت آل یس – «وَنُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ »

«وَنُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ»

 «و یاری‌ام برای شما آماده است.»

 

ورودی انفرادی به حجلۀ وصل

 

هر فردی باید به‌تنهایی وارد حجله وصل با امام شود و باب گفتگو و مناجات با امام را داشته باشد. در«نُصْرَتِی» نصرت و یاری خود شخص مطرح است که با دعای «یا مَن یَقبَلُ الیَسیر» اندک فعل خود را به امام عرضه می‌کند.

در ضیافت عاشقی امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، عاشق بعد از چهل سلام به امام، قوّت و اعتبار خاصی می‌یابد که در انتهای دعا و زیارت، در گفتار او یاری و نصرت امام هویدا می‌شود. مؤید این مطلب آیۀ «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها»[1]« هركه نيكى آورد، پس براى او پاداشى ده برابر آن است.» است؛ یعنی هر سلام زائر ده حسنه به‌دنبال دارد که گاه هفتصد برابر حسنه در آن نهفته است.

 

قوّت‌بخشی به زائر

 

این عبارت اشاره به نقشی دارد که امام در تقویت روحی و معنوی زائر ایفا می‌کند. در این دیدگاه، امام نه‌تنها به زائر امید می‌دهد، بلکه او را به فعالیت و تلاش بیشتر در مسیر خدمت و نصرت دعوت می‌کند. امام با بخشیدن نیروی معنوی به زائر، او را از توقف در مسیر زندگی و خدمت دور  می‌کند و به‌سوی اقدامات مؤثرتر و پربارتر سوق می‌دهد. به عبارت دیگر، امام به زائر انرژی و انگیزه‌ای می‌بخشد که از آن برای تحقق اهداف بلندتر و خدمت به انسان‌ها استفاده کند. زائر که انعکاس جواب سلام امام را بر خود یافته است، توانا می‌شود و با بازگشت به هویت اصلی خود مستعد یاری امام می‌شود.

زائر که به شهود و مشهد امام رسیده است به عاجزی و ناتوانی خود آگاه می‌شود؛ اما نیروی جاذبۀ امام او را به طرف مغناطیس عالم می‌کشاند و با زبان دل و گفتار، به سخن در می‌آید و گوید: «وَنُصْرَتِي مُعَدَّةٌ لَكُمْ». در واقع امام این توانایی و قدرت را به زائر القا می‌کند.

امام، مانند پدری که تعداد زیادی فرزند دارد و عاشق یکایک آنهاست، در این قسمت عاشقانه به زائران خود می‌آموزد که هر بنده‌ای باید خود به میدان عاشقی وارد شود و نصرت و یاری به امام را بیان کند.

 

حضور دائم امام

 

در این بخش از دعا، تأکید بر رابطه‌ای عمیق و پیوسته میان زائر و امام است. انسان در این لحظات درمی‌یابد که امام نه تنها به عنوان راهنما در مسیر عشق و ایمان حضور دارد، بلکه در هر قدم و حرکت او، به نوعی راهبر و یار است. این ارتباط باعث می‌شود که زائر در نهایت خود را تنها نبیند و به واسطهٔ امام به یاری و نصرت الهی دست یابد.

در حقیقت، بنده برای خود هیچ نقش مستقلی قائل نیست و تمام توانمندی‌ها و نیروهای خود را از امام می‌داند. امام در اینجا به مثابه یک راهبر است که به زائر کمک می‌کند تا در مسیر خدمت و نصرت حرکت کند. نصرت و یاری امام، به عنوان هدیه‌ای از جانب امام به زائر محسوب می‌شود که از طریق ولایت به او عطا می‌شود و زائر فقط وسیله‌ای برای این یاری است. در این روند، نقش امام به عنوان منبع اصلی و عامل تغییر در زندگی زائر پررنگ و قابل توجه است.

 

توانایی با تابش نور مهدوی

 

این عبارت به طور زیبایی تصویر می‌کند که امام مانند خورشیدی است که به انسان نور می‌دهد و توانمندی و شجاعت را از درون او بیدار می‌کند. خورشید همواره می‌تابد و بی‌وقفه نور خود را به همه می‌رساند؛ اما دریافت این نور و بهره‌مندی از آن بستگی به نزدیکی فرد به آن منبع نورانی دارد. به همین ترتیب، امام نیز همچون خورشید، هدایت و فیض خود را بدون توقف به مخلوقات می‌افشاند، اما میزان بهره‌مندی از این نور بستگی به پیوند فرد با امام و درک او از ولایت امام دارد.

در این نگاه، انسان دیگر نه به خود مغرور است و نه خود را مرکز دنیا می‌بیند؛ بلکه از آنجا که در سایهٔ امام قرار دارد و از فیض او بهره می‌برد، درک می‌کند که توانمندی‌ها و موفقیت‌های او نتیجۀ حمایت و هدایت امام است. بنابراین، نصرت و یاری امام نه به عنوان یک لطف موقتی، بلکه به عنوان یک روند بی‌پایان و همیشگی از زمان حال آغاز می‌شود. این فیض هیچ‌گاه قطع نمی‌شود و همیشه در دسترس است، به شرطی که فرد در جستجوی نزدیکی بیشتر به امام و پذیرش راهنمایی‌های او باشد

 

نصرتی فوری

 

این عبارت بر لزوم اقدام فوری و فعال در جهت نصرت و یاری امام تأکید دارد. در محضر امام و در شهود او، دیگر جایی برای وعده‌ها و به تأخیر انداختن کارها وجود ندارد؛ چرا که عمل به وقت و در زمان حال است که ارزش دارد. همانطور که در روایت اشاره شده است، بیشترین فریاد جهنمی‌ها از آن ناشی می‌شود که همیشه می‌گویند «سوف»، یعنی منتظر زمانی دیگر می‌مانند، اما در حقیقت هیچ‌گاه آن زمان فرا نمی‌رسد.

«إنَّ أکْثَرَ صِیاحِ أهْلِ النّارِ مِنَ التَّسْوِیف»[2]

«بیشترین فریاد جهنّمیان از به تأخیر انداختن توبه است.»

این دیدگاه به انسان‌ها یادآوری می‌کند که در دوران غیبت امام، باید از زمان حال بهره‌برداری کامل کرد و به جای وعده‌های پوچ و تأخیر در کارها، در جهت تغییر و تحول درونی و اجتماعی خود گام برداشت. برای کسانی که از زمان غیبت امام بهره‌برداری صحیح می‌کنند، این نگرش، فرد را از نگاه به آینده دور و به او یادآوری می‌کند که باید در همین لحظه، آمادگی و تلاش خود را برای تحقق نصرت امام اعلام کند.

 

تفاوت نصرت و اعانت

 

«اعانت» به‌معنای کمک به دوستان برای رفع نیازها و مشکلات است، «نصرت» به معنای یاری دادن در برابر دشمنان و موانع است. بنابراین، نصرت بر مبارزه با مشکلات و دشمنان تأکید دارد و نه صرفاً بر حمایت از دوستان.

نکته کلیدی در نصرت امام این است که این یاری باید بر اساس صداقت و عشق باشد. در این فرآیند، نیت و قصد انسان اهمیت ویژه‌ای دارد. آیا اعمال او برای نصرت امام به طور صادقانه و در جهت رضایت امام است؟ یا شاید انسان در این مسیر تحت تأثیر نفس اماره یا شیطان قرار گیرد و به جای نزدیکی به امام، از او دورتر شود؟

در حقیقت، نصرت حقیقی و صادقانه باید به گونه‌ای باشد که نه تنها موانع را از سر راه بردارد، بلکه موجب خشنودی امام نیز بشود. این نصرت از دل و با عشق به امام است و نه از روی ریا و خودخواهی. رضایت امام در نصرت، خود معیار اصلی و راهنمایی است که می‌تواند به انسان نشان دهد که آیا در مسیر درست قرار دارد یا خیر.

در مکتب مهدوی هر نوع کمک و نصرتی به امام از ارزش و قیمت خاصی برخوردار است. به‌صورت مستمر از طرف امام، تلقین به کارآیی و نصرت زائر داده می‌شود. در این فراز کارآیی و عُرضۀ زائر بیان می‌شود که نصرت و یاری او آماده است و باید برای امام به ظهور برسد.

 

 

«برداشتی آزاد از بیانات استاد زهره بروجردی»

 


[1] . سوره انعام، آیه 160.

[2] . محجة البیضاء، ج 7، ص 22.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *