اهمیت مسواک در اسلام و آثار تربیتی آن
در حدیث بیستونهم از کتاب «اربعین حدیث» امام خمینی، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به امیرالمؤمنین علی علیهالسلام سفارش میکند:
«عَلَیکَ بِالسِّوَاکِ عِندَ کُلِّ وُضُوءٍ»
در جلسۀ گذشته، آثار مسواک از منظر شریعت بررسی شد. بر اساس روایات امام صادق علیهالسلام، دوازده فایده برای مسواک ذکر شده است که یکی از آنها «یَذهَبُ بِالحَفَر» یعنی از بین بردن جوشهای کنار لثه است. این جوشها گاهی چرکی میشوند و هنگام جویدن غذا، ممکن است با غذا مخلوط شده و بلعیده شوند؛ موضوعی که میتواند باعث سوءهاضمه و مشکلات گوارشی شود. همچنین، حضرت به بیماری پیوره (عفونت شدید لثه) اشاره میکند که در موارد پیشرفته، ممکن است نیاز به کشیدن تمام دندانها باشد. مداومت در مسواک زدن، از بروز چنین عوارضی پیشگیری میکند.
نکتۀ عمیقتر این حدیث، نیت الهی در انجام سنتهاست. حتی اگر مسواک زدن عملی ساده به نظر برسد، وقتی با نیت احیای سنت پیامبر «مِنَ السُّنَّة» انجام شود، روحیۀ تعبد و تسلیم در برابر دستورات دینی در ما تقویت میشود. این نگاه، نهتنها در مسواک زدن، بلکه در تمام اعمال عبادی و روزمره، الهامبخش و سازنده است.
تسلیم در برابر سنتهای الهی؛ از مسواک تا مسئولیتهای اجتماعی
تسلیم در برابر دستورات شرع، کلید حل بسیاری از مشکلات فردی و اجتماعی است. وقتی با روحیه تعبد و اطاعت کارها را انجام میدهیم، نهتنها آنها را دقیقتر به انجام میرسانیم، بلکه قلبمان به نور ایمان روشنتر میشود. در مقابل، ضعف در تسلیمپذیری نسبت به شرع، ریشۀ بسیاری از موضعگیریهای نادرست و نافرمانیهای اجتماعی است. این ضعف معمولاً از امور کوچک شروع میشود؛ مثلاً هنگامی که به سنتهای به ظاهر ساده مانند مسواک زدن بیتوجهی میکنیم، کمکم این بیتوجهی به امور بزرگتر سرایت میکند تا جایی که حتی احکام مهم شرعی را هم زیر سؤال میبریم.
امام خمینی (ره) در این زمینه نکتهای عمیق مطرح میکند:
نگاه اول این است که عملی را صرفاً به خاطر سنت پیامبر انجام دهیم، بدون توجه به آثار دنیوی آن، مانند مسواک زدن به عنوان سنت نبوی حتی اگر به بهداشت دندان فکر نکنیم.
نگاه دوم این است که به علت فواید مادی، عمل را انجام دهیم، اما توجهی به جنبۀ تعبدی و اطاعت از سنت نداشته باشیم.
فرق این دو نگاه در روحیۀ تسلیم است. وقتی تنها به خاطر رضای خدا و پیروی از پیامبر مسواک میزنیم، روحیۀ اطاعتمان در همۀ زمینهها تقویت میشود؛ اما اگر صرفاً به دنبال منافع مادی باشیم، ممکن است اگر روزی آن فایده را نبینیم، اصل عمل را رها کنیم. این نکته، ارزش نیت و تعبد در هر عمل حتی ساده را بهخوبی نشان میدهد.
سفارشهای مؤکد پیامبر درباره مسواک
پیامبر اکرم آنقدر بر مسواک تأکید داشت که در روایت آمده است:
«ما زالَ جَبرئیلُ یوصِینی بالسِّواكِ حتّى خَشِیتُ أن اُدرَدَ أو اُحفِی»[1]
«جبرئیل آنقدر مرا به مسواک سفارش کرد که ترسیدم دندانهایم ساییده شود!»
«لَوْلَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِی لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّوَاكِ مَعَ كُلِّ صَلَاةٍ»[2]
«اگر بر امتم سخت نبود، مسواک زدن را قبل از هر نماز واجب میکردم.»
این احادیث نشان میدهد که مسواک فقط یک توصیۀ بهداشتی نیست، بلکه تمرین تسلیمپذیری در برابر خدا و سنت پیامبر است. اگر در این کارهای کوچک تسلیم باشیم، در امور بزرگتر هم مطیع خواهیم بود. در نتیجه تسلیم در سنتهای کوچک، زمینهساز اطاعت در امور بزرگ و بیتوجهی به سنتها، آغاز دوری از روحیۀ تعبد و اطاعت است. مسواک، نماد پیروی از پیامبر است، نه فقط یک عمل بهداشتی.
نظم و تداوم در عبادت از منظر پیامبر اکرم
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در نیمهشب برمیخاست، ابتدا مسواک میزد و وضو میگرفت، سپس به استراحت کوتاه میپرداخت. دوباره بیدار میشد، بار دیگر مسواک میزد، وضو میگرفت، نماز شب را به جای میآورد و پس از آن استراحت میکرد.
این رفتار نشاندهندۀ نظم دقیق و تقسیمبندی عبادت است. پیامبر نماز شب را به بخشهای مختلف تقسیم میکرد تا تداوم عبادت حفظ شود و کیفیت توجه و حضور قلب در هر بخش افزایش یابد. این الگو، درس مهمی برای مدیریت زمان و استمرار در عبادت به ما ارائه میدهد و نشان میدهد که حتی در عبادت نیز، برنامهریزی و تداوم نقش اساسی دارد.
ارزش عبادی مسواک در نماز از نگاه پیامبر
پیامبر در روایت دیگری اشاره میکند:
«رَكْعَتَینِ بِسِواک اَحَبُّ اِلَى اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ سَبْعینَ رَكْعَةً بِغَیرِ سِواک»[3]
«دو رکعت نماز با مسواک، از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک پرفضیلتتر است.»
حتی اگر فرد قبل از وضو مسواک زدن را فراموش کند، میتواند با سه بار مضمضه کردن آب، این نقص را جبران کند. این کار آثار عبادی خاصی بر نماز مترتب میکند و نشاندهنده اهمیت نظافت دهان در عبادت است.
خلق و خوی انسانی و مسیر تربیت اخلاقی
در ادامۀ حدیث نهم آمده است:
«عَلَیک بِمَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ فَارْکبْهَا وَ مَسَاوِی الْأَخْلَاقِ فَاجْتَنِبْهَا فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلَا تَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَک.»
«بر تو باد به داشتن اخلاق نیک، پس آن را پیشه کن و از رذایل اخلاقی بپرهیز، و اگر این کار را نکنی، تنها خودت را ملامت کن.»
امام(ره) خُلق را حالتی نهادینهشده در نفس تعریف میکند که رفتارهای انسان را بهصورت خودانگیخته و بدون نیاز به تأمل فکری هدایت میکند. این حالت نفسانی چنان در عمق وجود ریشه دارد که گویی جزئی از طبیعت ثانویۀ انسان شده است.
بر این اساس، فضایل و رذایل اخلاقی صرفاً به رفتارهای سطحی محدود نمیشوند، بلکه به اعماق وجود انسان نفوذ دارند. تربیت اخلاقی فرآیندی است که با شناخت آغاز میشود، با تمرین و تکرار ادامه مییابد و در نهایت به ملکهای نفسانی تبدیل میشود. امام(ره) هم هشدار میدهد و هم راه نجات را نشان میدهد: خودشناسی اخلاقی و تلاش مستمر برای تثبیت فضایل در وجودمان.
پرورش فضایل اخلاقی فرآیندی تدریجی است که به صبر و مداومت نیاز دارد. وقتی عملی نیک به ملکۀ نفسانی تبدیل شد، دیگر نیازی به محاسبه و تأمل ندارد. اگر فرد در شناخت و عمل به دستورات اخلاقی کوتاهی کند، تنها خودش مسئول پیامدهای این غفلت خواهد بود.
برای نمونه، فردی که خُلق سخاوت دارد، بدون لحظهای درنگ یا محاسبه، بخشش میکند. این رفتار برای او آنچنان خودجوش و طبیعی است که گویی شاکلۀ وجودیاش شده و انجام آن، نیاز به تفکر ندارد، همانند دیدن یا شنیدن. این نمونه، اهمیت تبدیل عمل به ملکه نفسانی و پیوند عمیق فضایل با سرشت انسان را بهخوبی نشان میدهد.
تأثیر ملکات اخلاقی بر رفتار و انگیزههای درونی انسان
امام خمینی(ره) در مثالی دیگر، ژرفای تأثیر ملکات اخلاقی بر رفتار انسان را روشن میکند. وقتی انسان واقعاً دارای عفت نفس و خویشتنداری باشد، نه تنها در مواجهه با مال نامشروع مقاومت نشان میدهد، بلکه اساساً تمایلی درونی به آن ندارد.
ایشان معتقد است که فضایل اخلاقی هنگامی حقیقی و پایدار هستند که از مرحلۀ تکلیف عبور کنند و به طبیعت ثانویۀ انسان تبدیل شوند. در این حالت، نهتنها کسی به مال دیگران دست نمیزند، بلکه حتی فکر تصرف آن نیز به ذهنش خطور نمیکند. این مثال، اهمیت پرورش عمیق اخلاق و نقش آن در شکلدهی به انگیزهها و رفتارهای درونی انسان را برجسته میسازد.
اهمیت تثبیت کمالات اخلاقی و پیشگیری از نفوذ رذائل
امام خمینی(ره) تأکید میکند که اگر کمالات اخلاقی در وجود انسان تثبیت نشود، خطر جایگزینی رذائل اخلاقی با آنها وجود دارد. برای مثال، اگر صفت سخاوت پرورش نیابد، ممکن است بخل جای آن را بگیرد، و اگر حلم و بردباری در کسی شکل نگیرد، خوی غضب و تندخویی ممکن است در او پدیدار شود.
وقتی کمالات اخلاقی در وجود انسان نهادینه شود، جای نگرانی نیست؛ چراکه این فضایل معمولاً پایدارند و از بین نمیروند. در مقابل، عادتهای اخلاقی سطحیتر از خُلقیات هستند و تغییر آنها آسانتر است. بنابراین، تلاش مستمر برای پرورش فضائل اخلاقی، سد محکمی در برابر نفوذ رذائل و شکلگیری خصلتهای منفی در وجود انسان ایجاد میکند.
امکان اصلاح و تکامل اخلاق حتی در خصلتهای ذاتی
علمای اخلاق از قول امام خمینی رحمهالله نقل میکنند که خُلقیات انسان گاه ریشه در ذات او دارد؛ برای مثال، برخی افراد بهطور فطری بانشاط یا صبور به دنیا میآیند، در حالیکه دیگران این صفات را با تلاش و مجاهدت کسب میکنند. با این حال، امام(ره) تأکید میکند که حتی ویژگیهای ذاتی، تغییرناپذیر نیستند، هرچند تغییر آنها دشوارتر است.
ایشان میفرماید: «در این دنیا همه چیز قابل تغییر است.» کسی که نامنظم است، میتواند به نظم برسد، هرچند این تحول برایش دشوار باشد، ارزش والایی دارد. همچنین، اگر برخی صفات اخلاقی فطری باشند، این بهمعنای اصلاحناپذیری آنها نیست؛ زیرا پذیرش چنین دیدگاهی، در حقیقت رسالت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را زیر سؤال میبرد.
امام(ره) با بیان حدیث «إِنِّی بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» «من برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شدهام.» نشان میدهد که حتی خصلتهای ریشهدار و ذاتی نیز در پرورش اخلاقی قابل اصلاح و تکامل هستند و مسیر تربیت اخلاقی همواره باز است.
نقش عادات، محیط و معاشرتها در شکلگیری اخلاق اکتسابی
دستۀ دوم صفات اخلاقی، آنهایی هستند که از طریق عادات، معاشرتها و تفکر در انسان شکل میگیرند و فطری نیستند. این خُلقیات تغییرپذیرند؛ برای مثال، کسی که عادت به ریزبینی و حساسیتهای جزئی دارد، میتواند با ترک محیط قبلی یا آگاهی از عیب خود، تلاش کند و این خصلت را اصلاح نماید.
برخی افراد به اشتباه تصور میکنند که چون ویژگیهایی در فرهنگ خانوادگی آنان ریشه دارد، تغییرناپذیر است و با استناد به گفته جاهلیت:
«إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ»[4]
«ما پدران خود را بر آئینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا میکنیم.»
از مسئولیت خود در اصلاح اخلاقی شانه خالی میکنند. در حالی که ما موظفیم درست را از نادرست تشخیص دهیم و اگر با معیارهای حق ناسازگاریم، از خداوند یاری طلب کنیم تا تغییرات لازم در ما ایجاد شود.
امام خمینی(ره) اشاره میکند که برخی خصلتهای نفسانی تحت تأثیر عادات و معاشرتها شکل میگیرند. گاهی ازدواج یا همنشینی با افراد صالح میتواند رفتار ما را دگرگون کند. همانطور که حافظ هشدار میدهد:
نخست موعظه پیر معرفت این است
که از مصاحب ناجنس احتراز کن
همنشینی با افراد ناشایست به مرور زمان در شخصیت ما اثر میگذارد. در مقابل، باید از خدا بخواهیم: «أدْخِلْنَی فِی رَحْمَتِک فِی عِبَادِک الصَّالِحِینَ» تا در جمع نیکان قرار گیریم و بهتدریج، بدون تلاش آگاهانه، خُلق و خوی خوبان در ما نهادینه شود.
لذا اخلاق اکتسابی نهتنها تغییرپذیر است، بلکه محیط و معاشرتها نقش تعیینکنندهای در آن دارند. هوشیاری در انتخاب همراهان و توکل بر خدا، دو عامل کلیدی در تربیت نفس و رسیدن به کمالات اخلاقی هستند.
نقش تفکر و تأمل در پرورش اخلاق
امام خمینی(ره) تأکید میکند که بسیاری از تحولات اخلاقی با تفکر و اندیشه آغاز میشوند. برای نمونه، اگر فردی عادت به عجول بودن دارد، با تأمل و بررسی درمییابد که مدارا در روابط اجتماعی نتایج مثبت و مزایای فراوانی دارد. این آگاهی اولیه انگیزهای برای تلاش در پرورش این خصلت ایجاد میکند.
با تکرار این رفتار و استمرار در تفکر، کمکم حسن خلق و خصلتهای اخلاقی مثبت در وجود انسان نهادینه و به بخشی از شخصیت او تبدیل میشوند. این فرایند نشان میدهد که تغییر اخلاقی نهتنها ناشی از آموزش و تمرین؛ بلکه نیازمند تأمل و آگاهی نسبت به آثار و پیامدهای رفتارهاست.
چارچوب چهارگانه فضائل اخلاقی در نگاه امام
امام با استناد به دیدگاه علمای اخلاق اسلامی، تمام فضائل اخلاقی را در چهار اصل کلی دستهبندی میکند:
۱. حکمت، فضیلت مرتبط با قوهٔ عاقله؛
۲. شجاعت، فضیلت مرتبط با قوهٔ غضبیه؛
۳. عفت، فضیلت مرتبط با قوهٔ شهویه؛
۴. عدالت، فضیلتی که تعادل میان سه قوهٔ دیگر را برقرار میکند.
هر یک از این قوا اگر از اعتدال خارج شوند، به افراط یا تفریط میگرایند که هر دو مذموم هستند؛ یعنی به همان اندازه که افراط خطرناک است، تفریط هم خطرناک است. مثلا همان قدر که غضب خطرناک است رکود هم خطرناک است؛ لذا نمیتوان گفت: تفریط بهتر از افراط است یا افراط بهتر از تفریط! هر دو نامناسبند. به همین جهت قوۀ عاقله و شهویه و غضبیه را تحت قوۀ عادله قرار میدهیم.
عدالت همان فضیلتی است که این سه قوه را در حالت تعادل نگه میدارد. مرحوم نراقی نیز تأکید میکند که قوهٔ عادله بر سه قوهٔ دیگر حاکم است و مانع افراط و تفریط در هر یک میشود.
تکمیل مکارم اخلاق، هدف بعثت پیامبر(ص)
امام خمینی(ره) با استناد به حدیث نبوی «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ»[5] «من تنها برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شدهام.»، بر اهمیت کرامتهای اخلاقی تأکید میکند و معتقد است بهشتی که بر اساس اخلاق به ما داده میشود، نعماتش گرانبهاتر از بهشتی است که صرفاً بر پایهٔ اعمال عطا میشود.
تمایز بهشت صفات و بهشت اعمال از نگاه امام خمینی(ره)
امام خمینی(ره) با بیانی ژرف، تمایز میان دو نوع بهشت را روشن میکند: جنت صفات که ناشی از اتصاف به صفات الهی است و جنت اعمال که حاصل اعمال نیک انسان است. جنت صفات، بهشتی است که به واسطۀ اعتقادات حقه به انسان عطا میشود.
ایشان تأکید دارد که لذات ناشی از فضائل اخلاقی مانند حلم و رحمت، که سرچشمه در صفات الهی دارند، با نعمات ناشی از اعمال نیک قابل مقایسه نیستند. به همین نسبت، عذاب ناشی از رذائل اخلاقی مانند حسد و دروغ، بسیار عمیقتر و ماندگارتر از مجازات اعمال ناشایست است. برای نمونه، یک دروغ موقت ممکن است عذابی گذرا داشته باشد، اما خُلق دروغگویی، ظلمتی دائمی بر روح انسان میافکند. حسدی که در دل جای گیرد، همچون آتشی همیشگی روح انسان را میسوزاند.
امام با اشاره به اینکه «عذاب حسد از عذاب گرز آهنین سختتر است»، انسان را به مجاهدهای مستمر و پیوسته با نفس خود فرا میخواند.
نکات کلیدی سخن امام:
لذت درونی فضائل: حتی بدون پاداش اخروی، خودِ متخلق بودن به اخلاق نیک، بالاترین لذت است.
عذاب درونی رذائل: صاحب خلق رذیله بیش از دیگران در عذاب است.
امید به تغییر تا آخرین لحظه: انسان تا زنده است میتواند از تاریکی اخلاقی نجات یابد.
علت نجات نیافتن: سستی در اجرا و باور نداشتن عواقب اخروی است.
رابطه اخلاق دنیوی و صورت اخروی از نگاه امام خمینی(ره)
امام خمینی(ره) با بیانی تأملبرانگیز به ارتباط اخلاق دنیوی و آثار آن در آخرت اشاره میفرماید:
ایشان مثال میزند که تکبر در آخرت به صورت مورچهای خوار و ذلیل تجسم مییابد که زیر دست و پای همه است. تأکید امام(ره) بر این است که اگر این باور در ما نهادینه شود، به طور قطع از تکبر دست خواهیم کشید.
ایشان هدف اصلی پیامبران را درمان رذائل اخلاقی میداند و بر ضرورت جدی گرفتن توصیههای اخلاقی آنان تأکید میکند.
امام(ره) به اهمیت مطالعۀ آثار مهم اخلاقی مانند معراج السعاده و جامع السعاده نراقی اشاره میفرماید و هشدار میدهد که اگر کسی خود را بینیاز از این کتب بداند، دچار «ام الامراض» یعنی جهل شده است.
ایشان چند باور نادرست را رد میکند، از جمله:این کتابها فقط برای تازهکارهاست! پرهیز از بدیها ضرورت ندارد! این توصیهها مربوط به گذشته است! جامعۀ امروز نیاز به رفتارهای خشن و گرگصفت دارد! مشکلات خوبان، ناشی از نیکیهایشان است!
هر کس گمان کند نیازی به پرهیز از رذائل اخلاقی ندارد، در واقع به بیماری جهل مبتلاست و باید پیش از هر چیز به درمان این بیماری بنیادین بپردازد.
ده کرامت اخلاقی برتر از منظر امام صادق علیهالسلام
امام صادق علیه السلام میفرماید:
«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَصَّ رُسُلَهُ بِمَکارِمِ الْأَخْلَاقِ فَامْتَحِنُوا أَنْفُسَكُمْ فَإِنْ کانَتْ فِیكُمْ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ ذَلِک مِنْ خَیرٍ وَ إِنْ لَا تَكُنْ فِیكُمْ فَاسْأَلُوا اللَّهَ وَ ارْغَبُوا إِلَیهِ فِیهَا قَالَ فَذَکرَهَا عَشَرَةً الْیقِینَ وَ الْقَنَاعَةَ وَ الصَّبْرَ وَ الشُّكْرَ وَ الْحِلْمَ وَ حُسْنَ الْخُلُقِ وَ السَّخَاءَ وَ الْغَیرَةَ وَ الشَّجَاعَةَ وَ الْمُرُوءَةَ قَالَ وَ رَوَى بَعْضُهُمْ بَعْدَ هَذِهِ الْخِصَالِ الْعَشَرَةِ وَ زَادَ فِیهَا الصِّدْقَ وَ أَدَاءَ الْأَمَانَةِ.»[6]
«خداوند عزّ و جلّ پیامبران خود را به عالیترین اخلاق مزین کرده است. خودتان را بیازمایید: اگر این اخلاق در شماست، شکر خدا را به جای آورید و بدانید که این از خیر و خوبی است. و اگر در شما نیست، از خدا بخواهید و به سوی او رغبت کنید تا آن را در شما ایجاد کند. ایشان ده خصلت را ذکر فرمودند: یقین، قناعت، صبر، شکر، حلم، حسن خلق، سخاوت، غیرت، شجاعت و مردانگی (مرؤت). برخی از راویان پس از این ده خصلت، دو خصلت دیگر نیز افزودهاند: صدق و امانتداری.»
خدای سبحان پیامبرش را به کرامت های اخلاقی اختصاص داد، حال خودتان را آزمایش کنید اگر این کرامات اخلاقی در شما هست خدا را حمد کنید و شکر نعمت را به جای آورید و از خدا بخواهید آنها را زیاد کند و به این مقدار کفایت نکنید. آن کرامات اخلاقی ده تاست:
- یقین: یقین تنها یک باور اعتقادی نیست، بلکه فضیلتی اخلاقی است. مقابل آن تردید و دودلی است که از رذائل اخلاقی محسوب میشود. باید در مسیر حق ثابت قدم باشیم؛
- قناعت: در امور مادی به مقدار کافی راضی باشیم؛
- صبر: مقاومت در برابر سختیها بدون تزلزل در ایمان و حفظ اعتقادات حتی در سختترین شرایط؛
- شکر: قدردانی از نعمات و نگرش مثبت به داشتهها و احساس فراوانی به جای کمبود؛
- حلم:ظرف وجودی گسترده مانند خاک که زیر پا له میشود؛ اما شِکوهای نمیکند برخلاف صبر که مقاومت در برابر مشکلات است، حلم ظرفیت درونی است؛
- حسن خلق:خوشرفتاری با همه مردم و ایجاد آرامش برای اطرافیان؛
- سخاوت و بخشندگی: الگوگیری از پیامبر(ص) که جوادترین مخلوقات بود. خدای سبحان در مورد پیامبر فرموده است:«من جوادترین جوادها هستم، در بین مخلوقاتم پیامبر خاتم جوادترین جوادهاست!» بعد از پیامبر علماء جوادترین هستند؛ چون دائم علم را پخش میکنند. سخاوت علمی از والاترین انواع بخشش است؛
- غیرت وحساسیت دینی:حفاظت از حریم دین و ناموس و واکنش به موقع در برابر هتک حرمتها؛
- شجاعت و ایستادگی برای حق: ابراز آشکار عقاید دینی مانند اذان، یکی از نمادهای اعلام شجاعت این است که در شبانه روز با صدای بلند اذان گفته شود. امر به معروف و نهی از منکر به عنوان تمرین شجاعت؛
- جوانمردی، فضیلتی جامع: ترکیبی از کرامتهای اخلاقی و رفتار بزرگوارانه در همه شئون زندگی.
تاریخ جلسه: 1388/11/17 – جلسه هشتاد و یکم
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1]. بحارالانوار، ج76، ص131.
[2] . کافی، ج3، ص22.
[3] . خصال، ص481.
[4]. سوره زخرف، آیه23.
[5] . الفقهالمنسوبالیالامالرضا علیهالسلام.
[6]. الکافی، ج2، ص56.