تربیت اجتماعی (صحیفه سجادیه) ـ بخش سوم

پناه بردن از سرنوشت بدکرداران

 

«أَجِرْنِي مِمَّا يَخَافُهُ أَهْلُ الْإِسَاءَةِ»[1]

«‌از‌ آنچه (دوزخ که) بدکرداران (گناهکاران) ‌از‌ ‌آن‌ ‌مى‌ ترسند پناهم ده.»

 

در ارتباطات اجتماعی، گاه افرادی را می‌بینیم که تقوای لازم را ندارند. این افراد بی‌پروا، بی‌موالات و بدون قانون هستند؛ به همین جهت همیشه نگران بازخوردها می‌باشند و در نتیجه در زندگی‌شان امنیت ندارند. در این دعا، حضرت به ما می‌آموزد که به جای ملامت این افراد، به خدا پناهنده شویم تا رفتارمان مانند آنان نشود و به عبارتی، اهل اسائه نشویم.

 

روش برحورد با «أَهْلُ الْإِسَاءَة»

 

۱. عبرت گرفتن، نه خاطر جمع شدن: أهلُ الإسائه، یعنی افراد بد و خلافکار، در هر جامعه‌ای وجود دارند. با مشاهدهٔ این افراد نباید از خودمان خاطر جمع شویم؛ بلکه باید بدانیم اگر لحظه‌ای به خودمان واگذار شویم، ممکن است به سرنوشت آنان مبتلا شویم. بنابراین دیدن این افراد باید برای ما موجب عبرت شود.

۲. پناه بردنِ فوری به خدای سبحان: از آنجا که مواجهه با این افراد، خطرِ سیر شدن به سوی آنان را به همراه دارد، باید بلافاصله به خدای سبحان پناهنده شویم.

 

هشدار دربارهٔ خیال راحت از خود

 

فردی که قواعد و قوانین ارتباط را جدی نگرفته است، به خود اجازه می‌دهد به دلیل نقش و جایگاهی که دارد (استاد، دانشجو، والد، فرزند و…) دیگران را تکریم نکند و دخالت‌های بی‌جا و توقعات فراوان داشته باشد. چنین فردی همواره در موضع نگرانی است و حال خوبی ندارد.

با مشاهدهٔ چنین افرادی، نباید خیالمان از خودمان راحت شود که «الحمدلله ما مانند آنها نیستیم!»؛ زیرا ممکن است تصور کنیم مسیر صحیح را می‌رویم؛ اما چند سال بعد متوجه شویم که رعایت‌هایی که می‌کردیم نه تنها لطف نبوده، بلکه در اصل دخالت بوده است. بنابراین در مواجهه با چنین افرادی، باید بی‌درنگ به خدا پناه ببریم که خداوند کمک کند مبادا ما هم جزء این افراد واقع شویم.

 

قانون دفاع الهی؛ جایگزین نگرانی با پناهندگی

 

طبق این قانون، اگر فردی ملتزم به قوانین و آداب نباشد، بازخورد آن، حس نگرانی در زندگی‌اش خواهد بود. خداوند می‌فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا»[2]

«قطعاً خداوند از کسانی که ایمان آورده‌اند، دفاع می‌کند.»

 

از این آیه درمی‌یابیم که اگر شخصی به فرد دیگری توهین کند و آن فرد مقابل قادر به دفاع از خود نباشد، خدای عادل در زندگی آن شخص توهین‌کننده، ناراحتی و نگرانی ایجاد می‌کند؛ به همین جهت سفارش شده است که در مواجهه با اهل اسائه، حتماً از خدا بخواهیم که از ما محافظت و مراقبت کند تا مبادا رفتارهای نادرست آنان را تکرار کنیم. پس به جای منع کردن دیگران، پیوسته به خدا پناه ببریم که در طول تاریخ، تکرارکنندهٔ امور نادرست آنان نباشیم.

 

حق بدکاران بر گردن ما؛ عبرت، نه تکرار

 

خواجه عبدالله انصاری در کتاب «منازل السائرین»، با نگاهی عرفانی بیان می‌کند که تمام بدکاران جامعه به گردن ما حق دارند؛ زیرا آنها نخستین کسانی بودند که رفتار بد را انجام دادند و نتیجه‌اش را دیدند. به همین جهت، ما از نتیجهٔ کار بدِ آنها عبرت گرفتیم. با این نگاه، این افراد جزو «ذوی الحقوق» ما محسوب می‌شوند و بر ماست که برایشان استغفار و دعا کنیم.

حضرت در فراز «أَجِرْنِي مِمَّا يَخَافُهُ أَهْلُ الْإِسَاءَةِ» به ما می‌آموزد که در تربیت اجتماعی، با دیدن اهل اسائه، روابط صحیح را بیاموزیم و از تکرار امور نادرست دیگران بپرهیزیم. همان‌گونه که از لقمان حکیم پرسیدند: «ادب را از چه کسی آموختی؟» در پاسخ گفت: «از بی‌ادبان. هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از انجام آن پرهیز کردم.»

واژهٔ «أَجِرْنِي» تأکید بر این نکته دارد که در آموختن‌ها باید به خدا پناهنده شویم؛ زیرا اگر لحظه‌ای به خود واگذار شویم، دچار خسران و اشتباه خواهیم شد.

 

توقع از خلق، حجاب دریافت از حق

 

«وَ مَنْ تَوَجَّهَ بِحَاجَتِهِ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ أَوْ جَعَلَهُ سَبَبَ نُجْحِهَا دُونَكَ فَقَدْ تَعَرَّضَ لِلْحِرْمَانِ، وَ اسْتَحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَوْتَ الْإِحْسَانِ‏»[3]

«و ‌هر‌ ‌که‌ براى حاجت خود ‌به‌ یکى ‌از‌ آفریدگانت روآورد ‌یا‌ ‌جز‌ ‌تو‌ ‌را‌ سبب برآمدن ‌آن‌ حاجت قرار دهد ‌به‌ نومیدى گرائیده، ‌و‌ سزاوار نیافتن احسان ‌از‌ ‌تو‌ گردیده است.»

در این فراز، حضرت بیان می‌کند که هر کس نیازش را به یکی از خلقِ خدا ابراز کند؛ یعنی قبلهٔ آمال او همسر، اولاد، خواهر، برادر، دوست و … باشد، خود را در معرض محرومیت قرار داده است. حتی اگر رسماً به آنان روی نیندازد، اما در ناخودآگاهش عامل برآورده شدن نیازش را در آنها ببیند، مستحق آن است که هیچ چیز از خداوند دریافت نکند.

قانون خداوند این است: اگر کسی امیدش به خلق خدا باشد، یا رسماً به خلق خدا برای حاجتش روی بزند، حتی اگر همهٔ خلق نیز بخواهند کمکش کنند، اما سند محرومیتش زده می‌شود.

 

توقع نداشتن از دیگران

 

حضرت به ما می‌آموزد که در تربیت اجتماعی، از دیگران ـ چه رسماً و چه در دل ـ توقع نداشته باشیم. همان‌گونه که خداوند می‌فرماید:

«هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»[4]

«اوست اول و آخر و ظاهر و باطن و او به هر چیزی آگاه است.»

 

در مشکلات، طمع ما باید فقط به خدا باشد. فقط از او بخواهیم و هیچ انتظاری ـ چه در ظاهر و چه در باطن ـ به کسی نداشته باشیم. یقین داشته باشیم که واسطه‌ها را خداوند بر سر راه زندگی ما قرار می‌دهد. وظیفه داریم از واسطه تشکر کنیم، اما نه به این منظور که اگر او نبود، کار انجام نمی‌شد؛ بلکه بگوییم: «الحمدلله که خدا، کریمی را واسطه قرار داد تا گره‌گشای کار ما باشد.»

 

نتیجهٔ توحید در روابط اجتماعی

 

در چنین فضایی، مودت ما با دیگران خالصانه می‌شود و از همدیگر انرژی مثبت دریافت می‌کنیم. دلخوری‌های پنهان و توقع از دیگران موجب می‌شود که هنگام ارتباط با آنها، انرژی مثبت دریافت نکنیم.

باور داشته باشیم که در روابط اجتماعی باید موحد باشیم؛ موحد به این معنا که فقط روی خدا حساب کنیم. در غیر این صورت، روابط اجتماعی‌مان صوری خواهد بود و روابط خوبی با یکدیگر نخواهیم داشت.

 

وکیل گرفتن خدا؛ عادلانه‌ترین دفاع در برابر ظلم

 

«خُذْ ظَالِمِي وَ عَدُوِّي عَنْ ظُلْمِي بِقُوَّتِك‏»[5]

«ستم کننده ‌و‌ دشمن مرا ‌به‌ قدرت خود ‌از‌ ستم ‌بر‌ ‌من‌ بازدار.»

در روابط اجتماعی، گاهی ممکن است از طرف شخصی ظلمی به ما وارد شود یا حق و حقوق ما رعایت نشود. در این صورت، چند حالت پیش می‌آید:

۱. عبور و گذر کردن از ظلم: این روش اشتباه است، زیرا ظالم را در ظلمش تقویت می‌کنیم. در این صورت، ظالم به کم‌گذاشتن در همه جا عادت می‌کند.

۲. گرفتن حق‌مان از آن شخص: این روش نیز اشتباه است، زیرا از آنجا که ما درگیر نفسانیات خود هستیم، دچار افراط یا تفریط می‌شویم.

  1. امداد گرفتن از خدای سبحان: روش صحیح آن است کهحضرت در این فراز به ما می‌آموزد: نگذاریم ظالم در ظلم خود باقی بماند. از سوی دیگر، قصد ما تربیت ظالم است، نه تشفی خاطر خودمان. بنابراین از خدا می‌خواهیم که با قوت خودش، قدرتش را به او نشان دهد تا نه تنها به ما ظلم نکند، بلکه به دیگران نیز ظلم نرساند.

به خدا می‌گوییم: «ما توان مقابله با او را نداریم، پس از تو درخواست می‌کنیم که وکیل ما باشی تا عادلانه و با یداللهی خودت با او مقابله کنی. او متوجه شود و دیگر به کسی ظلم نرساند.»

در اینجا، ما از خدا «بِقُوَّتِكَ» را خواستاریم، نه «بِقَهْرِكَ»؛ یعنی نفرینش نمی‌کنیم، بلکه هدف، اصلاح و تأدیب او از جانب خداست.

 

آستانة شعور ظالم؛ شرط تأثیر عذاب

 

گاهی شخصی ظلم می‌کند و خدا عذابی بر او نازل می‌کند؛ اما ظالم متوجه علت عذاب نمی‌شود. اما ما در این دعا می‌گوییم «بِقُوَّتِكَ»؛ یعنی از خدا می‌خواهیم آستانة شعور و قوة ادراک ظالم را چنان بالا ببرد که او متوجه دلیل گرفتاری و عذاب خود شود.

 

جهت‌دهی غضب

 

وقتی کسی در حق شما ظلم می‌کند، خودتان به میدان نیایید؛ بلکه از خدا بخواهید با ربوبیتش او را تربیت کند. به همین جهت در این فراز از واژهٔ «خُذْ» استفاده شده است. یعنی ما از خدا درخواست می‌کنیم که او را تربیت کند و رشدش دهد تا از عداوت با ما منصرف شود. دشمن واقعی را بشناسد تا انرژی‌اش را علیه اعداء خدا خرج کند. به جای اینکه فکر کند ما دشمن او هستیم، با دشمن حقیقی آشنا شود.

از خدا می‌خواهیم تا او متوجه شود که ما قصد بدی نسبت به او نداریم؛ پس غضبش را چنان جهت‌دار کند که به سمت دشمنان دین باشد، نه ما.

 

هشدار امام سجاد علیه‌السلام دربارهٔ ظلم به بی‌یاوران

 

امام سجاد علیه‌السلام از قول پدرشان می‌فرماید:

«إِیَّاکَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا یَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ»[6]

«از ظلم به کسی که در برابر تو، هیچ یاری‌کننده‌ای به جز خداوند ندارد، بر حذر باش.»

طبق فرمایش حضرت، کسی که مورد ظلم واقع شده است، باید از خدا بخواهد قوتش را به ظالم نشان دهد؛ به گونه‌ای که ظالم با دیدن اقتدار خداوند متوجه شود افراد، صاحب و یاری‌کننده دارند و نمی‌تواند هر کاری بخواهد با کسی انجام دهد.

 

تربیت ظالم با عافیت، نه انتقام

 

وقتی ما مورد ظلم قرار گرفتیم، از خدا بخواهیم با عافیت، ظالم را تربیت کند و اجازه ندهد ظلم و عداوتش را تکرار کند. چنین درخواستی از آن روست که می‌خواهیم ظالم حتماً متوجه ظلم و اشتباهش بشود، به قدرت برتر خدا اقرار کند تا همیشه در یادش بماند و درس عبرتی برایش باشد و از ظلمش دست بردارد.

وقتی ظالم، دلیل بلا و عذاب‌هایی که دچارش می‌شود را بفهمد، دیگر دست به تکرار ظلم نمی‌زند و به این طریق تربیت می‌شود.

 

تاریخ جلسه:1403/7/21 ـ جلسه 3

«برگرفته از بیانات استاده زهره بروجردی»  

 


[1]. صحیفه سجادیه، دعای دوازدهم.

[2]. سوره حج، آیه 38.

[3]. صحیفه سجادیه، دعای سیزدهم.

[4]. سوره حدید، آیه 3.

[5]. صحیفه سجادیه، دعای چهاردهم.

[6]. الکافی، ج 2، ص 331.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *