نمی از یم فضائل امیرالمؤمنین (ع) ـ بخش پنجم

انفاق امیرالمؤمنین (ع)

 

۲۳- ابن عباس نقل می‌کند: [1] امیرالمؤمنین علیه‌السلام فقط چهار درهم داشت، یک درهم را شبانه و یک درهم را در روز و دو درهم باقیمانده را نیز علنی و مخفیانه صدقه داد. آیه ۲۷۴ سوره مبارکه بقره نازل شد:

«الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»

«آنها كه اموال خود را، شب و روز، پنهان و آشكار، انفاق مى كنند، مزدشان نزد پروردگارشان است؛ نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگين مىشوند»

  • از آن جائیکه امیرالمؤمنین علیه‌السلام تجلی کامل الهی است و در عالم چیزی به جز حضرت حق را مشاهد نمیکند، تمام دارایی خود را ، جهت رضایت خداوند انفاق کرده، هیچ چیز، برای خود نگه نمیدارد.

 

پنهان داشتن نیازمند مستمند

 

حارث همدانی که برخی از شبها تا سحر، به صحبت با امیرالمؤمنین می‌پرداخت  نقل می‌کند شبی با شرمندگی عرض کردم: محتاج شده‌ام (نیاز مالی پیدا کرده ام ) حضرت فرمودند: به نظر تو، من شایستگی رفع احتیاج تو را دارم ؟ عرض کردم: بله. حضرت گفتند : خدا به تو جزای خیر دهد که مرا لایق دانستی. سپس چراغ را خاموش کردند و فرمودند: نمی‌خواهم ذلت بیان نیازت را شاهد باشم، اکنون بگو چه می‌خواهی ؟ و ادامه دادند از پیامبر شنیدم که می‌فرمودند‌: نیازمندی و احتیاج امانتی است که خداوند در سینه بندگانش به ودیعه می‌گذارد اگر کسی نیازش را پنهان کند برایش عبادت نوشته می‌شود و اگر افشا نماید واجب است بر شنونده که  او را یاری نماید . [2]

  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام در اوج قله بندگی، نمیپسندند احدی جز در برابر حضرت حق اظهار عجز و نیاز نموده و با تأسی از پیامبر صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله سعی در فراهم نمودن فضایی دارند که سائل خجالت زده نشده و عزتش خدشه دار نگردد .

 

نقش اراده و خواست فرد در مرتفع شدن گرفتاری

 

فردی خدمت حضرت رسیده عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! گرفتار سه درد شده ام، درد جسمی درد فقر و درد جهل.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام جواب دادند: برای درد جسم‌ات به طبیب و برای درد  فقرت به کریم و برای جهالتت باید به عالم مراجعه نمایی .

عرب گفت : یا امیرالمومنین تو هم طبیبی و هم کریمی و هم عالم . امیرالمؤمنین علیه‌السلام دستور دادند سه هزار درهم از بیت المال به او داده شود . که برای مرتفع نمودن هریک از بیماری هایش هزار درهم هزینه کند. [3]

  • حضرت می توانستند به او جواب منفی داده و بدون توجه به خواسته‌اش او را رها نمایند و یا با یک نگاه درد جسم اش را معالجه ، درد فقرش را مرتفع و علم لدنی نیز نصیبش نمایند، اما شرایط را برای او چنان هموار نمودند تا خود با اراده و خواست قلبی و تلاش و استفاده از اسباب به آنچه مقدرش شده دست پیدا نماید.

 

حلم امیرالمؤمنین (ع)

 

روزی حضرت غلامشان را چندین مرتبه صدا زدند اما جوابی نشنیدند بیرون آمده دیدند کنار درب ایستاده و با وجود اینکه صدای حضرت را می‌شنیده پاسخی نداده است. علت را جویا شدند. غلام گفت: خسته بودم حوصله پاسخ گفتن نداشتم، در عین حال می‌دانستم دعوا و عقوبتم  نمی‌کنید.

فرمودند: خداوند را سپاسگزارم که مرا از کسانی قرار داد که خَلق‌اش از من ایمن بوده نگران تأدیبم نمی‌باشند و رو به غلام کرده گفتند: برو بخاطر رضای خداوند تو آزادی. [4]

  • حضرت در مقابل غلامی که وظیفهاش خدمت و فرمانبرداری است بسیار حلیمانه برخورد کرده، عصبانی نشده و تنبیهاش نمیکنند بلکه دلیل نافرمانی اش را جویا شده به او اجازه صحبت می دهند .
  • حضرت رفتار غلامشان را تأیید نکرده و توفیق خدمت را از او سلب مینمایند؛ زیرا شرطِ معیت و خدمت به ولیّ خدا نشاط و چابکی و اطاعت محض است .
  • هر نوع آزاد شدنی پسندیده نیست؛ خضوع در پیشگاه اولیاء الهی، آزادی و رهایی از هر دو عالم است.

 

مصاحبتی نیکو

 

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در زمان حکومتشان در مسیری، با کافری ذمی همراه شدند.

او از حضرت پرسید به کجا می روید ؟ حضرت فرمودند: کوفه.

بر سر دو راهی کوفه حضرت همچنان با او همراهی نمودند.

او پرسید : مگر شما قصد کوفه  نکرده بودید؟

حضرت فرمودند : بله، اما این علامت حسن مصاحبت است، همچنین پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله سفارش نموده‌اند که به هنگام جدایی از همراهتان مقداری او را مشایعت نمایید.

او گفت: واقعا پیامبر شما چنین سفارشی نموده است؟

حضرت فرمودند: بله.

او گفت: پس من نیز از پیامبر شما تبعیت نموده در محضر امیرالمؤمنین علیه‌السلام شهادتین بر زبان جاری نموده، مسلمان شد. [5]

  • حضرت در زمان خلافتشان در مواقعی تنها و پیاده بسوی دارالخلافه حرکت کرده اجازه می‌دادند افرادی دیگر حتی کافر ذمی با ایشان همراه شوند.
  • با وجود اینکه حضرت تربیت شده عالم اعلی و تجلی کامله الهی هستند اما یادآورِ منشاء خلقیات نیکو و پسندیده خود شده، آن را به پیامبر اکرم صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله نسبت میدهند تا علاوه بر تأکید بر سنت رسول خدا، عملاً شاکر مربی خویش، وجود نازنین پیغمبر صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله باشند.
  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام طبق سنت پیامبر اکرم کافر ذمی را نیز مشایعت نموده تا همراهی و مصاحبتی نیکو داشته باشند، و این بیانگر شدت تواضع وفروتنی حضرت است

 

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 


[1] – بحارالانوار، ج ،۴۱ ص33

[2] – بحارالانوار، ج ۴۱،ص ۳۶

[3] – بحارالانوار، ج ۴۱، ص43

[4] – بحارالانوار، ج ۴۱، ص 48

[5] -بحارالانوار، ج ۴۱، ص53

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *