بررسی ساختار خانواده ـ بخش سوم

 

تأثیر متقابل اعضای خانواده بر یکدیگر

 

1. تأثیر فرزندان بر والدین

 

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکمت 444 نهج‌البلاغه می­فرماید:

«مَازَالَ الزُّبَیرُ رَجُلًا مِنَّا أَهْلَ الْبَیتِ حَتَّى نَشَأَ ابْنُهُ الْمَشْئُومُ عَبْدُ اللَّهِ»،

«همواره زبیر مردى از (خویشان) ما اهل بیت بود تا وقتى كه پسر شوم او عبد اللّه پدید آمد.»

حضرت در این حکمت اشاره می­کند که زبیر آن چنان به ما نزدیک بود گویی از اهل بیت بود. زبیر صاحب سِرّ بود تا جایی که در تشیع جنازۀ­ حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها که تعداد اندکی حاضر بودند، حضور داشت. او جزو کسانی بود که در پیروزی جنگ جمل (اولین جنگ بعد از به حکومت رسیدن امیرالمؤمنین)، نقش به­‌سزایی داشت؛ اما زمانی که فرزند شوم او، به جوانی رسید موجب جدایی پدرش از اهل بیت شد تا حدی که به روی حضرت شمشیر کشید. عبدالله بن زبیر نه تنها پدر را از آن جایگاه اعلی جدا کرد، بلکه چنان تأثیری بر او گذاشت که زبیر جزو دشمنان امام قرار گرفت.

از لسان امیرالمؤمنین در بحث بررسی ساختار خانواده می‌­آموزیم که والدین از تأثیر منفی فرزندان آسوده‌خاطر نباشند و گمان نکنند به دلیل سن بیشتر، فرزندان نمی­‌توانند بر اعتقادات پدر و مادر خلل ایجاد کنند. حضرت می‌­فرماید این واقعیت در تاریخ اتفاق افتاده و فردی از اوج عزت به حضیض ذلت کشیده شده است.

 

2.تأثیر والدین بر فرزندان

 

امیرالمؤمنین در فرازی از خطبۀ 19 نهج البلاغه[مرحوم فیض‌الاسلام] می­‌فرماید:

«مَا یدْرِیكَ مَا عَلَی مِمَّا لِی عَلَیكَ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ لَعْنَةُ اللَّاعِنِینَ حَائِكُ ابْنُ حَائِكٍ مُنَافِقُ ابْنُ كَافِرٍ»

در این خطبه که از نظر زمانی بعد از جنگ صفین ایراد شده است، حضرت به اشعث بن قیس اشاره دارد. حضرت در كوفه، بالاى منبر خطبه خواند و در ضمن بیاناتش سخنى فرمود. اشعث به سخنان حضرت اعتراض کرد و گفت: این اتفاقی که افتاده به ضرر توست، نه به نفع تو. در این هنگام امام، به اشعث نگاه کرد و خطاب به او فرمود:«تو چه می‌فهمی که چه چیز به نفع من است و چه چیز به ضرر من؟! پس لعنت خدا و لعنتِ لعنت‌كنندگان بر تو باد.» در ادامه حضرت به پدر اشعث اشاره می­‌کند و می‌­فرماید:« تو نیز همانند پدرت بافنده هستی و همانطور که پدرت کافر بود تو نیز منافق هستی.» تعبیر حضرت به پارچه‌­بافی، یعنی اشعث و پدرش اهل خیال‌بافی هستند و اهل تفکر صحیح نیستند. حضرت به تأثیر پدر بر پسر اشاره دارد که چنین پسری از وجود چنان پدری است.

در بررسی ساختار خانواده به تأثیرگذاری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر در هر سن و سالی پی می­بریم؛ بنابراین، همواره پناهندگی خاصی به خدای سبحان لازم است تا از تأثیر منفی اعضای خانواده در امان بمانیم.

 

اهمیت کرامت نفس

 

اگر بخواهیم در خانواده سلامت زندگی کنیم، باید کرامت نفس داشته باشیم. حضرت در حکمت 441 نهج البلاغه می­‌فرماید:

«مَنْ كَرُمَتْ عَلَیهِ نَفْسُهُ هَانَتْ عَلَیهِ شَهَوَاتُهُ»

«هر كس نفس‌اش كریم و بزرگوار شد،شهوت­هایش نزد او خوار مى‌شود.»

ما در خانواده دائمأ دغدغۀ اکرام همسر، والدین و فرزندان و… را داریم؛ اما اکرام خود را ضروری نمی­‌دانیم، در صورتی که برای مؤثر بودن لازم است ابتدا خودمان کرامت نفس داشته باشیم، در این صورت خواسته­‌های نفسانی در نظرمان بی­ارزش شده و می‌­توانیم شهوات خود را کنترل کنیم. گاهی اوقات در خانواده، از بعضی خواسته‌­های مشروع خود مانند استراحت صرف‌­نظر می­‌کنیم؛ اما چون این کار به چشم ما بزرگ می­‌آید بر دیگران منّت می‌گذاریم که: من به خاطر تو از خواستۀ مشروع خود گذشتم!

حضرت می­‌فرماید: وقتی کسی خودش را اکرام کرد و به عبارتی، تحویل گرفت، شهواتش در نظر او ناچیز می‌شود. ما باید شهوت‌­های مشروع خود را به‌گونه‌ای کنترل کنیم که باعث منّت گذاشتن بر دیگران نشود. گاهی خدماتی که به خانواده می­‌دهیم منجر به محدود شدن خواسته­‌هایمان می­‌شود؛ اما این امر نباید با منّت همراه باشد؛ چون در واقع خدمت به خودمان است. چنان کرامت نفسی در ما ظهور کرده است که کار خود را مهم نمی­‌پنداریم و بابتش منّتی هم بر دیگران نمی­‌گذاریم. برای مثال کنترل شهوت خرید، سفر یا حاضر جواب بودن، لطف الهی است که شامل حال ما شده است. وقتی خدا ما را «کریم‌­النفس» می­‌کند، به راحتی  و سهولت می‌توانیم از خواسته‌های مشروع خود بگذریم.

 

3. جزئی‌نگری ممنوع

 

همۀ ما می­‌خواهیم اعضای خانواده از یکدیگر راضی باشند و هر کاری از دستمان برمی­‌آید انجام می­‌دهیم تا خانواده­ای سالم داشته باشیم؛ اما در نهایت اینگونه نمی­‌شود؛ دلیل این امر جزئی­‌نگری ما در خانواده است. به عبارت دیگر گرفتاری­‌هایی که در زندگی برای ما رخ می­‌دهد در نظرمان خیلی مهم و بزرگ جلوه می­‌کند در حالی‌که راه صحیح آن است که نگاهمان به گرفتاری­ها و غصّه‌­ها زیبا باشد و به جای بزرگ­‌نمایی غصّه، بگوییم شادی در راه است و غصه را مقدمه­‌ای برای شادی بدانیم.

امام علی  علیه‌السلام در حکمت 440 نهج البلاغه می­فرماید:

« مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِكِبَارِهَا»

«هر كس مصائب و اندو­­ه­های كوچك را بزرگ شمارد خداوند او را به بزرگ­‌های آنها گرفتارمی‌کند.»

بزرگ شمردن اندوه كوچك دلیل بر راضى نبودن به قضا و قدر الهى است كه مستلزم مستعدّ بودن براى فزونى بلا و اندوه است؛ ولى اگر آدمى بر مصیبت و اندوهى كه پیش مى­آید خدا را سپاسگزار باشد، براى دفع آن آماده می‌شود.

 

اصلاح نگرش

 

خداوند سبحان قوانینی دارد که برای همه لازم­الاجرا است و تبعیضی در اجرای آنها نیست. گاهی اوقات در خانواده گرفتاری پیش می‌آید و ما با وجود تلاش­های زیاد، به مطلوب نمی‌­رسیم و آرامش ذهنی که انتظارش را داریم ایجاد نمی­‌شود. حضرت می­‌فرماید علت، مربوط به نگرش ماست؛ زیرا مشکلات در زندگی به نظرمان بزرگ جلوه کرده است طوری که تصور می­کنیم همۀ زندگی ما را درگیر کرده است. اگر در نگاه ما، مشکلات در خانواده بزرگ جلوه کند، قانون خدا این است که مشکل بزرگتری را در زندگی پیش می­آورد. در مشکلات و گرفتاری­ها باید نگرشمان این گونه باشد که این مشکل مربوط به بخشی از زندگی است و مابقی زندگی از سلامت خاص برخوردار است. اگر مصیبت را گسترده کنیم، نتیجه­‌اش افسردگی است که بیماری رایج این روزهاست و متأسفانه در بین مسلمان­ها و متدینین  بسیار زیاد است. راه حل این است که با اعتماد و توکل بر حول و قوۀ الهی، از خداوند سبحان فکر صحیح را طلب کنیم تا مشکل مرتفع شود و به کل زندگی ما سرایت نکند. هنگام رویش برگِ تازه در درخت، آن را تکان می­دهند تا برگ­های زرد از درخت جدا شود و برگِ سبز رشد کند.  به قول مولوی، غصّه ها، ریزشِ برگِ زرد است تا برگِ سبزِ شادی رشد کند.

مثلاً گاهی دستمان درد می­‌کند و ما کارها را مطلقاً تعطیل می­کنیم در صورتی­که نگرش صحیح می­گوید از پاها یا از چشم­ها و گوش­هایت استفاده کن. یا مثلأ مادری سرحال نیست، و دلیل این ناخوشی را  بالا رفتن سنِ دخترش و تأخیر در ازدواج عنوان می­‌کند؛ نگرش صحیح می­‌گوید اولأ خیلی­‌های دیگر نیز این مشکل را دارند ثانیأ با نگاه واقع­بینانه درمی‌یابیم غصّه‌خوری مشکل را برطرف نمی‌­کند. در نگاه زیبابین اذعان داریم که الحمدلله دخترم دارای سلامت جسم و روح است و مشکل به نظرمان ناچیز است؛ بنابراین اگر مشکلات را بزرگ حساب کنیم مصیبتِ بدتری ایجاد می‌­شود؛ اما اگر در زندگی نگاه واقع­‌بینانه داشته باشیم درمی­یابیم چه بسیار افرادی هستند که بابت هر نعمت ما حاضرند میلیاردها خرج کنند.

 

شرط ازدیاد نعمت

 

حضرت در حکمت 427  نهج البلاغه می‌­فرماید:

«مَا كَانَ اللَّهُ لِیفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الشُّكْرِ وَ یغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الزِّیادَةِ وَ لَا لِیفْتَحَ عَلَى عَبْدٍ بَابَ الدُّعَاءِ وَ یغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ وَ لَا لِیفْتَحَ لِعَبْدٍ بَابَ التَّوْبَةِ وَ یغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْمَغْفِرَةِ»

«نمى‌شود كه خدا بر بنده درِ سپاسگزارى را بگشاید (امر به شكر فرماید) و درِ افزونى را به روی‌اش ببندد و درِ دعا و درخواست را بگشاید و در روا شدن را به روی‌اش ببندد و در توبه را بگشاید و درِ آمرزش را به روی‌اش ببندد.»

امیرالمؤمنین در این حکمت یکی دیگر از قوانین حتمی خدا را به ما متذکر می­‌شود. در زندگی ما نعمات بسیاری وجود دارد که هر کدام نیازمند شُکر جداگانه­ای است. اگر در زندگی توفیق درک و دیدن این نعمات را داشته باشیم و شکر آن را به جا بیاوریم خداوند ازدیاد نعمات را در زندگی ما جاری می­کند. اگر سعۀ صدر و ازدیاد نعمتی در زندگی مشاهده نمی­کنیم، نباید فرافکنی داشته باشیم، بلکه خود ما مقصر هستیم که به جای نعمت‌بینی، مصیبت‌بین هستیم.

 

عوامل مفارقت بین اعضای خانواده

 

امیرالمؤمنین در حکمت 472  نهج‌البلاغه می­‌فرماید:

«إِذَا احْتَشَمَ الْمُؤْمِنُ أَخَاهُ فَقَدْ فَارَقَهُ‏»

«هر گاه مؤمن برادر (دوست) خود را به خشم آورد پس با او جدائى کرده است.»

«احْتَشَمَ»، دارای دو معناست: 1. عصبانی کردن: اگر نزدیکان خود را عصبانی کنیم، آن‌ها از ما جدا می‌شوند. به طوری که هم او از من و هم من از او جدا می­‌شوم؛ 2. شرمنده کردن: وقتی مؤمنی دوستش را شرمنده کند حتما آهنگ جدایی از او را سر داده است. اساس در خانواده باید به گونه‌­ای باشد که افراد را شرمنده نکنیم. خشمگین کردن دیگران به شکل­های متفاوتی ظاهر می­‌شود، مثلاً مدرک، مقام، توانایی، مال و … را به رُخ طرف مقابل می‌کشیم و او را تحقیر می‌کنیم. در خانوادۀ سالم، باید کمالات فرد مشاهده بشود. باور کنیم شرمنده کردن، باعث گسست در خانواده می­شود.

گاهی اوقات ما فکر می‌­کنیم اگر تعریف کسی را مقابل دیگران بکنیم، او شرمنده می­‌شود؛ اما خداوند در سورۀ مبارکۀ انعام، اسامی چند پیامبر را ذکر می‌کند و به حضرت رسول که بالاترین مقام را نزد پیامبران دارد متذکر می­‌شود که از پیامبران پیشین سنّتِ صحیح را بیاموزد؛ بنابراین در اینجا هدف شرمندگی و قیاس نیست، بلکه مشاهدۀ کمالات است. اگر در محیط خانواده به قصد شرمندگی، سخنی بگوییم مثلأ فرزندِ دیگران را به رخ فرزند خود بکشیم، این قیاس عامل گسست است و باعث جدایی ما از فرزندانمان می‌­شود. فضای خانواده معبد است؛ ولی ما عبادت را در فضای دیگری جستجو می­‌کنیم در حالی که همۀ خدمات ما در خانواده، به نوعی بندگی و عبادت محسوب می‌شود.

 

تاریخ جلسه: 95/5/12 ـ جلسه3

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *