«عَلا مَکانُكَ»
«خدایا مکانت تو برتر است.»
تبیین مقام و شأن الهی
خداوند از جهت مکانی «فیالمکان» نیست تا «علیالمکان» باشد؛ زیرا مکان از محدودیتهای عالم ماده است و ذات پاک او از این محدودیتها مبرّاست. بنابراین «مَکان» در این فراز، به «مقام»، «شأن»، «مرتبت» و «حیثیت» تفسیر میشود. یعنی ذات اقدس الهی، برترین و والاترین مقام و شرافت را داراست و هیچ چیزی در عالم، همشأن و هممرتبهٔ او نیست.
این تعبیر، نوعی مبالغه در توصیف است؛ یعنی مقام و منزلت خداوند آنقدر والا و بلند است که گویی در اوج یک مکان غیرقابلدسترس قرار دارد. وقتی بنده به این حقیقت واقف میشود، در واقع میگوید: «خدایا، میدانم که از هر نقصی مبرّایی و مقامت والاتر از آن است که حتی تصور شود؛ پس من نیز که بندهٔ تو هستم، از پستیها، دنائتها و امور حقیر دنیوی بیزارم و تنها امور عالی و بلند را از تو میخواهم.»
پلی از ماده به معنا
این جمله، یک تمهید ذهنی برای درخواستهای بعدی است؛ ذهن و قلب داعی را از عالم پست مادی به عالم والا منتقل میکند. این فراز با آیهای از سورهٔ یونس تأیید میشود که نمونهٔ کاملی از این درخواست متعالی است:
« دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ»[1]
«[آغازِ] نیایششان در آنجا [این است که]: خدایا! از هر عیب و نقصی منزّهی، و درود خدا در آنجا به آنان عطا کردن سلامتی کامل است، و پایان بخشِ نیایششان این است که همه ستایش ها ویژه خدا مالک و مربی جهانیان است.»
این نشان میدهد که زبان اهل کمال، حتی در هنگام درخواست، زبان تسبیح و تنزیه است. همچنین با آیهٔ «وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى»[2]؛«والاترین صفات و توصیفها از آن خداست.» تأیید میشود. ابنعربی میگوید: «اسم «العلی» وقتی در دل سالک تجلی میکند، او را از آنچه «دنی» و «پست» است منزجر میکند و به سوی اخلاق کریمه سوق میدهد.» این دقیقاً همان «هَبْ لِی مَعَالِی الْأَخْلَاقِ» است.
تبیین برتری خداوند در کلام امام سجاد علیهالسلام
علو و برتری منزلت خداوند با استشهاد به کلام «فَلَكَ العُلُوُّ الأَعلى فَوقَ كُلِّ عالٍ»[3] از امام سجاد علیهالسلام آموزش گرفته میشود که ذات اقدس الهی، برتر از همهٔ مخلوقات است.
مسلماً پیوند وجودی خدا و مۆمن در حدیث قدسی شگفتانگیز است:
«لَا یسَعُنِی أَرْضِی وَ لَا سَمَائِی وَ لَكِنْ یسَعُنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ»[4]
از یک سو: «عَلا مَکانُكَ»؛ یعنی او آنقدر والا و بلندمرتبه است که تمام عوالم خلقت (آسمان و زمین) گنجایش او را ندارند. و از سوی دیگر، این وجود بینهایت، در محدودۀ قلب بندۀ مؤمن جای میگیرد. این همان رازی است که بنده را به فریاد «ظَلَمْتُ نَفْسِی» میکشاند؛ چرا که به این باور میرسد که ظرفیت وجودش برای پذیرش محبوب، آنقدر بزرگ آفریده شده که میتواند گنجینۀ «لا یسعه شیء» باشد، اما او با مشغول کردن این قلب به امور پست، به خویشتن ستم و ظلم کرده است.
از تجلی «علی» تا فرمانروایی بر هستی
«علی» به عنوان اولین تجلی خداست و اشاره به این حقیقت دارد که «علو» و «تعالی»، ذاتی وجود حق است. پیش از آفرینش هر چیزی، او همواره «العلی» بوده است. این تجلی سپس در مراتب پایینتر، هستی را میآفریند و بر آن حکم میراند. سجده، محل عینیتیافتن این رابطه است؛ چرا که سجده، جایگاه «فنا»ست.
وقتی بنده در سجده، پیشانی را که نماد «منیت» و «خودی» است بر زمین میگذارد، در حال محو کردن «غیریت» و پستیهای خویش است. همزمان، با زبان حال و قال، «سُبْحَانَ رَبِّی الْأَعْلَى» میگوید؛ یعنی به همراه تسبیح، رب خویش را به «اعلی» بودن میستاید.
در این حالت است که قلبِ خالی از غیر، گنجایش پیدا میکند تا میزبان «عَلا مَکانُكَ» شود. سجده، همان «حجله» و خلوتگاه خاص بین حقیقت «اعلی» و قلب عبد است.
ارتباط اسم «اعلی» با ولایت
اولین و کاملترین جلوهٔ ذات خداوند در وجود امیرالمؤمنین جلوهگر است. این دیدگاه در چارچوب ولایت معنا میشود. دستیابی به اسم «اعلی» مشروط به وصول مقام فنا دانسته شده که در سجده – اوج خضوع و نیستی در برابر معبود – محقق میشود. در سجده، عبادت معنا میشود.
نکتهٔ ظریف آن است که رابطه دوسویه است. بندهٔ خدای «اعلی» نمیتواند دل در پستیِ ماده داشته باشد. بنابراین، شناخت این صفت الهی، الزاماً باید همت والا و اخلاق متعالی را در پی داشته باشد. این نگرش، عرصهٔ عمل و اخلاق را برای انسان میگشاید.
تاریخ جلسه: جلسه 26
«برگرفته از بیانات استاده زهره بروجردی»
[1] سوره مبارک یونس،آیه 10
[2] سوره نحل ، آیه 60
[3]. صحیفه سجادیه، دعای 46.
[4].عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، ج4، ص 7. حدیث قدسی.