شرح دعای کمیل ـ بخش سی‌ام

«اللَّهُمَّ لاَ أَجِدُ لِذُنُوبِي غَافِراً وَ لاَ لِقَبَائِحِي سَاتِراً»

«پروردگارا، برای گناهانم بخشنده‌ای جز تو نمی‌یابم، و برای زشتی‌هایم پوشاننده‌ای جز تو نیست.»

 

دعا با اقرار به این حقیقت آغاز می‌شود که غفر و پوشش و ستاریت (پوشاندن عیوب) و تبدیل سیئات به حسنات، منحصراً در دست قدرت الهی است. این، شناخت عمیقی از توحید در افعال است.

 

توازن میان رحمت و مسئولیت

 

شاید در نگاه اول، این همه رحمت بی‌کران، باعث «گستاخی» و احساس راحتی در ارتکاب خلاف شود؛ اما حکمت الهی بر ایجاد توازن استوار است. از یک سو، این رحمت، نفْس مأیوس از مغفرت را نجات می‌دهد و امید می‌بخشد، از سوی دیگر، معرفت راستین به این محبت و ستاریت، خود بزرگ‌ترین بازدارنده است؛ چرا که بنده‌ای که حقیقتاً بداند محبوبش با چه عزتی عیوبش را می‌پوشاند، شرم می‌کند که همواره از این گذشت سوءاستفاده کند.

 

عیب‌پوشیِ خدا؛ بزرگ‌ترین مهلت برای اصلاح

 

در دعای جوشن، خداوند به عنوان «یَا سَاتِرَ کُلِّ مَعْیُوبٍ» (ای پوشانندهٔ هر عیب و نقص) معرفی می‌شود. اوست که هر زشتی را می‌پوشاند.

دعاکننده خود را سرچشمۀ انواع عیب می‌داند، اعم از حرص، طمع، غضب، بخل و… و پوشاننده‌ای برای زشتی‌های خود جز خدا نمی‌یابد.

 

وجودِ معیوب و سترِ محبوب

 

امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید:

«وُجودُكَ ذَنْبٌ لا یُقاسُ به ذَنبٌ»[1]

«هستی تو گناهی است که هیچ گناهی به پایه‌اش نمی‌رسد.»

 

خودِهستیِ من عیب است. سوالی که مطرح می شود که چرا خود هستی گناه است؟

در جواب بیان می شود:جهان بر اساس توحید آفریده شده است؛ اگر انسان در کنار آن یگانه، برای خود نقش و وجود مستقلی قائل شود، این عیبی بزرگ است و نظم کل نظام را معیوب می‌سازد. انسان در مراحل مختلف، قَبَائِح و زشتی‌های متعددی در خود می‌بیند؛ اما این زشتی‌ها، با وجود اقرار و توبه، قابل پوشش است تا در برابر همگان رسوایی بوجود نیاید.

اما چه کسی زشتی را می‌پوشاند؟ قانون در پوشش گناهان تنها در مورد وجودی صدق می‌کند که عاشق بنده‌اش باشد و نهایت قرب و نزدیکی به او را دارد. چنین وجودی با رحمت خود  زشتی‌های او را می‌پوشاند. اما وجودی که از انسان دور است، نمی‌تواند، دوستدار او باشد و همّتش مصروف پوشاندن عیب باشد و حتی از آشکار شدن زشتی‌ها نزد دیگران نیز ناراحت نمی‌شود؛ بلکه خوشحال هم می‌شود.

 

نیاز همیشگی بنده به پرده‌پوشی مهربانِ یگانه

 

بی‌تردید داعی با نجوای «لاَ لِقَبَائِحِي سَاتِراً» به خداوند پناهنده می‌شود تا تحت پوشش و ستاریت او قرار گیرد.

این مناجات، گواهی است بر نیاز همیشگی بنده به پرده‌پوشی مهربانِ یگانه؛ گویا این حال و دعا، در زندگی اولیای الهی جلوه‌ای ویژه داشته است.

در شرح حال مرحوم آیت‌الله بهجت نقل شده که ایشان در موقعیت‌های گوناگون، ذکر «یا سَتّارُ» را بسیار تکرار می‌کرد و آن را از اذکار اصلی خود می‌دانست. یکی از شاگردان ایشان تبیین می‌کند: چون آقا دائماً باطن و حقیقت درونی افراد را مشاهده می‌کرد، برای در امان ماندن از این مشاهده و همچنین برای درخواست پوشش الهی بر عیوب همه، پیوسته «یا ستّار» می‌گفت. مشاهدۀ باطن مردم  گاه به شکل مصداقی چون حیوانات نمود می‌یابد و می‌تواند برای بیننده بسیار دشوار باشد؛ گویی در باغ‌وحشی زندگی می‌کند که در آن صفات حیوانی در جان‌ها تجسّم یافته است.

این حکایت، تنها به ایشان محدود نیست. در احوال مرحوم آیت‌الله سید جواد گلپایگانی نیز آمده است که پس از گشوده شدن چشم برزخی، از امیرالمؤمنین علیه‌السلام یاری خواست تا این دریچه بسته شود؛ چراکه زندگی در میان مردمی را که باطن برخی به هیئت حیوانات متجلّی شده بود، طاقت‌فرسا می‌دید.

داعی بر این فراز به اصلاح باطن و ملکات نفسانی خود می اندیشد، و همواره با تضرّع این دعا را زمزمه می‌کند: «خدایا، پرده‌ای بر وجود من بیفکن و عیوبم را بپوشان. تنها تو پوشندۀ خطاها و زشتی‌هایم هستی.»

 

از اِقرارِ عیب تا اِخفایِ وجود

 

دعاکننده، دست نیاز به سوی معبود بلند می‌کند و نه‌تنها آمرزش گناهان، که پوشش ملکات اخلاقی ناپسند خود را نیز از خدا می‌طلبد؛ پوششی چنان کامل که نه فقط از دید خلق، که حتی از چشم خالق نیز پنهان بماند. گویی می‌گوید: «خدایا، زشتی‌هایم را چنان بپوشان که گویی هرگز نبوده‌اند.»

این فراز، اقراری است از سوی بنده‌ای که به آلودگی و کثرت زشتی‌های خویش در گفتار، کردار، نیت و عقیده آگاه است؛ ولی باور دارد که هیچ پوشاننده‌ای جز او نیست.

 

ولایت، مجرای فیض ستاریت الهی

 

همان‌گونه که زائر با ورود به حرم معصومین علیهم‌السلام تحت پوشش رحمت قرار می‌گیرد و اجازۀ ورود می‌یابد، ارتباط راستین با اولیای الهی نیز انسان را تحت سایه «اسم ستّار» خداوند قرار می‌دهد. چراکه اگر عیوب نفسانی آشکار شود، افراد از یکدیگر گریزان می‌شوند.

به‌میزانی که به افق ولایت نزدیک شویم، تحت پوشش ستاریت خدا قرار می‌گیریم. این سخن اشاره به یک حقیقت تکاملی دارد. محبت و تمسک به اهل بیت علیهم‌السلام، انسان را در مدار فیض الهی قرار می‌دهد و او را شایستۀ دریافت این پوشش و تبدیل گسترده می‌سازد. این همان «کلید قبول» اعمال است.

 

ستاریتی فراتر از پوشش

 

این رحمت تنها به «پنهان‌کردن» محدود نیست. خداوند گناه را نه‌تنها می‌پوشاند، بلکه لباس نو و زیبای حسنه به جان بنده می‌پوشاند و حتی کوچک‌ترین اثر کراهت و ناخوشایندی از آن گناه در برخوردش با بنده نشان نمی‌دهد. این نهایت کرامت پروردگار است.

 

از سِترِ عیب تا خلعتِ قُرب

 

«ستّار» اسمی از اسمای حسنای الهی است به معنای «پوشانندۀ بسیار». خداوند نه‌تنها عیوب را می‌پوشاند، بلکه یک‌باره و کامل، لباسی از کَرم بر تن بنده می‌کند؛ لباسی که نه فقط عیوب را مستور می‌سازد، بلکه چنان زیبایی و نورانیّتی به او می‌بخشد که تنها حُسن‌ها و زیبایی‌هایش نمایان می‌شود. این، همان تجلّی اسم «ستّار» است: پوشاندن دائمی عیوب بندگان و آراستن آنان به زیور فضیلت.

و این گونه است که بنده، با پوشیدن این «لباس ستّاری»، شایستۀ مقام خلافت الهی بر زمین می‌شود؛ زیرا که زشتی‌هایش پوشیده و زیبایی‌هایش آشکار شده است. همان‌گونه که در مناجات آمده:

«يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ وَ سَتَرَ الْقَبِيحَ»

«ای کسی که زیبایی را آشکار و زشتی را می‌پوشانی.»

 

پس داعی در این فراز، با آگاهی از انبوه زشتی‌های آشکار و پنهان خود که اعمال، اقوال و حتی نیاتش را در بر می‌گیرد فریاد برمی‌آورد: «خدایا! برای این همه آلودگی‌ها، هیچ پوشاننده‌ای جز تو نمی‌یابم.» و او می‌داند که خدای سبحان تواناست بر این مجموعۀ زشت، پرده‌ای از رحمت و جمال بیفکند، به گونه‌ای که در عالم ظهور، هیچ‌گونه اثر زشتی از او هویدا نباشد؛ بلکه آنچه نمود می‌یابد، زیباییِ عطاشدۀ الهی است.

 

«وَ لَا لِشَیْءٍ مِنْ عَمَلِی الْقَبِیحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلًا غَیْرُکَ»

«غیر از تو کسی را نمی‌یابم که اعمال زشت من را تبدیل به زیبایی کند.»

 

نقشِ تَبدیل؛ از سیّئات تا حسنات

 

این فراز نشان‌دهندۀعجز کامل انسان است که محتاج مطلق  به لطف الهی است. شرایط تبدیل سیئات به حسنات در قرآن تاکید شده است:

«إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»[2]

«کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل شایسته انجام دهد، خداوند گناهانشان را به حسنات تبدیل می‌کند.»

 

سه شرط اساسی در این آیه برای تبدیل استفاده می‌شود:

1.توبه (بازگشت به خدا)؛

  1. ایمان واقعی؛
  2. عمل صالح.

 

نماز مصداق عملی محو و تبدیل گناهان

 

«وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ ۚ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ۚ ذَٰلِكَ ذِكْرَىٰ لِلذَّاكِرِينَ»[3]

«و نماز را در دو طرف روز، و ساعاتی از شب، برپا دار! چرا که حسنات (نیک‌یها)، سیّئات (گناهان) را از بین می‌برند! این تذکّری است برای کسانی که اهل تذکّرند.»

 

نماز به عنوان برجسته‌ترین عمل صالح عامل «محو سیئات» و «افزایش حسنات» معرفی شده است. این نشان می‌دهد که برنامه منظم عبادت (نماز) بستری برای جریان یافتن لطف تبدیل الهی است.

 

ولایت و محبت اهل بیت سنگ محک قبولی اعمال و عامل انتقال برکات

 

ولایت نقش محوری در قبولی و انتقال اعمال است. با استناد به روایات (خصوصاً در منابع شیعی)، کلید اساسی برای قبولی حسنات و حتی تبدیل سرنوشت اعمال، وجود دارد که آن هم ولایت اهل بیت علیهم‌السلام است. محبین و شیعیان حقیقی امیرالمؤمنین از این لطف ویژه برخوردارند که سیئاتشان نه تنها پوشیده، بلکه به حسنات تبدیل می‌شود.

حسنات کسانی که فاقد ولایت هستند، به حساب محبین ریخته می‌شود و در مقابل، سیئات محبین به دشمنان آنان منتقل می‌شود.

این مفاهیم با هم تصویری جامع ارائه می‌دهند:1. تنها مبدل خداست؛ 2. ابزارهای زمینی مانند توبه واقعی، ایمان و عمل صالح (به ویژه نماز) دریافت را میسر می‌کند.

 

سیر حرکت به سوی معبود

 

این مضامین، سیر حرکتی انسان به سوی خدا را ترسیم می‌کند:

۱. شروع با اعتراف به عجز و نیاز؛

۲. اتکا به رحمت منحصر به فرد الهی در آمرزش، پوشش و تبدیل؛

۳. توسل به مجرای فیض (ولایت) برای قرار گرفتن تحت این پوشش نامحدود؛

۴. واکنش صحیح در برابر این رحمت؛ نه یأس و نه گستاخی، بلکه شکر و شرمندگی همراه با امید.

پس مؤمن آگاه، در سایۀ این معرفت، هم‌چنان از گناه می‌ترسد؛ چون آن را ناسپاسی در برابر محبت می‌داند و هم‌چنان به رحمت امیدوار است  و خداوند را «أرحم الراحمین» می‌شناسد و این همان راه مستقیم است.

داعی با اعتراف به عجز و نیاز در مسیر بندگی راه می‌افتد و تمام امیدش به رحمت خاص الهی است که گناهانش پوشانده شود و به این حقیقت واقف می شود که با چه عزتی عیوبش تحت ستر الهی قرار می گیرد؛ از این رو با شرمندگی تمام، شاکر حضرت احدیت می شود.

انسان مؤمن، با تکیه بر این شناخت، همیشه بین «خوف از گناه» و «رجا به لطف بی‌کران الهی» در حرکت است و می‌داند که با توبه، ایمان، عمل صالح و تمسک به ولایت، می‌تواند امیدوار باشد که سیئاتش نه تنها بخشیده، بلکه به زیبایی‌ها تبدیل شود. این از بزرگ‌ترین نشانه‌های رحمت واسعۀ خداوند است.

 

تاریخ جلسه: جلسه 30

«برگرفته از بیانات استاده زهره بروجردی»

 


[1]. الوافی، ج1، ص 103.

[2] سوره فرقان ، آیه 70.

[3] سوره هود،آیه 114.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *