شناخت امام زمان (عج) در فرازهای زیارت جامعه ـ بخش نهم

ضرورت شناخت ولایت حضرت ولیّ عصر‌ عجل‌الله‌تعالی‌فرجه

 

بر این باوریم که شناخت وجود مقدّس حضرت ولیّ عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌ از ضروری‌ترین نیازهای زندگی انسان مؤمن است؛ زیرا ولایت آن حضرت محور قبولی و رشد اعمال ماست. در زیارت امام زمان در نیمۀ شعبان می‌خوانیم:

«أَشْهَدُ أَنَ‏ بِوَلَايَتِكَ‏ تُقْبَلُ الْأَعْمَالُ، وَ تُزَكَّى الْأَفْعَالُ، وَ تُضَاعَفُ الْحَسَنَاتُ، وَ تُمحَى السَّيِّئَات»[1]

«گواهی می‌دهم که به‌واسطه ولایت و دوستی تو، اعمال بندگان پذیرفته می‌شود، کردارشان رشد می‌یابد، نیکی‌ها چند برابر می‌گردد و بدی‌ها محو و آمرزیده می‌شود.»

در این فراز، تأکید می‌کنیم که هرکس حضرت ولیّ عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه را به‌عنوان ولیّ و سرپرست الهی خود بشناسد و ولایت ایشان را بپذیرد، مسیر اعمالش رنگ دیگری پیدا می‌کند: اعمال او مقبول، رفتارهایش تزکیه‌شده و رو به رشد، نیکی‌هایش چندین برابر و لغزش‌هایش بخشوده و زدوده می‌شود.

این حقیقت، جایگاه ولایت را در حیات انسان روشن می‌سازد و نشان می‌دهد که شناخت امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه نه امری تشریفاتی، بلکه شرط سلوک الهی و کمال‌یابی انسان است.

 

پیامدهای نپذیرفتن ولایت

 

در ادامۀ همان زیارت، جایگاه ولایت و پیامدهای نپذیرفتن آن، با صراحت و عمق بیشتری برای ما تبیین می‌شود:

«وَ مَنْ عَدَلَ عَنْ وَلَايَتِكَ وَ جَهِلَ مَعْرِفَتَكَ، أَكَبَّهُ اللَّهُ عَلَى مَنْخِرِهِ فِي النَّارِ، وَ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ عَمَلًا، وَ لَمْ يُقِمْ لَهُ‏ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً»

«هرکس از ولایت تو روی‌گردان شود و جاهل به مقام معرفتت باشد و دیگری را به جای تو برگزیند، خداوند او را بر صورت در آتش افکند، هیچ عملی از او نپذیرد و در روز قیامت برای اعمالش وزنی قرار ندهد.»

این فراز به روشنی نشان می‌دهد که علت اصلی روی‌گردانی از ولایت، جهل نسبت به مقام امام است؛ جهلی که موجب می‌شود انسان جایگاه امام را به عنوان جلودار، رهبر و بزرگ‌تر حقیقی زندگی خود نشناسد. اگر امام را نشناسیم، ولایت او را نمی‌پذیریم و اگر ولایت را نپذیریم، اعمال ما فاقد وزن و اثر خواهد شد.

پذیرش ولایت، بدون معرفت ممکن نیست؛ معرفتی که باید از منبعی مطمئن، ناب و معصوم به ما برسد؛ به همین جهت، به سراغ زیارت جامعۀ کبیره می‌رویم؛ زیارتی که از زبان نورانی امام هادی علیه‌السلام، جامع‌ترین معرفی از حقیقت و مقام حضرات معصومین علیهم‌السلام ارائه شده است. با تأمل در این زیارت، شخصیت آن بزرگواران و به‌ویژه ولیّ عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌ را بهتر می‌شناسیم و معرفت ما نسبت به مقام ولایت، ژرف‌تر و استوارتر می‌شود.

 

«أُصُولَ‏ الْكَرَمِ‏»

«ریشۀ همه کرامت‌ها»

 

امام؛ ریشۀ همۀ فضائل

 

در زیارت جامعۀ کبیره، یکی از اوصاف نورانی اهل‌بیت علیهم‌السلام «أُصُولَ الْکَرَم» است؛ یعنی آنان ریشۀ کرامت و سرچشمۀ همۀ بزرگواری‌ها هستند. برای درک عمیق این عبارت، ابتدا باید معنای «کَرَم» را بشناسیم. علامه طباطبایی(ره) می‌فرماید:

«کرامت در زبان فارسی معادل دقیقی ندارد. برای فهم معنای کَرَم باید مجموعه‌ای از واژگان را کنار هم قرار داد. کرامت اسم جامعی است که همۀ خیرات، صفات نیک و اعمال پسندیده را دربر می‌گیرد.»

این معنا را می‌توان در بیان دیگری از همین زیارت نیز مشاهده کرد:

«إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه.»

«اگر نام خیری برده شود، شما آغاز، ریشه، شاخه، معدن، جایگاه و نهایت آنید.»

بدین ترتیب، به اذن خداوند، تمام خوبی‌ها و فضایل در عالم، از مجرای معصومین علیهم‌السلام جاری می‌شود؛ و در عصر ما، جلوۀ تامّ این خیرات در وجود مبارک حضرت ولیّ عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌ است.

شناخت امام به‌عنوان «اصل کَرَم»؛ یعنی باور کنیم هر کمال و هر زیبایی اخلاقی که در هر انسانی دیده می‌شود، ریشه‌اش در وجود مقدّس امام است. هرکس اهل محبت باشد، اهل جود باشد، اهل صبر و شکر باشد، اهل گذشت باشد، اصل و سرچشمۀ این صفات در امام است و دیگران تنها شاخه‌ها و جلوه‌هایی از آن حقیقت‌اند. بنابراین، امام ریشۀ هر کرامت عملی و اخلاقی است. هر مهربانی و لطفی که ما به دیگران می‌کنیم، یا دیگران به ما می‌رسانند، در واقع پرتوی از نور امام و فرعِ آن اصل الهی است.

این معرفت، انسان را از وابستگی‌های آزاردهنده آزاد می‌کند. اگر به این حقیقت ایمان نیاوریم، به راحتی در دام وابستگی‌ها می‌افتیم:وابستگی به والدین، همسر، فرزند و دیگران. چنین وابستگی‌ای ما را نگران و مضطرب می‌کند؛ گویی اگر آنان نباشند زندگی ما تباه می‌شود و خوشبختی‌مان پایان می‌یابد؛ اما وقتی بفهمیم که ریشۀ تمام محبت‌ها امام است، آرام می‌شویم؛ زیرا می‌دانیم اگر کسی به ما نیکی می‌کند، در حقیقت فیض امام است که از طریق او به ما رسیده است. واسطه تغییر می‌کند، اما اصل و ریشه پابرجاست.

 

ثمرۀ معرفت؛ سپاس از  امام پیش از سپاس از مردم

 

وقتی این معرفت در جان انسان جا بگیرد، در روابطش نیز اثر می‌گذارد. هرگاه کسی به ما لطف کند، ابتدا باید از امام تشکر کنیم و سپس از آن شخص؛ زیرا نگاه‌مان باید به اصل باشد نه به فرع، ذکر خیر امام در دل ما زنده می‌شود و قدردانی از دیگران نیز رنگ الهی به خود می‌گیرد.

امام، جلوۀکرامت خدا

 

با توجه به اینکه این جلسه در ماه مبارک رمضان برگزار می‌شود، برای درک بهتر مفهوم «کَرَم» و ارتباط آن با حضرت ولیّ عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌، به ادعیۀ ویژه این ماه، به‌ویژه دعای افتتاح و دعای ابوحمزه ثمالی توجه می‌کنیم. این دعاها زمینه‌ای فراهم می‌کنند تا بتوانیم حضرت را به عنوان اصل کرم بشناسیم.

خداوند انسان را گرامی داشته است:«وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَني‏ آدَمَ»[2]؛ این کرامت، منشأ و جلوه‌ای از لطف بی‌پایان خداوند است. خدای سبحان کریم است و معصومین علیهم‌السلام که خلیفه و نمایندگان او در زمین هستند، نیز کریم قرار داده شده‌اند. اکرامی که از طریق امام به انسان می‌رسد، جلوۀ کامل اکرام الهی است.

بنابراین، با مطالعه و توجه به ادعیه، ابتدا با نحوۀ اکرام خداوند آشنا می‌شویم و سپس از همین رهگذر، شیوۀ اکرام امام نسبت به ما را درمی‌یابیم. این معرفت کمک می‌کند تا امام را به عنوان ریشه و اصل همۀ کرامت‌ها بشناسیم و به او تمسک کنیم.

اکرام امام به مثابه اکرام الهی

 

در دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي وَكَلَنِي إِلَيْهِ فَأَكْرَمَنِي وَ لَمْ‏ يَكِلْنِي‏ إِلَى النَّاسِ فَيُهِينُونی»

«ستایش خداوند را که کار مرا به خودش واگذاشت و گرامی‌ام داشت، و به غیر خود وا نگذاشت تا خوارم گرداند.»

اکرام خداوند نسبت به ما در این است که امور زندگی ما را به خودش سپرده، نه به دست مردم. انسان زمانی خوار می‌شود که امورش به دیگران واگذار شود و از دست و ارادۀ آن‌ها متأثر شود. حضرت ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌، که اصل کرامت است، به‌صورت مشابه ما را تکریم می‌کند: به اذن حق، امور زندگی ما را به عهده می‌گیرد و ما را به دیگران حواله نمی‌دهد. مأموریت الهی امام، این است که وکیل و متولی امور ما شود و همواره ما را مورد عنایت و حفاظت قرار دهد. در این زمینه، امام می‌فرماید:

«إِنَّا غَیْرُ مُهْمِلینَ لِمُراعاتِکُمْ وَ لا نَاسینَ لِذِکْرِکُمْ»[3]

«ما در یاری شما کوتاهی نمی‌کنیم و شما را از یاد نمی‌بریم.»

عبارت «وَكَلَنِي إِلَيْهِ» نشان می‌دهد که همان خدایی که ما را به خودش واگذار کرده، اجازه داده است تا در این عالم، ما به ولیّ او واگذار شویم و از طریق امام، اکرام و حمایت الهی جاری شود.

امید به الطاف بی‌انتهای امام

 

در دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

«إِذَا رَأَيْتُ كَرَمَكَ طَمِعْتُ»

خدایا! وقتی کرم تو را می‌بینم، برای خواسته‌هایم حد و مرزی قائل نیستم و متعالی‌ترین نیازها و آرزوها را طلب می‌کنم.

خدای سبحان، کرامت خود را از طریق امام به نمایش گذاشته است. به همین جهت، زمانی که به اذن حق به امام متوسل می‌شویم، می‌توانیم کامل‌ترین درخواست‌ها را داشته باشیم. در این مسیر، نباید محدودیت‌های وجودی، توانایی شخصی یا امکانات مادی خود را ملاک قرار دهیم. بلکه چشم امیدمان باید تنها به کرامت بی‌پایان امام باشد و با توکل کامل، از الطاف و فیوضات بی‌کران ایشان بهره‌مند شویم.

 

جرأت در درخواست با توسل به کرامت امام

 

در جای دیگری از دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

 

«حُجَّتِي يَا اللَّه فِي جُرْأَتِي عَلَى مَسْأَلَتِكَ مَعَ إِتْيَانِي مَا تَكْرَهُ جُودُكَ وَ كَرَمُك»

«خدایا! دلیل اینکه با وجود اعمال نامناسب و ناخوشایندم، به خود جرأت دادم از تو درخواست کنم، این است که جود و کرم تو را دیدم.»

 

وقتی به کرامت حضرت حق توجه می‌کنیم، تمرکزمان از روی زشتی‌ها و کوتاهی‌های خود برداشته می‌شود و اجازه می‌یابیم که درخواست‌های خاص و بزرگ خود را از خدا بخواهیم، بدون آنکه محدودیت‌ها یا خطاهای گذشته مانع شود.

در عصر ما، جلوۀ کامل این کرامت از طریق وجود مقدس حضرت ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌ نمایان می‌شود. امام، به اذن خداوند، واسطه‌ای است برای جاری شدن این جود و کرم الهی در زندگی ما و ما را تشویق می‌کند تا با اطمینان و جرأت به درگاه الهی دعا کنیم.

 

ثبات در درگاه خدا با توسل به کرامت امام

 

در بخش دیگری از دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

«مَا بَرِحْتُ مِنْ بَابِكَ وَ لَا كَفَفْتُ عَنْ تَمَلُّقِكَ لِمَا أُلْهِمْ إِلَيَّ مِنَ الْمَعْرِفَةِ بِجُودِكَ وَ كَرَمِك»

«خدایا! من از در خانه‌ات جدا نمی‌شوم و از تملق‌گویی در محضر تو دست برنمی‌دارم، زیرا به من الهام شده که تو چقدر جواد و کریم هستی.»

 

الهام قلبی انسان دربارۀ جود و کرم خداوند، ما را متوجه می‌کند که امام ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌، جلوۀ کامل کرامت الهی است و امور زندگی ما را برعهده می‌گیرد. زمانی که امام را به عنوان جلوۀ کرامت خدا می‌شناسیم و با حضرت ارتباط برقرار می‌کنیم، از درگاه خداوند جدا نمی‌شویم، از ثناگویی و یاد خدا در محضر او دست برنمی‌داریم، و به این ترتیب، برای تمام زندگی خود اشغالی معنوی زیبا و کامل فراهم می‌کنیم.

این معرفت و اتصال به امام، ما را در مسیر زندگی پایدار، مطمئن و سرشار از کرامت الهی قرار می‌دهد و به ما اجازه می‌دهد که همواره چشم امیدمان به کرامت بی‌پایان خدا و جلوۀ آن در امام باشد.

کرامت امام و طلب عفو از خدا

 

در دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

«وَ اعْفُ عَنْ تَوْبِيخِي بِكَرَمِ‏ وَجْهِك»

«خدایا! تو را به کرامت وجهت قسم می‌دهم که مرا ببخشی و توبیخم نکنی.»

دقت کنید که نگفته‌ایم «بکَرمِک»، بلکه خداوند را قسم می‌دهیم به «كَرَمِ وَجْهِك». در این عبارت، «وجه الله» به امام اشاره دارد و «بكرم وجهك» یعنی به کرامت امام قسم می‌دهیم.

در حقیقت عرض می‌کنیم: «خدایا، من مستحق سرزنش و توبیخ تو هستم؛ اما طاقت عتابت را ندارم. تو را به کرامت امام قسم می‌دهم؛ همان امامی که تمام کرامت تو در وجود او جلوه کرده است.»

زمانی که امام را به عنوان ریشه کرامت بشناسیم، یقین می‌یابیم که گناهان ناخواسته و خطاهای غیرعمدی ما پس از طلب عفو، از پروندۀ ما پاک می‌شوند. نقش کرامت امام این است که صورت خطاها و لغزش‌های ما را محو کند و مسیر بندگی و سلوک ما را هموار سازد.

 

پوشش گناهان با کرامت امام

 

در فرازی دیگر از دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

«تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِك»

«خدایا! با کرامتت روی گناهم پرده می‌اندازی و آن را می‌پوشانی.»

با جلوۀ کرامت خدا در وجود امام، ما آبرومند می‌شویم. حتی اگر گناه کرده باشیم، این کرامت باعث می‌شود که دیگران گناهکار بودن ما را نبینند و آبرو و اعتبار ما حفظ شود.

بنابراین، امام به عنوان جلوۀ کرامت خداوند، وسیله‌ای است برای حفظ شأن و عزت انسان، و این کرامت، هم در بعد فردی و هم در روابط اجتماعی ما تأثیر مستقیم دارد.

 

گشودن زبان دعا به واسطه کرامت امام

 

در ادامۀ دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

«بِكَرَمِكَ أَيْ رَبِ أَسْتَفْتِحُ دُعَائِي»

«خدایا! به واسطه کرامت تو، زبان به دعا گشودم.»

این عبارت بسیار زیباست. در حقیقت به خدای سبحان عرض می‌کنیم، اگر به کرم تو توجه نداشتم، زبانم از درخواست بسته بود. اگر به خود اجازه دادم حاجت‌ها و نیازهایم را مطرح کنم، همه به سبب کریم بودن توست. بدون توجه به این کرامت، امکان گشودن کشکول نیاز و عرض حاجت به محضر تو برای ما میسر نمی‌شد.

به بیان دیگر، هر زمان که به پیشگاه خداوند عرض حاجت داریم و نیازهایمان را به او اعلام می‌کنیم، ابتدا حضرت ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌ به واسطه کرامت خود واسطه می‌شود و سپس زبان ما به دعا گشوده می‌شود.

این حقیقت نشان می‌دهد که امام، جلوۀ کامل کرامت خداوند است و محل تجلی و جریان الطاف الهی در عالم، به گونه‌ای که دعا و توسل ما نتیجۀ مستقیم این کرامت است.

 

امید به کرامت امام و رهایی از ناامیدی

 

در فراز دیگری از دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

«لَوْ لَا مَا أَرْجُو مِنْ كَرَمِك وَ سَعَةِ رَحْمَتِكَ وَ نَهْيِك إِيَّايَ عَنِ الْقُنُوطِ لَقَنَطْت عِنْدَ مَا أَتَذَكَّرُهَا»

«خدایا! اگر امید به کرمت، وسعت رحمتت و بازداشتن من از ناامیدی نبود، در هنگام یادآوری گناهانم مأیوس می‌شدم و جرأت حضور در محضرت را پیدا نمی‌کردم.»

نقش دیگر نام کریم خدا در زندگی ما این است که شدت و کثرت گناهان، مانع امید ما نمی‌شود. زیرا وقتی امید از دل انسان برود، زندگی روح خود را از دست می‌دهد؛ چرا که انسان به امید زنده است. وقتی اسم «کریم» خدا در دل ما جلوه‌گر شود زندگی ما معنای حقیقی خود را می‌یابد.

زمانی که وجود مقدس ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌ را به عنوان «اصل الکرم» بشناسیم، با وساطت حضرت، ناامید نمی‌شویم و در واقع از رحمت خدا چشم نمی‌پوشیم. قرآن می‌فرماید:

«لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافرین»[4]

«از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ زیرا جز مردم کافر از رحمت خدا مأیوس نمی‌شوند.»

ناامیدی نوعی کفر است، زیرا انسانی که مأیوس شود، تنها محدودیت‌ها و موانع را می‌بیند و چشم بر رحمت و قدرت خدا می‌بندد.

جلوه کرامت خدا از طریق امام

 

در عبارتی دیگر از دعای ابوحمزه می‌خوانیم:

«وَ يَبْتَدِئُ بِالْخَيْرِ مَنْ لَمْ يَسْأَلْهُ تَفَضُّلًا مِنْهُ وَ كَرْما»

«خدا کریم است و یکی از جلوه‌های کرامت او این است که بسیاری از بندگان، بدون درخواست، دریافت دارند.»

خداوند برای نشان دادن کرامت خود، بدون درخواست مستقیم، ما را با وجه کریمش آشنا می‌کند. حتی بدون اینکه بدانیم، با دعای حضرت ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌، برکات بسیاری در زندگی ما جاری می‌شود. بسیاری از ما، بدون شناخت کامل حضرت، سفره‌نشین الطاف بی‌کران او هستیم و از این الطاف بهره‌مند می‌شویم.

در عبارتی دیگر از همین دعا می‌خوانیم:

«بِكَرَمِكَ الدَّائِم صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ هَبْ لِي رَحْمَةً وَاسِعَةً جَامِعَة»

هر زمان که امام ظهور می‌کند، جریان کرامت خدا در عالم جاری می‌شود. در اینجا، خداوند را به امام قسم می‌دهیم که رحمتی واسع و جامع برای ما رقم بزند، به گونه‌ای که از هر کس و هر چیز بی‌نیاز شویم.

 

اشتیاق به دولت کریمه و جلوۀ کرامت خدا

 

در دعای افتتاح می‌خوانیم:

«اللهُمّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَام وَ أَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْقَادَةِ فِي سَبِيلِك وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»

«خدایا! به سوی تو مشتاقیم برای یافتن دولت کریمه‌ای که اسلام و اهلش را عزیز کنی و نفاق و اهلش را خوار سازی. ما را در آن دولت از دعوت‌کنندگان به سوی طاعتت و رهبران در راهت قرار دهی و از برکت آن، کَرَامت دنیا و آخرت را روزی‌مان فرمایی.»

وقتی کرَم خدا جلوه می‌کند، خواسته‌های ما هیچ حد و مرزی ندارد، زیرا توجه ما به کرامت بی‌پایان اوست، نه به توانایی‌ها و ظرفیت خودمان. یقین داریم که خدای سبحان به تناسب کرامتش، ظرف وجودی ما را وسعت می‌بخشد.

پس از شناخت کرامت خداوند، که در وجود مقدس حضرت ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف جلوه‌گر شده، به خود اجازه می‌دهیم اشتیاق و دلتنگی‌مان را برای دولت کریمه او اظهار کنیم و از خدا بخواهیم که در آن دولت، ما را از افراد جلودار و رهبران در راه خدا قرار دهد، نه تنها در شمار مردم عادی («الْقَادَةِ فِي سَبِيلِك»).

 

ابلاغ سلام و کامل شدن کرامت از طریق امام

 

در فرازی از دعای ندبه می‌خوانیم:

«فَبَلِّغْهُ عَنَّا تَحِيَّةً وَ سَلَاماً وَ زِدْنَا بِذَلِكَ يَا رَبِّ إِكْرَاما»

وقتی می‌خواهیم خداوند ما را تحویل گیرد و به طور خاص اکرام‌مان کند، از محضرش تمنا می‌کنیم که سلام و تحیت ما را به امام‌مان برساند. به خدای سبحان عرض می‌کنیم که دلتنگ امام خود هستیم و با ابلاغ سلام، فاصله بین ما و ایشان برداشته شود. در فرازهای پایانی دعای ندبه، از خداوند درخواست می‌کنیم:

«وَ انْظُرْ إِلَيْنَا نَظْرَةً رَحِيمَةً»

«به ما نظر کن، نظری مهربانانه و از سر رحمت.»

و می‌خواهیم با آن نگاه چه اتفاقی بیفتد؟

«نَسْتَكْمِلُ بِهَا الْكَرَامَةَ عِنْدَكَ»

«تا با آن نگاه، کرامت نزد تو به کمال برسد.»

پس از آن نگاه از سر رحمت، هر چه کرامت ناقص داشتیم، کامل می‌شود. چشم ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌ به ما می‌افتد و ما منظور نظر امام می‌شویم.

امام، همان «عَيْنَ اللَّهِ» است، همان‌گونه که در زیارت روز جمعه می‌خوانیم:

«السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا عَيْنَ اللَّهِ النَّاظِرَةَ»

به این ترتیب، کامل شدن کرامت و عنایت الهی از طریق امام تحقق می‌یابد و حضور و نگاه ایشان، واسطه جریان الطاف و اکرام الهی در زندگی ماست.

 

عرض ارادت و طلب کرامت از حضرت ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌

 

به حضرت ولی عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف عرض می‌کنیم: آقا جان! در میان عبارت‌های ادعیه، کریمان عالم را شناختیم و شما را در رأس کریمان زمانه خود یافتیم.

مولا جان! دلمان هوای کریم شدن دارد. می‌خواهیم از انواع کرامت‌های قولی، فعلی و اخلاقی بهره‌مند شویم. دلمان می‌خواهد به کرامت صبر، کرامت شکر، کرامت ادب، کرامت تسلیم و رضایت متصف شویم.

شما اصل کرم، ریشه کرم و جلوه همه کرم‌ها هستید. از کرامت بی‌انتهای خود، بر ما ببارید و عاشقان چشم‌انتظار خود را کریم کنید.

آقاجان! نپسندید که با لئامت‌ها و نواقص فراوانمان، به خود واگذار شویم. راضی نشوید که از خیرات محروم بمانیم. با عنایت خود، کرامت را نصیبمان کنید تا یکجا از همه خوبی‌ها بهره‌مند شویم.

 

تاریخ جلسه: 1402/12/23 ـ جلسه 8

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 


[1]. مفاتیح‌الجنان، زیارت امام زمان در نیمۀ شعبان.

[2]. سوره اسراء، آیه 70.

[3]. بحارالانوار، ج۵۳، ص۱۷۵

[4]. سوره یوسف، آیه 87.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *