مقدمه
خداوند متعال را بینهایت شاکریم که توفیق حضور در مجلس ولادت سبط اکبر پیامبر خاتم، حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام، نصیب ما شد. در این مجلس پربرکت، همراه با شادمانی اهل بیت، شادمانیم و این را به فال نیک میگیریم که انشاءالله در شمار محبین و شیعیان اهل بیت قرار داریم؛ کسانی که در شادی اهل بیت شاد و در غم و اندوه آن بزرگواران غمگین هستند.
از درگاه خداوند سبحان، با دلهای پر از تواضع و امید، استدعا داریم همانطور که توفیق حضور در این محفل نورانی را به ما ارزانی فرمود، توفیق معیت و همراهی اهل بیت علیهمالسلام در دنیا و آخرت نیز نصیبمان شود.
اعتراف به کمالات بیپایان اهل بیت علیهمالسلام
ما در محضر معصومین علیهمالسلام در زیارت جامعه کبیره اعتقادمان نسبت به تمامی این بزرگواران چنین است؛ اعتقادی که با دلهای متواضعانه آن را میپذیریم و به آن اعتراف میکنیم:
«مُوَالِیَّ لَا أُحْصِي ثَنَاءَكُمْ وَلَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ»
به این بزرگواران عاجزانه عرض میکنیم که ستایش شما بیپایان است. انسانی مانند من، که در محدودیتهای خود اسیر است، هیچگاه قادر به شمارش کمالات و فضایل شما نخواهد بود. حتی اگر از ناحیه ما توصیفی از شما صورت گیرد، آن توصیف هرگز به عمق کمالات شما نمیرسد و نمیتواند حقیقت عظمت شما را درک کند. ما اعتراف میکنیم که آنچه از معصومین علیهمالسلام به زبان ما میآید، تنها قطرهای از دریا و جرعهای از بیکران کمالات شماست. اما به هر حال، به ما آموخته شده است که اینگونه به ستایش شما پردازیم، زیرا در این راه، هر چند که کمالات شما برای ما بیپایان است، اما محبت و ارادت ما همیشه جاری و پابرجاست.
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
مقام امام حسن مجتبی علیهالسلام در بیان پیامبر اکرم
پیغمبر اکرم در حدیث کساء در وصف امام حسن مجتبی عليهالسلام میفرماید:
«یا وَلَدِی وَ یا صَاحِبَ حَوضِی»
ممکن است این سوال پیش آید که در روایات ما، صاحب حوض غالباً امیرالمؤمنین است. چگونه هم امیرالمؤمنین صاحب کوثر معرفی میشود و هم امام حسن مجتبی عليهالسلام؟ برای این پرسش شاید دو پاسخ وجود داشته باشد:
پاسخ اول: وجود مقدس امیرالمؤمنین عمدتاً به عنوان ساقی حوض معرفی میشود، نه صاحب آن.
پاسخ دوم: حتی اگر در بعضی روایات، امیرالمؤمنین صاحب حوض معرفی شده باشد، به نظر میرسد حضرت پیامبر در این روایت میخواهد این معنا را به ما بفهماند که حقیقت علوی و ولوی که در وجود مقدس حضرت امیرالمؤمنین تجلی دارد، در امام حسن مجتبی عليهالسلام نیز به صورت کامل و تام ظاهر شده است. این همان حقیقتی است که همیشه معتقد بودیم: اصل حضرات معصومین عليهمالسلام یک حقیقت واحد است و جلوهگریهای ایشان است که در عالم متفاوت است. بنابراین، وقتی پیامبر میفرماید: «تو صاحب حوض من هستی»، یعنی تو همان علی هستی که در قالب حسن جلوه کردهای.
اگر این معرفی پیامبر از امام حسن عليهالسلام را درک کنیم، به این نتیجه میرسیم که مقام امام حسن مجتبی عليهالسلام همانند امیرالمؤمنین است. بنابراین، علاوه بر اینکه مقام حضرت علی عليهالسلام عظمت دارد، این عظمت در امام حسن مجتبی عليهالسلام به طور کامل و جامع نیز وجود دارد.
ثمره وجود حضرت زهرا سلاماللهعلیها در امام حسن مجتبی علیهالسلام
حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیز در وصف امام حسن مجتبی عليهالسلام میفرماید:
«یا قُرَّةَ عَیْنِی وَ ثَمَرَةَ فُؤَادِی»
ثمره به معنای بر نشستن است؛ زمانی که درخت به ثمر مینشیند و میوه میدهد، میگوییم که درخت ثمره دارد. حضرت زهرا سلاماللهعلیها در اینجا به بر نشستگی شجره مبارکه وجود خودشان در امام حسن مجتبی عليهالسلام اشاره دارد.
اگر دقت کنید، درخت بهطور مستقیم به ما منتقل نمیشود؛ اما ثمرهاش قابل انتقال است. در حقیقت، آنچه از وجود مقدس حضرت زهرا سلاماللهعلیها به ما میرسد، همان ثمره وجود مبارک امام حسن مجتبی عليهالسلام است. به همین دلیل حضرت میفرماید: «ثمرة فوادی»، زیرا ثمره، قابل انتقال است، اما شجره خود به خود منتقل نمیشود.
پس عطایای فاطمی، به دستان مطهر امام حسن مجتبی عليهالسلام تجلی میکند و از طریق ایشان به ما منتقل میشود. این نشانگر مقام و عظمت حضرت امام حسن عليهالسلام است که در حقیقت ادامهدهنده و مظهر برکات وجود حضرت زهرا سلاماللهعلیهاست.
محبت اهل بیت و جایگاه امام حسن مجتبی علیهالسلام در بیان پیامبر اکرم
پیامبر اکرم بارها و بارها هنگامی که دستان مبارک امام حسن و امام حسین علیهماالسلام را میگرفت، مردم را به محبت این دو بزرگوار دعوت میکرد و میفرمود:
«مَنْ أَحَبَّنِي وَ أَحَبَّ هَذَيْنِ وَ أَبَاهُمَا وَ أُمَّهُمَا كَانَ مَعِي فِي دَرَجَتِي فِی الْجَنَّةِ»[1]
«هر کس مرا دوست دارد و این دو را دوست دارد و پدرشان را دوست دارد و مادرشان را دوست دارد، در قیامت در درجۀ من با من خواهد بود.»
این روایت از چند منظر قابل توجه است: معمولاً باید این گونه باشد که ابتدا گفته شود: «مَن أَحَبَّنِی وَ أَحَبَّ عَلِیًّا وَ فَاطِمَةً وَ هَذَینِ الْبَیْنِ»، یعنی ابتدا محبت پیامبر و سپس محبت علی عليهالسلام، فاطمه سلاماللهعليها و حسن و حسین عليهماالسلام مطرح شود، اما ملاحظه میکنید که پیامبر ابتدا خود را مطرح کرد و سپس این دو آقازاده و سپس پدر و مادرشان را ذکر میکند. چرا؟
شاید یک دلیل این باشد که وقتی محبت و معرفت امام حسن مجتبی عليهالسلام نصیب ما میشود، محبت ایشان در حقیقت راه را برای محبت حضرت علی عليهالسلام بازتر میکند. محبت کریم اهل بیت، فضای محبت حضرت زهرا سلاماللهعليها را وسیعتر میسازد و در نهایت محبت حسنین عليهماالسلام میزان محبت ما به امیرالمؤمنین و حضرت زهرا سلاماللهعليهما را افزون میکند.
محبت اهل بیت و ارتقاء درجه وجودی
آنچه بسیار مهم است، این است که حضرت میفرماید اگر کسی محبت آل کساء را داشته باشد، با همین چیدمان مشخص، محبت او در واقع محبت پیامبر اکرم است. این چیدمان را در حدیث کساء هم میبینیم؛ در این حدیث، ابتدا امام حسن عليهالسلام به پیامبر رجوع میکند، سپس امام حسین عليهالسلام، سپس امیرالمؤمنین و در نهایت حضرت زهرا سلاماللهعليها رجوع دارد.
محبت امام حسن عليهالسلام، معیت با پیامبر را به همراه دارد. معیت با پیامبر یعنی همراهی با حبیب خدا. غیر ممکن است که من با حبیب خدا همراه باشم؛ ولی مورد بغض خدا باشم! نمیشود که من با حبیب خدا همراه باشم و درجۀ وجودیام متوسط باشد، و «مَحبوبةً فِی أَرضِکَ وَ سَمائِک» نباشم.
محبت آل کساء، درجۀ وجودی ما را بالا میبرد و رتبۀ خاصی نصیب ما میکند. این محبت امکان انجام بهتر واجبات و کاملترین ترک محرمات را برای ما فراهم میسازد. نمیشود گفت فقط این محبت معیت میآورد! ما پیغمبری را میشناسیم که افراد زیادی در کنار او بودند؛ اما در نظر خدا مبغوض بودند. همچنین پیغمبری را میشناسیم که اویس قرنی، با وجود آن که ملازم رکابش نبود، محبوب پیامبر بود.
بنابراین، محبت امام حسن عليهالسلام اگر ما را همدرجه با پیامبر قرار میدهد؛ یعنی در نظام عالم، در مسیر دائمی تعالی و تکامل قرار گرفتن، به طوری که درجات این محب آنقدر به سرعت بالا میرود که در بهشت هم در درجهای یکسان با پیامبر قرار میگیرد.
جایگاه امام حسن مجتبی عليهالسلام در بهشت و زینتگری آن
پیامبر اکرم فرمود: «فِی الْجَنَّةِ». بهشت یعنی عینیت تمام خوبیها، تعیّن همۀ کمالات و جلوهگری همۀ ویژگیهای الهی.
روایتی داریم که در آن بهشت در قیامت به خدای سبحان عرض میکند: «مگر تو به من وعده نداده بودی که مرا زینت کنی؟!» بهشت در حقیقت، عینیت تمام کمالات است؛ جایی که هر وصف کمالی در آن به فعلیت درآمده و به عینیت رسیده است. با این حال، بهشت نیز نیاز به زینت دارد. بهشت از خداوند میخواهد که او را زینت کند.
خدای سبحان در پاسخ میفرماید: «زینت تو، حسن و حسین عليهماالسلام هستند». پیامبر اکرم بارها وقتی میخواست به امام حسن عليهالسلام سلام کند، ایشان را به عنوان «مزیّن بهشت» خطاب میکرد.
جلوهگری امام حسن در بهشت و زینتبخشی به کمالات الهی
بهشت مکانی است که تمامی کمالات در آن به فعلیت رسیدهاند، جایی که همۀ خیرات و برکات در نهایت کمال و زیبایی در آن تجلی دارد؛ اما هنوز محتاج چیزی است که آن را بیاراید و جلوهای تازه به آن ببخشد. بهشت با تمام کمالاتش، هنوز به یک «زینت» نیاز دارد؛ به چیزی که آن را آشکارتر و نمایانتر سازد. این همان معنای «زینت» است، که به هر چیزی افزوده میشود تا بیشتر به چشم آید و بیشتر دیده شود.
حال، ممکن است بپرسید چگونه ممکن است بهشتی که در آن تمام کمالات به فعلیت درآمده، هنوز به چیزی نیاز داشته باشد که آن را زینت بخشد و جلوهگرتر کند؟ امام حسن مجتبی عليهالسلام که وارد بهشت میشود، بهشت، خود را تازه میکند، بهشت با ورود امام حسن عليهالسلام شکوفا میشود و جلوهای بینظیر مییابد.
حُسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری، به اتفاق، جهان میتوان گرفت
«حُسن» امام حسن عليهالسلام آنچنان جذابیت و زیبایی دارد که وقتی در بهشت تجلی میکند، بهشت در واقع بهوسیله او به کمال و زیبایی نهایی خود میرسد.
اگر بخواهیم این معنا را در زندگی دنیوی خود ملموس کنیم: ممکن است فردی در دنیا تقوا داشته باشد، کرامت داشته باشد و تمامی فضایل اخلاقی و اعتقادی را در خود پرورش داده باشد، اما تا محبت اهل بیت عليهمالسلام، بهویژه محبت امام حسن عليهالسلام در دل او نروید، کمالات او بهطور کامل و آشکار در نخواهد آمد. کمالات، بدون محبت اهل بیت عليهمالسلام، همچنان در سایهای نهفته باقی خواهند ماند. در پرتو آن محبت است که این کمالات به بهترین شکل خود جلوهگر میشوند.
ارتباط محبت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام حقیقتی در دلهای مؤمنان
معمولاً ما میگوییم که امام حسن عليهالسلام نسبت به امام حسین عليهالسلام غریب است، اما صادقانه اعتقاد دارم که تا محبت امام حسن عليهالسلام در دلها جای نگیرد، محبت امام حسین عليهالسلام در آن دل ریشه نخواهد دوانید. اساساً محبت امام حسن عليهالسلام نخست وارد دل میشود، و تنها پس از آن است که آن دل از استعداد پذیرش محبت امام حسین عليهالسلام برخوردار میشود.
حبّ امام حسین عليهالسلام بدون حبّ امام حسن عليهالسلام امکانپذیر نیست. ما اعتقاد داریم که نام «حسین» مصغر «حسن» است؛ یعنی «حسن کوچک». بنابراین، محبتی که به امام حسین عليهالسلام داریم، در واقع جلوهای از محبت به امام حسن عليهالسلام است. امام حسین عليهالسلام در حقیقت، همانطور که در نامگذاریاش نیز آمده است، تجلی محبت و ویژگیهای امام حسن عليهالسلام در اندازهای دیگر است.
رحمت الهی در سفر امام حسن مجتبی عليهالسلام
نکتۀ دیگری در باب وجود امام حسن مجتبی عليهالسلام که شایستۀ تأمل است، حکایت شخصی است که در سفر شام ملازم حضرت بود. وی میگوید: در آن سفر، حضرت روزه بود و هیچ توشهای همراه نداشت. به محض غروب آفتاب، حضرت نماز مغرب را اقامه کرد. در حالی که همراه حضرت بودم، احساس کردم که جایگاه من در آن سفر، امتیاز خاصی نیست، زیرا جزو خواص حضرت نبودم؛ چرا که خواص حضرت بسیار محدود بودند، به طوری که بیعتکنندگان با حضرت سی هزار نفر بودند و از آن میان، تنها شش نفر در کنار حضرت ثابت ماندند.
وی ادامه میدهد: اما چیزی که مشاهده کردم شگفتآور بود؛ پس از اینکه حضرت نماز مغرب را به جا آورد، ناگهان قندیلها و چهل چراغهایی از آسمان آویزان شد و فرشتگانی از آسمان به زمین فرود آمدند. طبَقهایی پر از غذا همراه این فرشتگان بود. آنها تشت گذاشتند و سفرهای عظیم را در پیش ما گستردند. ما هفتاد نفر همراه حضرت بودیم، و از آن سفره آسمانی تناول کردیم. جالب این که پس از آنکه همه از آن غذا خوردند، بدون اینکه حتی کمی از غذا کم شود، آن سفره دوباره به آسمان بازگشت.»[2]
این واقعه نه تنها نشانگر مقام والا و معنوی امام حسن عليهالسلام است، بلکه نشان میدهد ایشان به عنوان فردی از اهل بیت از سوی خداوند سبحان مورد الطاف و کرمهای خاص قرار دارد که در دنیا نیز نمایان شده است. این معجزه الهی، که در سفر حضرت به شام رخ داد، برکات و رحمتهای الهی را به اثبات میرساند و جلال و شکوه امام حسن (عليهالسلام) را در برابر چشم انسانها آشکار میکند.
سلوک معنوی در همراهی با امام حسن مجتبی عليهالسلام
ما باید در درک روایات، درایت و توجه خاصی داشته باشیم. ظاهر روایت شاید شیرین و دلنشین به نظر برسد، اما ما نباید فقط به ظاهر آن اکتفا کنیم. همراهی با امام حسن مجتبی عليهالسلام در واقع درهای ملکوت عالم را به روی انسان میگشاید. شما این همراهی را در این ماه مبارک رمضان داشته باشید، که انشاءالله ثمرۀ این همراهی را در شبهای قدر مشاهده خواهید کرد.
برای درک این حقیقت، باید بپذیریم که چشمان مادی ما قادر به مشاهدۀ عالم ملکوت نیستند.
رو مجرد شو، مجرد را ببین
دیدن هرچیز را شرط است این
چشمان مادی نمیتوانند شاهد ملکوت باشند، نمیتوانند حقیقت عالم معنوی را به همین سادگی مشاهده کنند. مثلاً گفته میشود که اگر کسی بخواهد عالم ملکوت را ببیند، باید در ماه رمضان شبی هزار بار سورۀ قدر را بخواند تا شاید چشمان ملکوتی او باز شود. اما در این میان، یک راه میانبر وجود دارد و آن چیزی نیست جز معیت با امام حسن مجتبی عليهالسلام. همراهی با ایشان در حقیقت دروازههای عالم معنا را به روی انسان میگشاید.
وقتی این دروازهها گشوده میشوند، تمامی طبقهای معنویاتی که از عالم ملکوت و واسطههای وصال، که از ملائک هستند، بر این بشر خاکی فرود میآید، برای او ملموس میشود. تعداد این طبقها مهم نیست؛ وقتی غذای آسمانی، معرفت ربّانی و طعام نورانی نصیب ما میشود، هیچگاه کم نخواهد آمد. اینگونه نیست که من بخورم و شما چیزی نداشته باشید. در عالم معنا، همانطور که در سفره قرآن، هر کسی به اندازۀ نیازش بهره میبرد، برخی یک لقمه میخورند، برخی صد لقمه و برخی هزار لقمه، ولی هیچکس از سهم دیگری چیزی کم نمیکند.
از این پس، سلوک شما در ماه رمضان، با امام حسن عليهالسلام باشد. به حضرت بگویید: «برخی از دوستان شما در سفر شام از مائدههای آسمانی بهرهمند شدند و چشمان ملکوتیشان باز شد. ما نیز در ادامۀ سیر رمضانمان میخواهیم همراه شما قرار بگیریم و وقتی همراه شما میشویم، میدانیم که یکی از پذیراییهای شما، همان پذیرایی معنوی است که در آن مائدۀ آسمانی نصیبمان خواهد شد.
حقیقت خلافت و برکت الهی
همه میدانیم که معاویه به ترفندهای سیاسی شناخته شده بود؛ او جز نیرنگ و فریبکاری کار دیگری نمیشناخت. اما وقتی امام حسن مجتبی عليهالسلام با معاویه صلح کرد، اولین کاری که معاویه انجام داد این بود که مردم را به مسجد کوفه فراخواند و با نیرنگی دیگر، تلاش کرد تا خود را بالاتر از امام حسن عليهالسلام نشان دهد. عمروعاص به معاویه پیشنهاد داد که برای اثبات برتری خود، بالاترین پلۀ منبر بنشیند و به امام حسن عليهالسلام بگوید که یک پله پایینتر بایستد.
معاویه شروع به سخنرانی کرد و گفت: «ای مردم، این حسن، پسر علی و فاطمه است. ما را شایسته خلافت دانسته و خود را شایسته آن ندانسته است. اکنون آمده تا با میل و رغبت با ما بیعت کند!»
در مقابل این سخنان، امام حسن عليهالسلام در یک خطبه طولانی و عمیق پاسخ داد. حضرت ابتدا حمد و ثنای خداوند را به جا آورد، سپس به معرفی خدا و پیامبر اکرم و در ادامه به معرفی اهل بیت علیهمالسلام پرداخت. ایشان ویژگیهای منحصر به فرد اهل بیت را در قرآن و از زبان پیامبر اکرم مطرح فرمود:
«ای مردم، اگر من یک سال در اینجا بایستم و به شما بگویم که خدا چه فضایل و امتیازاتی به ما اهل بیت داده، هنوز همۀ آن را بیان نکردهام.»
سپس ادامه داد: «معاویه بن ابیسفیان گمان کرده که من او را شایسته خلافت دانستهام و خود را شایسته خلافت نمیبینم. به خدا قسم، شایستگی من برای خلافت از همه بیشتر است. این مسئله در کتاب خدا و بر زبان پیامبر خدا ذکر شده است. اما ما اهل بیت از زمان رحلت پیامبر اکرم مظلوم و مقهور واقع شدیم. خداوند بین ما و کسانی که بر ما ظلم کردهاند حکم خواهد کرد. من هیچگاه نامی از کسی نمیبرم، اما به خدا قسم میخورم که اگر مردم حرف خدا و رسول را گوش میکردند، آسمان برکت خود را به آنها عطا میکرد و زمین همۀ برکات خود را در اختیارشان میگذاشت.
امام حسن عليهالسلام در ادامه افزود: «ای مردم، اگر شما در میان مشرق و مغرب جستجو کنید، کسی را به غیر از من و برادرم که نوه پیامبر باشد، نخواهید یافت. پس پرهیز کنید و بعد از این توضیحات روشن، گمراه نشوید.»
و در پایان خطبه، فرمود: «ای مردم، بشنوید و حفظ کنید.»[3]
این عبارت تأکید بر آن داشت که سخنان امام حسن عليهالسلام باید در دل و جان مردم ثبت شود، زیرا اگر اهل بیت به عنوان رهبران دین در رأس قرار میگرفتند، برکت الهی در زندگی مردم تا قیامت ادامه مییافت. دین در زندگی آنان حاکم و برکتهای بیپایانی نصیبشان میشد.
درخواست استمرار ولایت در زندگی
به امام حسن مجتبی عليهالسلام عرض میکنیم: در ایام ولادت شما، آمدهایم تا با تمام دل و وجود به شما عرض کنیم که ولایت شما و خاندان پاکتان را بهعنوان رکن اساسی زندگیمان پذیرفتهایم. ما ایمان داریم که برکتهای حقیقی زندگی ما تنها و تنها از طریق ولایت شما و اهل بیت عصمت و طهارت عليهمالسلام جاری است. از صمیم قلب میدانیم که در سایۀ شماست که زندگیمان از نور هدایت و برکتهای الهی بهرهمند میشود.
ای امام مهربان، ما نگران هستیم که ممکن است به دلایل مختلفی، این ولایت عظیم از دلهای ما سلب شود. دلمان میخواهد که این نور الهی همواره در زندگیمان باقی بماند، تا همیشه در سایۀ هدایت شما و اهل بیت عليهمالسلام قرار داشته باشیم. پس از شما درخواست داریم که برای ما دعا کنید که این ولایت، تا آخرین لحظۀ عمرمان در دلهای ما حاکم و پایدار بماند. امیدواریم دعای شما دستگیر ما باشد تا همچنان در مسیر نورانی اهل بیت عليهمالسلام ثابتقدم بمانیم و ولایت شما همیشه در دلهای ما جاری باشد.
درخواست عقل از امام حسن مجتبی علیهالسلام
از وجود مقدس امام حسن مجتبی عليهالسلام عقل را درخواست کنید. وجود مبارک حضرت اباعبدالله عشق را به انسانها هدیه میدهد، در حالی که وجود امام حسن عليهالسلام، عقل را. امام حسن عليهالسلام تجلی اسم حلیم خداوند است؛ حلم نماد عقل است. سفیه هرگز حلیم نیست. وقتی در محضر امام حسن عليهالسلام قرار میگیریم، عقل را به ما معرفی میکند:
«رأسُ العَقلِ مُعاشرةُ النّاسِ بِالجَمیل»[4]
«اصل و ریشه عقل در این است که با مردم بهخوبی رفتار کنیم و ارتباطی زیبا برقرار سازیم.»
در مدرسه امام حسن عليهالسلام، میخواهیم عقلمان را چکاب کنیم. اگر کمی از آن داریم، به عنوان طیبخاطر میگوییم:
طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
اگر عقلمان در وضعیت نرمال است، از امام حسن عليهالسلام عاجزانه درخواست میکنیم که آن را تثبیت کند. «بالجمیل»؛ یعنی زیبا؛ یعنی ارتباطات ما باید هم درست و هم زیبا باشد، طوری که افراد از ما متنفر نباشند و در دلهایشان جایگاهی داشته باشیم.
در ادامه میفرماید:
«وَ بِالعَقل تُدرکُ الدّارانِ جَمیعاً»
«به واسطه عقل است که انسان دو عالم را به دست میآورد.»
عقل هم در دنیا به کار میآید و هم در آخرت، و انسان هیچگاه از چیزی حسرت نمیخورد. زمانی که خداوند به وساطت امام حسن عليهالسلام به ما عقل میدهد، نه تنها حسرت دنیا را نخواهیم خورد، بلکه آخرتمان نیز درست و آباد خواهد بود عقل، نعمتی است که انسان را به کمال میرساند.
سپس حضرت میفرماید:
«وَ مَن حُرِم مِنَ العَقلِ حَرمَهُما جمیعاً»
«هر کسی از عقل محروم شود، از هر دو عالم محروم شده است.»
اولین عیدی که ما در محضر امام حسن مجتبی عليهالسلام میخواهیم داشته باشیم، این است که از ایشان درخواست کنیم که برای ما عقل کامل بخواهند. این همان عقل است که در دعای عالیة المضامین، در دو سطر آخر از خداوند میخواهیم:
«اللهُمَّ ارزُقنِی عَقلاً کامِلاً وَ لُبّاً راجِحاً»
«خدایا، به من عقل کامل و فطرتی درست ارزانی دار.»
عقل باید بر دیگر امور غلبه پیدا کند و برتریاش آشکار باشد.
اخلاق نیکو، تجلی حُسن واقعی
درخواست دیگری از وجود مقدس امام حسن مجتبی عليهالسلام داریم و آن درخواست برای زیباتر شدن است. وقتی سخن از «حَسن» به میان میآید، در حقیقت سخن از «حُسن» است. هیچکس نیست که بیرغبت به زیبایی باشد، مگر اینکه فاقد عقل باشد. زیبایی، میل فطری ماست؛ یک امر باطنی در درون ما که به طور غریزی به سمت آن کشیده میشویم. همۀ ما عاشق زیبایی هستیم؛ اما گاه راه را اشتباه میرویم. یکی از فطریات ما زیباییطلبی است. حضرت در اینباره میفرماید:
«إنَّ أَحسَنَ الحَسَنِ الخُلُقُ الحَسَنِ»[5]
«زیباترین حسنها، حسن خلق است.»
ما بسیاری از اوقات برای زیباییهای ظاهری وقت زیادی صرف میکنیم، در حالی که این زیباییها همیشگی نیستند و ماندگاری ندارند.
گاهی اوقات، هنگامی که ما بسیار متدین میشویم، متوجه میشویم که حسن خلقمان کمتر میشود. در حالی که باید بدانیم هرچه ایمان ما افزونتر شود، اخلاق نیکو و خوشرفتاریمان نیز باید بیشتر و بهتر شود.
دلمان میخواهد که زیباترین «حُسن»ها، با وساطت حضرت، نصیب یکایک ما شود؛ زیرا اگر این «حُسن» به ما داده شود، نصف دین، که همان «حُسن اخلاق» و زیبایی باطنی است، نصیب ما خواهد شد.
بخشندگی بیپایان کریم مدینه
امام حسن مجتبی عليهالسلام به عنوان «کریم مدینه» معروف است. حضرت بارها و بارها اموال خویش را با سائلین تقسیم کرد. هر کسی که وارد مدینه میشد و از کریم میپرسید، ابتدا آدرس خانۀ حضرت را میدادند، سپس خانۀ امام حسین عليهالسلام، و در سومین مرحله، خانۀ عبدالله بن جعفر را. آدرس خانۀ عبدالله جعفر تنها زمانی به کسی داده میشد که امام حسن و امام حسین عليهماالسلام در مدینه نبودند.
بارها از دستان مبارک امام حسین عليهالسلام عطایای بسیاری را دریافت کردهایم؛ اما عطای امام حسن مجتبی عليهالسلام را نمیتوان با هیچ عطای دیگری مقایسه کرد. حضرت میفرماید:
«السَّماحُ البَذلُ فِی السَّراءِ وَ الضَّراء»[6]
«بخشندگی واقعی مربوط به کسی است که در خوشی و ناخوشی ببخشد.»
ما زمانی که در خوشی قرار داریم، شاید به راحتی ببخشیم، اما وقتی در ناخوشی و سختی هستیم، بخششی نداریم. امام حسن عليهالسلام هم در خوشی و هم در ناخوشی بخشنده است. کریم کسی است که هر زمان، در هر شرایطی، دست به بخشش میزند.
وقتی به خانۀ کریم مراجعه میکنید، درخواست اندک نکنید. از کریم مدینه فراوان بخواهید، اندک بخشیدن در شأن حضرت نیست.
از امام حسن عليهالسلام میخواهیم که در شب قدر دعای ویژهای برای ما داشته باشد. برای ما شب قدری پر برکت بخواهد؛ شب قدری که برکت آن تا قیامت با ما باشد. شبی که در آن خیر برای خودمان و برای همه در نظر گرفته شود. شبی که در آن، برای ما تأسیس و تثبیت شود که دنیا و آخرتمان در کنار ایشان و اهل بیت سپری شود.
تاریخ جلسه: 1395/3/31
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1]. بحار الأنوار، ج 37، ص 76.
[2] . مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج3، ص: 235.
[3]. امالی، طوسی، ص 561.
[4]. بحار الأنوار. ج75، ص111.
[5]. الخصال، ص 29.
[6]. الوافي، ج 26، ص 241.