تفسیر آیه 42 سوره نحل

خداوند در آیه 42 سوره نحل می‌فرماید:

 

«الَّذينَ صَبَرُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»

«(آنان) كسانى هستند كه صبر نمودند و بر پروردگارشان توكل مى‏نمايند.»

 

 هجرتِ ثمربخش

 

در آیۀ پیشین، به برخی از آثار و برکات هجرت در زندگی انسان اشاره و تبیین شد که هجرت از امور ناصحیح، تنها برای آخرت انسان سودمند نیست؛ بلکه برکات آن، زندگی روزمرۀ او را نیز به‌روشنی تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. خداوند متعال، در قبال ترک امور نادرست و رها ساختن عادت‌های غلط، عزّت، برکت، گشایش، عافیت، قدرت و رزقِ واسع به انسان عطا می‌فرماید.

در این آیه، خداوند متعال دو کُد اساسی برای تحقق هجرت معرفی می‌کند:

  1. صبر
  2. توکل

هجرت، آنگاه ثمربخش و اثرگذار خواهد بود که با صبر و توکل همراه شود؛ چراکه تنها در این صورت است که به رشد، کمال و تعالی انسان می‌انجامد. آنان که برای حفظ اعتقادات خویش ایستادگی می‌کنند و در این مسیر، اعتماد خود را بر خدای سبحان قرار می‌دهند، بی‌تردید از ثمرات این هجرت، در هر دو عالمِ دنیا و آخرت بهره‌مند خواهند شد.

 

هجرت در پرتو صبر

 

برخی مفسران در این‌باره می‌فرمایند: هجرت، سه مرتبه از صبر را در خود نهفته دارد:

  1. صبری در آغاز راه، صبری در میانۀ راه و صبری در پایان راه. صبر در آغاز راه، مقاوم ساختن نفس است؛ آن‌گاه که انسان اجازه ندهد از «شیر دنیا» بنوشد، به آن دل ببندد و گرفتار تعلّقات دنیوی شود.
  2. صبر در میانۀ راه، پایداری در برابر تقدیرات گوناگون زندگی است؛ تقدیراتی که اگر انسان بر آن‌ها شکیبا نباشد، ممکن است او را از وصال حق بازدارد.
  3. صبر در پایان راه، تسلیمِ محض در برابر حضرت حق است؛ تسلیمی که زمینه‌ساز فتوحات الهی و بهره‌مندی از اکرام ویژۀ پروردگار می‌شود.

صبر، صفتی است که انسان را همواره در معیّت خداوند نگاه می‌دارد و او را به توکلِ کامل بر پروردگار سوق می‌دهد. واژۀ «تَصَبُّر» از باب تفعُّل است و یکی از معانی این باب، تکلّف و تمرین است؛ بدین معنا که صبر در ابتدای راه دشوار است، اما به‌تدریج آسان می‌شود و در نهایت، در مرحلۀ پایانی، به راحتی و آرامش می‌انجامد؛ مرحله‌ای که دیگر «صبر» نام ندارد، بلکه رضاست.

 

هجرتِ متوکلانه؛ از نفی منیّت تا اکرام الهی

 

در بخش پیشین بیان شد که هجرت، آنگاه مثمر ثمر خواهد بود که با صبر و توکل همراه شود؛ تنها در این صورت است که می‌تواند به رشد و کمال انسان بینجامد. در این بخش از آیه، با تأمل در عبارت «عَلىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» درمی‌یابیم که در تمامی مراحل هجرت، اعتماد انسان باید بر ربوبیت حق استوار باشد؛ بدین معنا که انسان با تکیه بر قیّومیّت الهی، قیام به بندگی کند و بر عبودیت خویش اعتماد نکند. حقیقت توکل نیز جز این نیست که بنده، ربوبیت خداوند را محور اعتماد خویش قرار دهد. بنده‌ای که تمام هستی خود را صادقانه در پیشگاه الهی عرضه می‌دارد، برای خویش وجودی مستقل قائل نیست و از او منیّتی باقی نمی‌ماند، مشمول اکرام الهی شده و اکرامی خاص از سوی خدای سبحان شامل حال او می‌شود.

 

توکل؛ اعراض دل از غیر خدا و اعتماد بر ربوبیت الهی

 

یکی از مفسران می‌فرماید: توکل، اعراض قلب از غیر خداست؛ انسانِ متوکل چشم‌انتظار لطفی جز لطف خدای سبحان نیست و در ژرفای دل خویش، هیچ امید و اتکایی بر یاری غیر حضرت حق نمی‌گشاید.

انسانِ متوکل همواره در انتظار فضل و بشارت الهی است و آرامش وجودی او از همین اعتماد سرچشمه می‌گیرد؛ ازاین‌رو هرگز دچار فرسودگی و خستگی نمی‌شود. او پیوسته چشم‌به‌راه فضل حق است و دل به یاری دیگران نمی‌بندد. چشم‌انتظار کمک دیگران بودن، نشانه ضعف در توکل بر خداست.

اعتماد بر «ربّ» یعنی اعتماد بر خدایی که پرورش‌دهنده، فزاینده، مالک و سیّد است؛ اعتماد بر وجودی که هیچ کاهش و کاستی در کار او راه ندارد و همواره انسان و هستی او را ـ چه در بُعد وجودی و چه در ساحت معنوی ـ رو به رشد و فزونی می‌برد.

در حقیقت، توکل تکیه بر ربوبیتی است که هر روز بر سرمایه وجودی بنده می‌افزاید و او را در مسیر کمال پیش می‌برد.

 

 

تاریخ جلسه: 1389/10/9 – جلسه چهل و دوم

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *