زاویه دید ـ بخش پنجم

زاویه دید؛ پنجره‌ای به سوی احساسات و رفتارهای ما

 

زاویه دید به معنای نوع نگرش ما به امور مختلفی است که در پیرامونمان رخ می‌دهد. اهمیت زاویه دید از آن جهت است که احساسات گوناگونی را در ما پدید می‌آورد و به‌واسطۀ همان نگرش، رفتارهای متفاوتی از ما بروز می‌کند. به همین دلیل، باید خود را بازنگری کنیم تا دریابیم آیا زاویه دیدمان نسبت به امور مختلف درست است، یا آنکه در برخی امور بزرگ‌نمایی می‌کنیم و امور دیگری را که شایسته توجه‌اند، مورد غفلت و بی‌توجهی قرار می‌دهیم.

 

توبه از خطرات قلب، لحظات چشم و حکایات زبان

«َمِنْ خَطَرَاتِ قَلْبِی، وَ لَحَظَاتِ عَینِی، وَ حِكَایاتِ لِسَانِی»[1]

«بار خدایا ‌از‌ اندیشه هاى ‌دل‌ ‌و‌ نگاههاى زیرچشمى (مانند نگاه ‌به‌ حرام ‌و‌ اشاره ‌به‌ کسى ‌تا‌ ‌به‌ ‌او‌ بخندند ‌یا‌ ستم روا دارند) ‌و‌ گفتگوهاى (بیجاى) زبانم ‌که‌ مخالف خواسته (رضا ‌و‌ خشنودى) ‌تو‌ است توبه ‌مى‌‌کنم.»

 

در این دعا، از سه ساحتِ پنهان و آشکارِ وجودِ خویش توبه می‌کنیم:

 

1. توبه از خطرات قلب: پاک‌سازی اندیشه‌ها

 

گاهی توبۀ ما تنها بابت چند گناهِ مشخص است؛ اما در زاویۀ دیدِ تنظیم‌شده، از تمام خطورات ناشایستی که در دل ما می‌گذرد توبه می‌کنیم: از فکر نامناسب نسبت به دیگری، از اندیشۀ نادرست دربارۀ خویش و از افکار آلوده دربارۀ زندگی.

حضرت به ما می‌آموزد که خطرات قلبی، همان اندیشه‌هایی که از دل برمی‌خیزند، کدورت می‌آفرینند. در زاویه دید درست، ریزه‌کاری‌های الطاف خدا و جزئیات امور ناشایستی که از ما صادر می‌شود را می‌بینیم و درمی‌یابیم که همین خطور قلبی، سدّ راه ماست و باید از آن توبه کنیم.

 

2. توبه از لحظات چشم: خیر و شر در یک پلک‌زدن

 

واژه «لحظ» به معنای چشم بر هم زدن است. خیر و شر، با یک لحظه پلک بر هم زدن و در همان نگاه‌هایی که داریم، صورت می‌گیرد. در زاویه دید درست، می‌دانیم که ممکن است فردی با یک نگاهِ ما آزرده شود و آسیب ببیند، یا یک لحظه نگاه و حسرت ما به زندگی کسی، موجب چشم‌خوردن او شود.

 

3. توبه از حکایات زبان: شعاعِ آسیبِ سخن

 

گاه حکایات لسانی ما و جملاتی که بر زبان می‌آوریم، به‌راستی آزاردهنده است. در زاویۀ دید سالم، شعاع حکایات لسانیِ خود و میزان آسیب‌رسانی آن را درمی‌یابیم؛ یعنی می‌فهمیم افراد بسیاری، از غریبه و آشنا از سخنان ما آزرده می‌شوند. برای مثال، مادر از یک جمله فرزند، یا فرزند از یک سخن مادر، دلگیر می‌شود.

گاه از روی خیرخواهی به کسی می‌گوییم: «حیف نیست تو این‌جوری باشی؟ کمی به خودت برس، کمی به فکر اندامت باش.» در حالی که این سخن نادرست ما، تالیِ تلوِ فاسد دارد و فرد تا بیست سال بعد نیز از آن جمله ما آزرده می‌ماند.

 

گواهی کائنات بر توبه

 «فَمَا كُلُّ مَا نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْلٍ مِنِّی بِسُوءِ أَثَرِی، وَ لَا نِسْیانٍ لِمَا سَبَقَ مِنْ ذَمِیمِ فِعْلِی، لَكِنْ لِتَسْمَعَ سَمَاؤُكَ وَ مَنْ فِیهَا وَ أَرْضُكَ وَ مَنْ عَلَیهَا مَا أَظْهَرْتُ لَكَ مِنَ النَّدَمِ، وَ لَجَأْتُ إِلَیكَ فِیهِ مِنَ التَّوْبَةِ»[2]

«پس آنچه گفتم از روى نادانى به بدى كردار و از روى فراموشى كار ناپسندیده‌ام كه گذشته نیست، بلكه براى آن است كه آسمان تو و هر كه در آنست، و زمین تو و هر كه بر روى آن است پشیمانى را كه به تو آشكار ساختم، و توبه‌اى را كه در آن به تو پناه بردم، بشنوند.»

 

از خدا می‌خواهیم آنگاه که در محضر او توبه می‌کنیم، آسمان و هر چه در آسمان است، زمین و هر چه در زمین است، استغفار ما را بشنوند. در زاویه دید درست، باور داریم که همه کائنات می‌شنوند، دعایشان مستجاب است و می‌توانند برای ما استغفار کنند. بنابراین، نوع رابطه ما با کائنات دگرگون می‌شود؛ یعنی درمی‌یابیم که با بر زبان آوردن یک سخنِ حق، زمین و آسمان و تمام موجودات عالم آن را می‌شنوند، اقدامات لازم را برای ما انجام می‌دهند و نسبت به آن بی‌تفاوت نمی‌مانند.

 

شفاعت کائنات در توبه

 «فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ یرْحَمُنِی لِسُوءِ مَوْقِفِی، أَوْ تُدْرِكُهُ الرِّقَّةُ عَلَی لِسُوءِ حَالِی فَینَالَنِی مِنْهُ بِدَعْوَةٍ هِی أَسْمَعُ لَدَیكَ مِنْ دُعَائِی ، أَوْ شَفَاعَةٍ أَوْكَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفَاعَتِی تَكُونُ بِهَا نَجَاتِی مِنْ غَضَبِكَ وَ فَوْزَتِی بِرِضَاكَ»

«تا شاید برخى از آنان به رحمت و مهربانیت بر بدى جایگاهم به من رحم نماید، یا براى بدى حالم بر من رقت و مهربانى كند پس از جانب او دعا و درخواستى به من رسد كه از دعاى من نزد تو شنیدنى‌تر باشد یا از او شفاعتى به من رسد كه نزد تو از شفاعت من استوارتر باشد كه رهائى از خشم تو و رستگاریم به خوشنودیت به وسیله‌ى آن باشد.»

 

در زاویه دید درست می‌دانیم که تمام کائنات کارایی دارند، شنوا هستند، رقّت دارند و دلشان نیز برای ما می‌سوزد. در زاویه دید درست، همه کائنات گوشه خانه ما را می‌بینند، می‌شنوند، شعور دارند، دعایشان مستجاب است و شفاعت نیز می‌کنند. می‌توانند آستینی برای ما بالا بزنند و کاری برای ما انجام دهند.

در زاویه دید درست، هنگامی که ما در اتاق خویش استغفار می‌کنیم و «العفو» می‌گوییم، همه ساکنان آسمان و زمین می‌شنوند. شاید دل بعضی از آنان برای ما بسوزد، دعای مستجاب داشته باشند و دعایشان را برای ما خرج کنند.

 

کتمان مقطعی عیوب و رسوایی در دنیا

 

«اللَّهُمَّ وَ إِذْ سَتَرْتَنِی بِعَفْوِک، وَ تَغَمَّدْتَنِی بِفَضْلِک فِی‌ دار الْفَنَاءِ بِحَضْرَةِ الْأَکفَاءِ، فَأَجِرْنِی مِنْ فَضِیحَاتِ ‌دار الْبَقَاءِ عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ مِنَ الْمَلَائِکةِ الْمُقَرَّبِینَ، وَ الرُّسُلِ الْمُکرَّمِینَ، وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ، مِنْ جَارٍ کنْتُ أُکاتِمُهُ سَیئَاتِی، وَ مِنْ ذِی رَحِمٍ کنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِی سَرِیرَاتِی، لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِی السِّتْرِ عَلَی وَ وَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِی الْمَغْفِرَةِ لِی»[3]

«بار الها اکنون که مرا به پرده عفو خود پوشاندی، و در این جهان فانی در معرض دید همدوشان غرق بخشش خود نمودی، پس مرا از رسواییهای جهان باقی در برابر حضار و بینندگان از فرشتگان مقرّب، و پیامبران گرامی، و شهدا و صالحین پناه ده، از همسایه‌ای که زشتیهایم را از او می‌پوشاندم و از خویشاوندی که در کارهای پنهانی خود از او شرم می‌داشتم. – به پرده‌پوشی ایشان اعتماد نداشتم.»

 

در زاویه دید صحیح، می‌دانیم که پنهان کردن عیوبمان از همسایه، فامیل و دوست، موقتی است و تنها تا مدتی مخفی می‌ماند. اگر مغفرت الهی نباشد، در همین عالم و پیش از مرگ، بسیاری از لایه‌های پنهانمان آشکار می‌شود. بنابراین، به هیچ‌کس اعتماد نمی‌کنیم و باور داریم همان‌گونه که به سوی پایان زندگی‌مان پیش می‌رویم، خدا نیز همه چیزمان را آشکار می‌کند. به این معنا که اگر به غیر از خدا اعتماد داشته باشیم، رسوایی در همین عالم است؛ همان‌طور که این روزها هیچ چیز پنهان نیست و همه چیز با موبایل روی آنتن است و همه، همه چیز را می‌دانند.

 

نگاه درست به اهل دنیا: آزمایش، نه سرزنش

 «لَا تَفْتِنِّی بِمَا أَعْطَیتَهُمْ وَ لَا تَفْتِنْهُمْ بِمَا مَنَعْتَنِی »[4]

«و‌ مرا ‌بر‌ اثر آنچه (دارائى که) ‌به‌ ایشان (ثروتمندان) داده ‌اى‌ پریشان مگردان ‌و‌ آنان ‌را‌ ‌بر‌ اثر آنچه (کالاى دنیا که) ‌از‌ ‌من‌ بازداشته‌‌اى‌ گرفتار مکن.»

 

گاهی بسیاری از افراد، مال و مقام و قدرت فراوان دنیوی دارند، اما نه تنها گرفتار دارایی‌شان نیستند، بلکه متواضع‌اند و سبکی معمولی از زندگی دارند. در مقابل، دنیا برای برخی همچون بتی می‌ماند؛ به ماشین و جواهر و خانه و زیبایی خود فخرفروشی می‌کنند!

در زاویه دید درست، به جای سرزنش اهل دنیا به سبب فخرفروشی‌شان، باور داریم که این بیماری واگیردار است. بنابراین هنگامی که آنان را می‌بینیم، خیالمان از خودمان آسوده نیست.

در زاویه دید درست، از خدا می‌خواهیم ما را گرفتار دارایی‌های دیگران نکند. از آنجا که مالِ دیگران ما را گرفتار می‌کند، نه تنها بهره‌ای از نعمت دیگران نمی‌بریم، بلکه حسرتش را نیز می‌خوریم؛ پس باید حواسمان باشد که دیدن اهل دنیا ممکن است ما را به دنیاگرایی وادار کند.

در زاویه دید درست، اهل دنیا می‌توانند به‌سرعت در ما اثر بگذارند و ما را گرفتار کنند. با دیدن اهل دنیا آزمایش می‌شویم و رتبه می‌گیریم. به این معنا که آیا دل ما می‌خواهد نعمت برای آنان باقی بماند، یا اگر نعمت از ایشان گرفته شود، خوشحال می‌شویم؟ بنابراین اگر در این آزمایش بگوییم: «خدایا نعمتش را داشته باشد، شکر نعمتش را نیز به او عطا کن»، اوج می‌گیریم.

 

دارا و ندار در یک آزمون

 

در نگرش صحیح، نباید محرومیت را حق افراد بدانیم. اما در زاویه دید نادرست، فوری محملی برای بدبختی آنان فراهم می‌کنیم و گمان می‌بریم کسی که مال دنیا ندارد، اهل دعای رزق و روزی نیست! در حالی که بسیاری از اوقات باید در جامعه محروم نیز باشد، زیرا دارا با ندار با هم آزمایش می‌شوند. در زاویه دید درست می‌دانیم که همه با همدیگر آزمایش می‌شویم؛ همان‌گونه که فرد مریض با سالم آزمایش می‌شود، شخص سالم نیز با مریض آزمایش می‌شود. آزمایش مربوط به قشر خاصی نیست.

به عنوان مثال، به قم می‌رویم و می‌گوییم: «این همه طلبه، وضع معیشتشان چندان هم عالی نیست؛ حتماً خوب درس نخوانده‌اند، اگر خوب درس خوانده بودند الان زندگی‌شان باید بهتر بود.» در زاویه دید درست می‌دانیم که همه با همدیگر آزمایش می‌شویم؛ همان‌گونه که فرد مریض با سالم آزمایش می‌شود، شخص سالم نیز با مریض آزمایش می‌شود. آزمایش مربوط به قشر خاصی نیست.

 

همیشه بدهکار، نه طلبکار

 «فَأَشْکرُ عِبَادِكَ عَاجِزٌ عَنْ شُكْرِكَ، وَ أَعْبَدُهُمْ مُقَصِّرٌ عَنْ طَاعَتِك»[5]

«شاکرترین بندگانت از شکر تو ناتوان، و عابدترین بندگانت از طاعتت مقصّر است.»

 

وقتی زاویه دیدمان نادرست تنظیم شده باشد، می‌گوییم: «خدایا دیگر چه می‌توانستم بکنم؟ دیگر چگونه می‌توانستم بندگی تو را بکنم که نکردم؟!» این در حالی است که در زاویه دید درست، باور داریم پیغمبر نیز که در اوج قله است، به خدا می‌گفت: «من نتوانستم بندگی‌ات را انجام دهم و از شکر تو عاجزم.» بنابراین، همیشه باور داریم که هیچ‌گاه حق شکر را به جا نیاورده‌ایم و در بندگی‌مان کم گذاشته‌ایم؛ زیرا هر شکری که می‌کنیم، خود یک نعمت است و شکری دیگر می‌طلبد.

در زاویه دید نادرست، ما یک مثقال بندگی کرده‌ایم؛ اما یک خروار حسابش می‌کنیم؛ در حالی که در زاویه دید صحیح، همیشه خود را مدیون و بدهکار می‌دانیم، نه طلبکار؛ زیرا نه شکری از ما صادر شده است و نه بندگی. پیغمبر خدا که در اوج قله است، می‌گوید: «مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ»؛ آن‌گونه که باید بندگی کنیم، بندگی نکردیم.

 

تأخیر عقوبت: چشم‌پوشی خدا از حق خویش

«فَجَمِیعُ مَا أَخَّرْتَ عَنْهُ مِنَ الْعَذَابِ وَ أَبْطَأْتَ بِهِ عَلَیهِ مِنْ سَطَوَاتِ النَّقِمَةِ وَ الْعِقَابِ تَرْكٌ مِنْ حَقِّكَ، وَ رِضًى بِدُونِ وَاجِبِك»[6]

« پس هر عذابی را که از او به عقب انداختی و هر مجازات سخت و کیفری که از او بازداشتی؛ حقّ مسلّم و قطعی خود و خشنودی به کمتر چیزی است که برای تو واجب و ثابت است.»

 

با داشتن زاویه دید صحیح، باور داریم هنگامی که ارادۀ معصیت می‌کنیم و نخستین گام را برای انجام آن برمی‌داریم، مستحق عقوبت هستیم، حتی اگر آن اراده هنوز عینیت پیدا نکرده باشد؛ زیرا خدای سبحان عالم است و می‌داند هر معصیتی که از ما صادر می‌شود، نظام عالم را به هم می‌ریزد و در کائنات تخریب ایجاد می‌کند. بنابراین، اگر خدا عذاب مرا به تأخیر انداخته، از حق خویش چشم‌پوشی کرده است.

او به عنوان سلطان عادل، وظیفه دارد نگذارد در مملکتش عصیانی صورت گیرد، و از حق خود کوتاه آمده است. از همان لحظه نخست، خدا می‌تواند ما را عقوبت کند، چون می‌داند کار ما چه تخریبی در نظام عالم پدید می‌آورد. پس هنگامی که عقوبت ما را به تأخیر می‌اندازد، به این علت است که از حق خودش به نفع ما صرف‌نظر کرده است.

 

دیدن جزئیات آزردگی دیگران

 «اللَّهُمَّ وَ أَیمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِكَ أَدْرَكَهُ مِنِّی دَرَكٌ، أَوْ مَسَّهُ مِنْ نَاحِیتِی أَذًى، أَوْ لَحِقَهُ بِی أَوْ بِسَبَبِی ظُلْمٌ فَفُتُّهُ بِحَقِّهِ، أَوْ سَبَقْتُهُ بِمَظْلِمَتِهِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَرْضِهِ عَنِّی مِنْ وُجْدِكَ، وَ أَوْفِهِ حَقَّهُ مِنْ عِنْدِكَ» [7]

«خدایا! هر یک از بندگانت که از سوی من صدمه‌ای به او متوجّه شده، یا از سوی من آزاری به او رسیده، یا از من یا به سبب من ستمی بر او شده و از پی آن ستم، به گونه‌ای حقّش را پایمال کرده‌ام که بازگرداندن آن حق برایش ممکن نیست؛ یا با حقّی که بر عهدۀ من دارد، چنان از او پیشی گرفته‌ام و از دستش فرار کرده‌ام که یافتن من برای گرفتن حقّش به هیچ عنوان برایش میسّر نیست؛ در عین همۀ این امور بر محمّد و آلش درود فرست و آن صاحب حق را به توانگری خود از من راضی کن و حقّش را به طور کامل از نزد خود بپرداز.»

 

وقتی زاویه دیدمان درست باشد، جزئیات امور را بسیار شفاف ملاحظه می‌کنیم. واژه « دَرَکٌ» به معنای صدمه است. خدایا، از ناحیه من به هر کدام از بندگان تو آسیبی رسیده است، گاهی اوقات ناچیز بوده؛ اما آنان را آزرده است، و بسیاری اوقات نیز ناچیز نبوده است؛ مثلاً هنگامی که جمله‌ای را در ملأ عام مطرح می‌کنیم، یا حق و حقوق افراد را کم می‌گذاریم و موجب آزارشان می‌شویم. بنابراین، وقتی زاویه دیدمان درست باشد، درمی‌یابیم که از ناحیه ما به آنان صدمه می‌رسد.

خدایا، حواسم نبوده و به نحوی طرف مقابل را آزرده‌ام. خدایا، به وسیله من نقصی بر او وارد شده است. ممکن است مستقیماً از طریق ما نبوده باشد؛ اما چیدمان را ما انجام داده‌ایم. به طور مثال، پوست موزی را زمین انداخته‌ایم؛ ما نمی‌خواستیم کسی لیز بخورد، اما به سبب من نقصی بر او وارد شد.

بسیاری از اوقات، حتی از آدم شریف و خوب نیز به ما آزردگی می‌رسد. وقتی زاویه دیدمان درست است، باور داریم که افراد بسیاری از دست ما آزرده می‌شوند؛ در حالی که با زاویه دید نادرست، می‌گوییم: «مگر چه کرده‌ایم!»

 

پرهیز از آرزوهای طولانی

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اکفِنَا طُولَ الْأَمَلِ، وَ قَصِّرْهُ عَنَّا بِصِدْقِ الْعَمَلِ، حَتَّى لَا نُؤَمِّلَ اسْتِتْمَامَ سَاعَةٍ بَعْدَ سَاعَةٍ، وَ لَا اسْتِیفَاءَ یوْمٍ بَعْدَ یوْمٍ، وَ لَا اتِّصَالَ نَفَسٍ بِنَفَسٍ، وَ لَا لُحُوقَ قَدَمٍ بِقَدَمٍ»[8]

بار خدایا بر محمد و آلش درود فرست و ما را از آرزوی دراز نگاه دار، و آرزوها را با عمل راستین بر ما کوتاه کن، تا به پایان‌بردن ساعتی را از پی ساعتی و دریافتن روزی را به دنبال روزی و پیوستن نفسی را به نفسی و رسیدن گامی را به گامی آرزو نکنیم.»

 

از امام سجاد علیه‌السلام می‌آموزیم که از خدا درخواست کنیم ما را از آرزوهای طولانی حفظ کند و اعمالمان را نیز بسیار درست گرداند. وقتی زاویه دیدمان درست باشد، مرگ را دم دست می‌بینیم؛ آن‌چنان که امیدوار نیستیم به ساعت دیگر عمرمان برسیم.

وقتی مرگ را دم دست می‌بینیم، باید همه کارها را مرتب و منظم و سر جای خود انجام دهیم و کار عقب‌مانده نداشته باشیم، حتی حلالیت طلبیدن؛ زیرا ممکن است زنده نباشیم که بخواهیم حلالیت بطلبیم.

 

نقش جدی قرآن در زندگی: از رزق تا اخلاق

 «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْبُرْ بِالْقُرْآنِ خَلَّتَنَا مِنْ عَدَمِ الْإِمْلَاقِ، وَ سُقْ إِلَینَا بِهِ رَغَدَ الْعَیشِ وَ خِصْبَ سَعَةِ الْأَرْزَاقِ، وَ جَنِّبْنَا بِهِ الضَّرَائِبَ الْمَذْمُومَةَ وَ مَدَانِی الْأَخْلَاقِ، وَ اعْصِمْنَا بِهِ مِنْ هُوَّةِ الْكُفْرِ وَ دَوَاعِی النِّفَاقِ»[9]

«خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و خلأ و شکاف تنگدستی و نداری ما را به وسیلۀ قرآن، جبران فرما؛ و به سبب قرآن، زندگی فراخ و گسترده و فراوانی ارزاق را به سوی ما روان گردان؛ و ما را در سایۀ قرآن، از خصلت‌های ناپسند و پستی‌های اخلاقی دور کن؛ و به وسیلۀ قرآن، از ورطۀ منجلاب کفر و انگیزه‌های نفاق حفظ فرما.»

 

در زاویه دید درست، قرآن فقر ما را مرتفع می‌کند؛ یعنی در خانه‌ای که قرآن خوانده می‌شود، روزی فراوان می‌شود. ما برای قرآن نقشی بسیار جدی قائل هستیم، بدین معنا که با زاویه دید درست، برای تمام امور مانند مشکلات زندگی، عصبانیت، حسادت، بداخلاقی، توفیقات کم و وسعت رزق، قرآن می‌خوانیم.

وقتی زاویه دید ما درست باشد، باور داریم قرآن کارایی بسیاری دارد؛ به این معنا که قرآن را هم عامل ازدیاد روزی می‌دانیم، هم معلم اخلاق، و می‌دانیم می‌تواند موجب عصمت، خوشحالی و شادکامی ما در زندگی‌مان نیز شود. اما در زاویه دید نادرست، برای قرآن تنها نقشی محدود قائل هستیم؛ مثلاً باور نداریم با خواندن قرآن، حسادت و بخل برطرف می‌شوند.

 

نگرش درست به ماه و تقدیر

«هِلَالَ أَمْنٍ مِنَ الْآفَاتِ، وَ سَلَامَةٍ مِنَ السَّیئَاتِ، هِلَالَ سَعْدٍ لَا نَحْسَ فِیهِ، وَ یمْنٍ لَا نَکدَ مَعَهُ، وَ یسْرٍ لَا یمَازِجُهُ عُسْرٌ، وَ خَیرٍ لَا یشُوبُهُ شَرٌّ» [10]

«هلال ایمنی از بلاها و سلامتی از بدی‌ها، هلال خوش طالعی که نحسی در آن نباشد و با میمنتی که مشقّت گرد آن نگردد و آسایشی که دشواری با آن مخلوط و خیری که آمیخته به شرّ نشود.»

 

وقتی چشممان به ماه می‌افتد، همان وقت باید با زاویه دید درست ذکر بگوییم؛ در حالی که در زاویه دید نادرست، افراد به جای دعا کردن مثلاً می‌گویند: «نمی‌دانیم در ماه صفر خدا برایمان چه نقشه‌ای کشیده است!» یا می‌گویند: «همیشه ماه صفر نحس بوده است!»

در زاویه دید غلط، معمولاً گمان می‌کنیم سختی و راحتی با هم هستند؛ در حالی که با نگرش درست باید فقط خواستار راحتی باشیم.

حضرت به ما آموزش می‌دهد که باید از ابتدا زاویه دیدمان را بر عافیت تنظیم کنیم؛ یعنی با دیدن ماه جدید درخواست کنیم برایمان خوشی و آسانی باشد، بدون ناراحتی و اذیت.

بسیاری از اوقات از همان ابتدا می‌گوییم نیش و نوش، و رنج و گنج همه کنار هم هستند؛ در صورتی که می‌شود گنج را بی‌رنج خواست، زیرا فضل خداست. گاهی اوقات خدا چیزهایی را مقدر کرده و به این جهت رشد ما را در عُسر قرار داده است. به ما آموزش داده شده است که وقتی خدا عسر را می‌آورد، باور کنیم آن‌قدر این عُسر موجب رشدمان می‌شود که به نظرمان یُسر می‌آید.

برای مثال، این باور وجود دارد که دوران پیش از ظهور با کشتار و قتل و غارت همراه است، جهان بر هم می‌ریزد و خون‌ریزی می‌شود. این باور، غلط نیست، اما در همین حال، آیت‌الله بهجت فرموده‌ است: «ظهور را با عافیت طلب کنید، چرا فکر می‌کنید حتماً باید کشتار شود!» بنابراین ما عافیت را طلب می‌کنیم و بر این باور هستیم که اولاً می‌شود در روایات بدا حاصل شود و همه آنچه قرار است رخ دهد، در یک شب اتفاق بیفتد؛ ثانیاً، می‌شود برای ما اتفاق نیفتد.

 

تاریخ جلسه: 1404/5/19 ـ جلسه 5 

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 


[1]دعای سی و یک ، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام

[2]. صحیفه سجادیه، دعای 31.

[3] دعای سی و دو، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام

[4] دعای سی و پنج ، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام

[5].  دعای سی و هفت، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام.

[6].  دعای سی و هفت، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام

[7] . دعای سی و نه، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام

[8]. دعای چهل ، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام

[9]. دعای چهل و دو ، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام

[10]. دعای چهل و سه ، صحیفه سجادیه، فیض الاسلام

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *