خداوند در آیه 50 سوره نحل میفرماید:
«يَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»
«و از پروردگارشان كه حاكم و محيط بر آنهاست مىترسند و آنچه را فرمان داده شدهاند انجام مىدهند.»
مفهوم خوف الهی و نشانههای آن
سؤال: علامتِ مستکبر نبودنِ ملائکه و خضوع آنان در برابر حضرت حق چیست؟
از تعبیر «مِنْ فَوْقِهِمْ» استفاده میشود که فرشتگان همواره خداوند را محیط، قاهر، غالب، مهیمن و مسلط بر خود میبینند. آنان دائماً احاطۀ ربّ سبحان را بر خویش ادراک میکنند و همین ادراک، سبب نگرانی دائمیشان از صدور کوچکترین بیادبی در پیشگاه اوست. هر کس که خداوند را غالب بر خویش ببیند و حضور و احاطۀ او را پیوسته احساس کند، راهی برای استکبار در او باقی نمیماند.
سؤال: نماد خوف از خدا چیست؟ چگونه بفهمیم جنبۀ ملکوتی ما فعال است و آیا واقعاً اهل خوف الهی هستیم یا نه؟ قرآن کریم نشانه خوف از خدا را «يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ» معرفی میکند. کسی که پیوسته اوامر الهی را انجام میدهد، اهل خوف از خداست؛ و هر کس مجری فرمانهای الهی نیست، در دل او خوف حقیقی نسبت به حقتعالی وجود ندارد.
خوف فرشتگان؛ الگوی مؤمنان
اگر ترس حقیقی وجود داشته باشد، اثر آن در عمل ظاهر میشود. کسی که از خداوند میترسد، باید اوامر او را انجام دهد و از نواهی او دوری کند. اگر انسان کاری را که موجب خشنودی خداست انجام ندهد، و از آنچه سبب غضب الهی است دوری نورزد، این خوف، جز ادعا و ظاهرسازی چیز دیگری نیست. خوف زمانی معنا دارد که انسان از آنچه خشم خدا را برمیانگیزد دوری کند و آنچه را مورد رضای اوست، با جدیت انجام دهد.
بندهای که از خدای سبحان میترسد، همواره نگران است مبادا در بندگی کوتاهی کند یا بیادبی در محضر حق از او سر بزند. او بیم دارد که عبادتش ظاهری باشد و در انجام دستورات الهی دچار نقص شود.
عقل، میزان شناخت حق و باطل
مفسری میگوید: «هر انسانی نگرانیهایی دارد؛ اما از منظر قرآن، بالاترین نگرانی آن است که عقل از انسان گرفته شود و فکرش درست کار نکند.» عقل، حسن و قبح اعمال را به انسان گوشزد میکند. اگر قوۀ درّاکه از انسان سلب شود، تشخیص درست و غلط از او گرفته میشود و ممکن است کار زشت را نیکو و کار نیک را زشت بپندارد.
این مفسر تعبیر زیبایی دارد: «ملائکه نگرانند عذابی از بالای سرشان نازل شود.» و نزول عذاب از بالای سر، یعنی نداشتن درک صحیح از اوامر خدا. یعنی خداوند بایدها و نبایدهایی مقرر فرموده، و آنان بیم آن دارند که این اوامر را درست نفهمند. حال که فرشتگان، با آن مقام تجرد و طهارت، چنین دغدغهای دارند، به طریق اُولی ما باید هزار برابر این خوف را در خود احساس کنیم. مؤمنان برخلاف معاندان به طور معمول اگر خوب و بد را بشناسند، کارِ خوب را انجام میدهند و بدی را ترک میکنند؛ و اگر دچار عملکرد غلط یا اجرای ناصحیح میشوند، معمولاً به این دلیل است که بد را خوب و «خوب» را بد پنداشتهاند.
بندگی؛ نگرانی از کوتاهی در محضر دوست
علامت خوف از پروردگار آن است که انسان همۀ اوامر را بهجا آورد؛ زیرا اگر لحظهای از اجرای فرمان الهی غافل شود، ممکن است دستوری را فروگذارد و همین غفلت، موجب بیادبی در محضر حق شود.
یک چشم زدن غافل از آن شاه نباشیم شاید که نگاهی کند آگاه نباشیم
اگر خداوند به کسی عطیۀ «خوف» عطا کند؛ خوفی که او را به رعایت دائمی ادب الهی وامیدارد، این از بزرگترین الطاف پروردگار است. عظمت این نعمت در آن است که انسان را از لغزشها دور میسازد و به انجام طاعت تشویق میکند. بسیاری از کمالات دیگر در پرتو همین عطیه به او میرسد. این خوف، ترس از عذاب نیست؛ ترس از بیادبی در محضر حق و ترک فرمانهای الهی است، و همین نوع خوف است که انسان را فعال و بیدار نگه میدارد.
استمرار در عمل، شرط قبولی حسنات
میگویند: «کار نیکو کردن از پر کردن است.» هرچه انسان کاری را بیشتر تمرین کند، در آن مهارت بیشتری مییابد. برای مثال، بانویی که نخستینبار خورش قیمه میپزد، ممکن است فنون و رموز آن را نشناسد و غذای خوشطعمی از کار درنیاید؛ اما با تکرار و تمرین، سرانجام به مهارت لازم میرسد. بندگی نیز چنین است. اگر کسی عبادت را از روی ترس ترک کند، سودی به حالش ندارد؛ بلکه باید بندگی را تکرار کند و هر بار آداب آن را بیش از پیش رعایت کند تا عبادت او در پیشگاه الهی به عنوان حسنه پذیرفته شود.
با تأمل در این آیه درمییابیم که ما در برابر پروردگار تا چه اندازه ساجد و خاضعیم، و تا چه اندازه از اسارت استکبار رهایی یافتهایم.
بندگی؛ نه به میل خود، به امر خدا
در این آیه چند دستور مهم بیان شده است:
- «يَفْعَلُونَ» نشان میدهد که سجدهکنندگان همواره در عملاند؛ برای حال و آینده خود برنامه دارند و برای خویش مرخصی قائل نیستند. آیتالله ریشهری دربارۀ آیتالله بهجت رحمهالله نقل میکند: پیش از سفر حج خدمت ایشان رفتم و تقاضای موعظهای کردم. فرمود: «از همین امروز تصمیم بگیر تا پایان عمرت حتی قصد کوچکترین معصیتی را هم نکنی.» دقت کنید که فرمودند قصدِ معصیت نکن نه مرتکب نشو!
اگر کسی تصمیم به ترک معصیت بگیرد، حتی اگر هزار سال بعد از دنیا برود، این تصمیم بدرقهکنندهٔ راه اوست؛ و اگر فردای همان روز از دنیا برود، خداوند پاداش کسی را به او عطا میکند که تا قیامت از معصیت دوری کرده باشد. ویژگی ساجدین همین است: در بندگی تلاش میکنند و برای نفس خود مرخصی قائل نمیشوند. البته عرصههای فعالیت آنها متفاوت است: گاهی در آشپزخانهٔ خانه، گاهی در خدمت خانواده، زمانی در میدان تعلیم و تعلم و گاه در جایگاههای دیگر.
- «ما يُؤْمَرُونَ» یعنی آنچه خداوند فرمان داده است، نه آنچه خودِ انسان درست میپندارد. گاهی افراد بسیار پرکارند؛ اما کارهایی را انجام میدهند که تنها از نگاه خودشان درست است، نه از منظر خداوند سبحان. سجدهکنندگان واقعی کسانیاند که آنچه را خدا میپسندد انجام میدهند، نه آنچه را خود میپسندند.
از کنار هم گذاشتن این دو نکته درمییابیم که اجرای اوامر الهی بدون شناخت ممکن نیست. باید فرمان الهی را در عرصههای مختلف بشناسیم تا بتوانیم آن را درست بهجا آوریم. اگر از فرمان خدا در مسائل گوناگون بیخبر باشیم، چه بسا مطابق رأی خود عمل کنیم، نه مطابق حکم خدا، و این پسندیدهٔ حضرت حق نیست.
شناخت فرمان خدا؛ راه سجده حقیقی
شرط بندگی و خضوع مداوم، کسب علم و معرفت دائمی است. در مقابل، اگر کسی به بالاترین مدارج علمی برسد؛ اما در برابر پروردگار خضوع نداشته باشد، آن علم هرگز نافع نخواهد بود. علمِ نافع علمی است که خضوع انسان را در برابر مولای خویش افزون کند؛ و چنین علمی است که در برزخ و قیامت نورانیت میآفریند.
تاریخ جلسه: 1389/10/17- جلسه پنجاه
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»