درِ گشودهٔ دعا
شناخت حقوق مندرج در «رساله حقوق» امام سجاد علیهالسلام، انسان را مشمول دعای خیر آن حضرت میکند؛ چه آنکه سیدالساجدین در آغاز رساله خود میفرماید:
«أَعْلَمْکَ رَحِمَکَ اللَّهُ»
به محض اینکه اراده کنیم حقوق گوناگون را در زندگی بیاموزیم، دعای حضرت شامل حالمان شده است. و چون به مرحله عمل و اجرا گام نهیم، سهم بیشتری از دعای ایشان نصیبمان خواهد شد.
امام سجاد علیهالسلام در این رساله، ۵۱ حق را برمیشمارد که یکسان نیستند؛ برخی بزرگتر و برخی کوچکترند. گاهی افراد بر گردن ما حقی دارند، گاهی اعضا و جوارح، و گاهی افعال و اعمال.
نخستین و برترین حق، «حق الله» است؛ حقی که خداوند بر بنده دارد، و وظایفی که یک بندهٔ حقیقی در برابر خدای سبحان باید به جای آورد؛ انجام عبادت خالصانه، بدون آنکه شریکی برای معبود (الله) قرار دهیم. در این صورت، خدای سبحان امور دنیوی و اخرویِ بندهٔ مخلص را تأمین میکند، بهگونهای که نیازمند هیچ چیز و هیچکس نباشد و آنچه از دنیا و آخرت محبوب اوست، برایش حفظ شود. دنیا و اشتغالات آن باعث میشود بسیاری از اعمال نابود شوند؛ اما اگر حق خدا به درستی ادا شود، هیچ عمل خالصانهای حبط نمیشود.
حبط عمل از منظر ابن سینا
در مورد حبط عمل، ابنسینا در «اشارات» میگوید: گاه میپنداری عملی انجام دادهای، در حالیکه آن عمل حبط شده و از میان رفته است؛ در صورتی که آن عمل اساساً عمل نبوده تا بخواهد حبط شود، بلکه به گمان تو کاری صورت گرفته است. چنانکه قرآن میفرماید: اگر کارت مهر الهی داشته باشد، گم نمیشود؛ حبط عمل از آنِ کاری است که مهر خودی و نفسانی دارد. بنابراین، حق خداوند سبحان، انجام عمل خالصانه است؛ و حق بنده بر خدا، تأمین امور دنیوی و اخروی، حفظ و بقای عمل، و بازداشتن آن از حبط و تباهی.
چهار گناه بلاافزا از نگاه امام سجاد علیهالسلام
امام سجاد علیهالسلام میفرماید:[1] چهار گناه، موجب فرود آمدن ناگهانی گرفتاریهای ویژه میشود:
- یاری نکردنِ دادخواهِ غصهدار؛ یعنی به کسی که گرفتاری مالی، فکری، رفتاری یا… دارد و به ما پناه آورده و استغاثه کرده، کمک نکنیم.
- کمک نکردن به مظلوم: مظلوم کسی است که به او ستم شده و در حقش کوتاهی گردیده است؛ خواه کمک فکری، ذکری یا عملی.
۳ و ۴. تضییع امر به معروف و نهی از منکر: تضییع، به معنای ترکِ امر و نهی نیست، بلکه انجامِ نادرستِ آن است؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر را نیکو و درست انجام ندهیم. چه بسا انسان امر به معروف کند؛ اما چون در جایگاه خود و با رعایت شرایط و اصول صورت نمیگیرد، آن معروف را تباه و تضییع کرده است.
بنابراین، هرگاه این چهار گناه تحقق یابد، یقیناً در زندگی ما بلا نازل میشود و خود نیز دچار گرفتاری خواهیم شد.
چهار توشهٔ امام سجاد علیهالسلام برای عبور از بيابان دنيا
حکایتی از ابراهیمبنادهم نقل شده است که وی شاهزادهای بود. روزی از بالای قصر، درویشی را دید که پشت دیوار قصر بالشی میگذارد و به آسانی میخوابد. ابراهیم در اندیشه فرو رفت که من با تمام قصر پادشاهیام نمیتوانم با آرامش بخوابم، اما این درویش با ناداری و فقر کامل، راحت و در آرامش خوابیده است. همین امر زندگی او را دگرگون کرد و به وادی عرفان درآمد.
در حکایت دیگری نقل کردهاند که روزی ابراهیمبنادهم با قافلهای در بیابان حرکت میکرد. ناگاه کودکی را دید و با خود گفت: سبحانالله! در این بیابان بزرگسالان هلاک میشوند، چگونه این کودک خردسال به تنهایی حرکت میکند؟ ابراهیم جلو رفت و پرسید: کجا میروی؟
کودک پاسخ داد: به خانهٔ خدا.
ابراهیم گفت: تو کوچکی، حج بر تو نه واجب است و نه مستحب.
کودک پاسخ داد: ای پیرمرد! بسیاری از من کوچکتر بودند و مردند و به انجام حج نرسیدند. من میخواهم تا زندهام به خانهٔ خدا بروم.
ابراهیم پرسید: زاد و توشه و مرکب تو چیست؟
کودک گفت: توشهام تقواست و مرکبم این دو پای من. مقصود من نیز خانه نیست، بلکه صاحبخانه است.
ابراهیم پرسید: طعام تو چیست؟
کودک پاسخ داد: اگر میزبانی تو را دعوت کند، آیا درست است که غذای خود را با خود به منزل او ببری؟ پس همان کسی که مرا دعوت کرده، خوردنی و آشامیدنی نیز عطا میکند.
ابراهیم گفت: پایت را بر مرکب بگذار تا به مقصد برسی.
کودک گفت: وظیفهٔ من تلاش است، آنکه مرا میرساند، خود خدای سبحان است. خدا در قرآن میفرماید: «هر کس در راه ما تلاش کند، او را واصل خواهیم کرد.»
در همین حال، فردی زیبا و سپیدپوش پیش آمد. ابراهیم پرسید: این کودک کیست؟ پاسخ داد: چرا او را نمیشناسی؟ او علیبنالحسینبنعلیبنابیطالب است.
ابراهیم به سراغ کودک رفت و پرسید: آن جوان سپیدپوش کیست؟ امام سجاد علیهالسلام پاسخ داد: «او خضر است که هر روز به دیدار ما میآید و سلام میکند و آب حیاتش را از چشمهٔ ما مینوشد.»
ابراهیم امام سجاد علیهالسلام را سوگند داد که چگونه بدون توشه از بیابان عبور میکنی؟ امام فرمود: من چهار توشه دارم:1. تمام دنیا را ملک خدا و عرصهٔ سلطنت او میدانم. 2. همه مخلوقات را کنیز و نانخور او میدانم. 3. تمام اسباب و ارزاق را به دست خدا میدانم. 4.حکم خدا را در همه امور نافذ میدانم و یقین دارم هیچکس در برابر حکم او نمیتواند موضعگیری کند.
ابراهیم گفت: توشهٔ خوبی داری و با این توشه از بیابان دنیا و آخرت به خوبی عبور خواهی کرد.»[2]
تدبر در روايت
از حضرت سیدالساجدین علیهالسلام میآموزیم که تمام دنیا بیابانی است و برای عبور از آن، باید به توشهٔ تقوا مجهز بود. تقوا یعنی: 1. جهانبینیمان توحیدی باشد؛
- همه مخلوقات را عیال خدا بدانیم؛
- هیچ اسباب و وسیلهای را مستقل و مؤثر به ذات نپنداریم؛
- حکم خدا را در همه امور، نافذ و جاری بدانیم.
تاریخ جلسه: 1393/8/26 – جلسه سوم
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1]. معاني الاخبار ، ص 270.
[2]. بحارالانوار،ج 46، ص 38.