شرح دعای کمیل ـ بخش بیست و هشتم

«ظَهَرَ أَمْرُكَ»

«خدایا! امر تو آشکار و درخشان است.»

 

ظهور جاویدان

 

این فراز، پرده از ظهور همیشگیِ امر الهی برمی‌دارد؛ همان تجلی ربوبیت و قاهریت پروردگار در تدبیر جهان. خداوند همواره «ظاهر» و پیداست و جهان، آیینه‌ای از جمال و جلال او. در حدیث قدسی آمده است:

«کُنْتُ کَنْزًا مَخْفِیًا فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُعْرَفَ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِکَی أُعْرَفَ»[1]

«من گنجی پنهان بودم، پس دوست داشتم شناخته شوم؛ پس آفریدگان را آفریدم تا شناخته شوم.»

 

این شناخت‌پذیری، به معنای ظهورِ آثار و افعال حق در گسترهٔ هستی است. پس «ظَهَرَ أَمْرُكَ» حقیقتی است جاودانه و انکارناپذیر.

عالِمی اسم «ظاهر» را به آیهٔ «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ»[2] تفسیر کرده است؛ یعنی خداوند هم در ظاهر و هم در باطنِ عالم جلوه‌گری دارد.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرماید:

«مَا رَأَيْتُ شَيْئًا إِلَّا وَ رَأَيْتُ اللَّهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ»[3]

«در هر نگاه به جهان، تنها خدا را دیده‌ام؛ پیش از هر چیز، پس از آن و همراه آن.»

 

ظهور امر در ظهور ولیّ

 

این ظهورِ امر الهی در وجود امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه به کامل‌ترین صورت متجلی شده است. امام، «بقیة‌الله» و نشانهٔ پایدار خدا در زمین است. ازاین‌رو «ظَهَرَ أَمْرُكَ» می‌تواند اشاره‌ای ظریف به ظهورِ امرِ ولایت و امامت ایشان نیز باشد؛ حتی در روزگار غیبت، چراکه تأثیر وجودی و ولایت تکوینی آن حضرت بر جهان هستی جاری است.

اما مانع اصلی، حجاب «خودی» و «منیت» انسان است. آری، امر خدا آشکار است؛ ولی آیا هر چشمی آن را می‌بیند؟ اینجاست که سخن از «کراهت» برخی بندگان به میان می‌آید:

«وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ»[4]

«تا آنکه [یاریِ] حق آمد و فرمان خدا [که تحقّق پیروزی و موفقیت شماست] آشکار شد، در حالی که آنان خوش نداشتند.»

 

آنانی که در بند هوای نفس و در حصار «أنانیت» خویش اسیرند، از ظهور حق و شریعت او گریزان‌اند. چرا که ظهورِ حق، خودبنیادی را نفی می‌کند و تسلیم در برابر ارادهٔ او را می‌طلبد. پس انسان خود، بزرگ‌ترین حجاب میان خویش و پروردگار، و میان خود و حجت خدا می‌شود.

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

 

ظهور تام شریعت و حجاب انسان

 

شریعت الهی از طریق انبیا به کمال ظهور رسیده است، اما این خود انسان است که به سبب محدودیت‌های خود از دیدن ظهور کامل الهی محجوب می‌ماند؛ به عبارت دیگر، حجاب از ناحیهٔ مشاهده‌گر است، نه از ناحیهٔ نور حق. آفتاب که پوشانده نمی‌شود؛ بلکه خود انسان است که با گذر از کوچه‌پس‌کوچه‌های وجود خود، محروم  می‌ماند.

 

 امر ولایت و ظهور امر الهی

 

پیوند زیبایی بین «ظَهَرَ أَمْرک» و خطاب قرار دادن امام در زیارات برقرار است. شناخت و ارتباط با اولیای الهی، خود تجلی‌گاه همان «امر ظاهر» خداوند است. امام به عنوان مظهر تام اسماء الهی، مجرای ظهور آن امر است.بنابراین، سلام بر او، اقرار به همان ظهور و تسلیم در برابر آن است.

 

تسلط بر نفس در سایهٔ تسلیم به امرِ الهی

 

اگر انسان تحت سلطه خداوند قرار گیرد، خداوند تسلط بر نفس را بر او عطا می‌کند. این همان معنای «قاهریت» مثبت است. انسان تنها زمانی بر نفس امارهٔ خویش چیره می‌شود که خود را تحت «قهر» محبت‌آمیز و هدایتگر خداوند قرار دهد. قاهر بودن خدا یعنی او بر همه چیز مسلط است. قهّار بودن یعنی این تسلط، مطلق و فراگیر است. غلبهٔ قهر الهی بر همه غلبه‌ها به این معناست که وقتی ارادهٔ انسان در مدار ارادهٔ خدا قرار گیرد، از قدرت و غلبه‌ای برخوردار می‌شود که از جانب خداست.

چهار گامِ رستگاری

 

این تحلیل، سیر حرکتی از «ظهور» به «تسلیم» و سپس «ظفر» را ترسیم می‌کند:

۱. شهود: دیدن ظهور امر الهی در شریعت و ولایت (ظَهَرَ أَمْرک).

۲. انقطاع: کناره‌گیری از خودیت و سلطه‌طلبی‌های نفسانی که مانع دیدار است (وَهُمْ كَارِهُونَ).

۳. تسلیم: قرار گرفتن تحت سلطهٔ قاهرانه و رحمت‌آمیز خداوند (و غَلَبَ قَهرک).

۴. ظفر: بهره‌مند شدن از قاهریت الهی برای غلبه بر نفس و تبدیل شدن به انسان «متقی» که بر نفس خویش مسلط است.

به تعبیر دیگر، انسان تنها وقتی «قاهر» بر هوای نفس می‌شود که خود را «مقهور» حضرت قهّار کند. این عین رستگاری است.

 

تاریخ جلسه: جلسه 28

«برگرفته از بیانات استاده زهره بروجردی»

 


[1]. بحار الأنوار، ج۸۴، ص۱۹۹ و ۳۴۴.

[2] سوره حدید ، آیه 3.

[3]. علم‌الیقین، ملامحسن فیض کاشانی، ج1، ص 99.

[4] سوره مبارک توبه ،آیه 48

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *