تفسیر آیه 39 سوره نحل

تفسیر آیه 39 سوره نحل - موسسه علمیه السلطان علی بن موسی الرضا ع

خداوند در آیه 39 سوره نحل می‌فرماید:

 

«لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذي يَخْتَلِفُونَ فيهِ وَ لِيَعْلَمَ الَّذينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبينَ»

«(رستاخيز مردگان) براى آن است كه (خداوند) چيزى را كه مردم در آن اختلاف مى‌كنند روشن سازد وكسانى كه كفر ورزيدند بدانند كه آنها خودشان دروغگو بودند، (نه انبيا).»

 

روشنگری خداوند درباره رستاخیز و ادعای کفر

 

خداوند همه را زنده می‌کند تا روشن شود موضوع اختلاف آن‌ها، به‌طور خاص رستاخیز و به‌طور عام تمامی امور الهی است که پیامبران با خود آورده‌اند. این روشن شدن همچنین برای آن است که کافران دریابند دربارۀ شرک و رستاخیز، دروغ می‌گویند.

در آیات پیشین اشاره شد که گروهی از مردم قیامت را باور ندارند، اما قرآن تصریح می‌کند که قیامت با تمام خصوصیاتی که برای آن بیان شده است، هم در این عالم و هم در عالم دیگر واقعیت دارد، هرچند اکثریت مردم نسبت به آن جاهل‌اند.

 

حکمت بعثت پیامبران و روشن‌گری حقایق الهی

 

در این آیه سخن از حکمت بعثت پیامبران آمده است. دلیل ارسال مکرر فرستادگان الهی در طول تاریخ چنین بیان شده است:

  1. تبیین امور اساسی و بنیادین مانند توحید و معاد، که حقانیت آن‌ها برای مردم مجهول و محل اختلاف بوده است؛
  2. آشکار شدن دروغگویی کفّار نسبت به خودشان؛
  3. نقش‌آفرینی همزمان پیامبر درون (عقل) و فرستادگان الهی در بیرون، برای هدایت انسان‌ها و روشن‌گری حقایق.

 

شفافیت حق و باطل در نقش پیامبر و عقل انسانی

 

پیامبر، فرستادۀ الهی و مبیّن است؛ با وجود ایشان، حق و باطل از یکدیگر تمیز داده می‌شود و نقطه خاکستری باقی نمی‌ماند؛ سپیدی در یک سو و سیاهی در سوی دیگر قرار می‌گیرد.

نقش هر پیامبر در جامعه، از یک سو شفاف‌سازی حقانیت حق و از سوی دیگر آشکار کردن بطلان باطل است. عقل انسان نیز، در صورت فعال بودن، نقشی راهنما و پیامبرگونه دارد؛ از طریق عقل، عقیده صحیح از فاسد و عملکرد درست از نادرست به‌طور کامل متمایز می‌شود.

 

پیامبران و رفع اختلافات

 

پیامبران آمده‌اند تا علت اختلاف مردم در مسئله توحید و معاد را تبیین کنند و همچنین دروغگویی دروغ‌گویان را بر خودشان آشکار سازند.

تصور نکنیم که ما در برهه‌ای از تاریخ قرار گرفته‌ایم که شدت اختلافات بسیار زیاد است؛ اختلافات در طول تاریخ همیشه وجود داشته و به همین دلیل ۱۲۴ هزار پیامبر برای رفع اختلافات آمده‌اند. قرآن کریم می‌فرماید که همیشه در طول تاریخ مسئله‌ای مورد اختلاف بوده است، اما مهم این است که با حضور پیام‌آور حق، صحنۀ اختلافات پایان می‌یابد و بطلان باطل و حقانیت حق برای همگان آشکار می‌شود.

 

حق و مرجعیت خداوند در رفع اختلافات

 

یکی از وظایف شریعت، تبیین اختلافات و حل و فصل درگیری‌هاست. در اختلافات نمی‌توان حق را به هر دو طرف دعوا نسبت داد؛ زیرا به این ترتیب، اختلافات هرگز پایان نمی‌یابد. شریعت می‌گوید: حق نه آن چیزی است که من می‌گویم و نه آن چیزی است که تو می‌گویی؛ بلکه حق آن است که خداوند سبحان می‌گوید. حق در یک جمله خلاصه می‌شود: حق، سخن خداست.

اگر خداسالاری حاکم باشد، اختلافاتی که توسط حزب‌سالاری، من‌سالاری، فردسالاری یا سلیقه‌سالاری ایجاد شده‌اند، رفع و عدالت و وحدت برقرار می‌شود.

 

تابش نور پیامبر و آشکار شدن دروغ

 

ممکن است سیرۀ همیشگی فرد، دروغگویی به خود و دیگران باشد؛ اما با تابش نور، دروغگویی او بر خود فرد و دیگران آشکار می‌شود. پیامبر از جنس نور است و با تابش نور پیامبر، حقیقت دروغگویی منکران برای خودشان روشن می‌شود.

 

امکان تحول انسانی و اثر تربیتی پیامبر

 

بعضی از تفاسیر عرفانی می‌گویند: عموم مردم به اشتباه تصور می‌کنند هر کس همان است که هست و رشد و کمالی پیدا نمی‌کند.

اما مهاجران زمان پیامبر، که پیش‌تر بت‌پرست بودند و سابقۀ خوبی نداشتند، زمانی که پیامبر را دیدند و به ایشان و شریعت حقه پیوستند، به چنان شعور فکری رسیدند که از تمام مال و منال و زندگی خود گذشتند و حاضر شدند حتی در سکوی اصحاب صفّه زندگی کنند. این رفتار آن‌ها، کفار جامعه را به شگفتی واداشت.

گروهی از مردم، با آگاهی نسبت به سرنوشت چنین افراد بدسابقه‌ای، درمی‌یابند که هر کس قابلیت تغییر دارد و می‌تواند متحول شود؛ زیرا همان بت‌پرستانی که در نظر دیگران امکان رشد نداشتند، در شمار بهترین همراهان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله قرار گرفتند، از مکه به مدینه هجرت کردند و در نهایت در شمار شهدای جنگ بدر و اُحُد جای گرفتند.

در این مقطع زمانی، مردم درمی‌یابند که تبلیغ پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله چنین تأثیری دارد و امکان تحول برای هر فرد خواهان حقیقت وجود دارد. بنابراین اندیشه‌ای که می‌گوید: «هر کس همان است که هست» دروغی بیش نیست.

 

قیامت در این عالم و بازخواست خویشتن

 

یکی از دروغ‌هایی که گاه افراد به خود می‌گویند و در آیه به آن اشاره شده، انکار قیامت است.

در آیات پیشین بیان شد که دنیا نمونه‌ای کوچک از قیامت است و آنچه از جزا و بازتاب اعمال در قیامت رخ می‌دهد، در همین عالم نیز قابل مشاهده است. برخی از افراد که منکر این مسئله هستند، زمانی که درمی‌یابند می‌توان در همین دنیا از تعلقات مادی گذشت و بر آن‌ها غلبه کرد، و همچنین می‌توان به کمال رسید و ارزشمند شد، حقانیت قیامت را باور می‌کنند. در این صورت، قیامت آن‌ها از همین عالم آغاز می‌شود و می‌توانند خود را دائم بازخواست کنند تا از سختی‌های قیامت رهایی یابند.

اينان متوجه می‌شوند كه عمری به خود دروغ گفته‌اند که قیامتی در کار نیست! هرچه قیام ما به امر بندگی در دنیا کامل‌تر و شدیدتر باشد قیامت راحت‌تر است.

 

تأثیر دین‌مداری بر آشکار شدن حق و باطل

 

در روایات آمده است که روز قیامت، که معادل پنجاه هزار سال طول می‌کشد، برای برخی به اندازۀ دو رکعت نماز سپری می‌شود. کسانی که در دنیا به بندگی خدا پرداخته‌اند، قیامت‌شان بسیار آسان است.

یکی از مفسران می‌گوید: هرچه دین‌مداری قوی‌تر و حاکمیت شریعت در زندگی بیشتر باشد، اهل تکذیب رسواتر می‌شوند. به‌طور مثال، امیرالمؤمنین علیه‌السلام در زمان حکومت خود با افرادی جنگید که در زمان حکومت سه خلیفه پیشین نیز فعال بودند، اما رسوایی آن‌ها آشکار نشده بود؛ زیرا در زمان آن خلیفه‌ها شریعت حاکم نبود. بنابراین، رسوایی این چهره‌ها زمانی هویدا شد که امیرالمؤمنین حاکم شد.

این وضعیت در زندگی ما نیز صادق است. هرچه دین در زندگی ما حاکم‌تر باشد، بدی‌ها و عیوب‌مان بیشتر آشکار می‌شود. اگر در صدد اصلاح نواقص خود برآییم، سود کرده‌ایم، و در غیر این صورت، بر اساس قانون الهی نوری تابیده می‌شود که نواقص وجود ما را آشکار می‌سازد.

 

تابش نور حقیقت و آشکار شدن دروغ در زمان ظهور

 

بیان شد که اگر سیرۀ مستمر کسی، دروغگویی به خود و دیگران باشد، طبق قانون الهی، با ورود نور، دروغگویی او بر خود و دیگران آشکار می‌شود.

در واقع، انکار قیامت و دروغگویی تا زمانی ادامه دارد که نورانیت دین حاکم نشده باشد؛ به محض حاکمیت دین، رسوایی او نمایان می‌شود.

برای مثال، اگر دائم مدعی باشم که در شمار منتظران ظهور حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه  هستم و دائم درخواست دارم در زمرۀ اعوان و انصار ایشان قرار گیرم، یا ادعا کنم که در زمان غیبت باید اقدامات خاصی برای ظهور انجام دهم؛ اما هیچ اقدام عملی انجام نمی‌دهم؛  همۀ این ادعاها دروغ است و با تابش حقیقت مهدوی، این دروغگویی بر خودم و دیگران آشکار می‌شود.

دلیل این‌که زمان ظهور، زمان غربال شدن متدینان از غیرمتدینان است و بسیاری از دین‌داران از دین‌داری خود عقب‌نشینی می‌کنند، همین برملا شدن دروغشان برای خود و دیگران است.

 

آشکار شدن دروغ ادعاها در دنیا و حکایت مرد صابون‌فروش

 

این ماجرا یادآور حکایت مرد صابون‌فروش است که به حضرت ولی‌عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه بسیار التماس می‌کرد تا اذن تشرف به محضر حضرت را دریافت کند. روزی جمعه، صابون‌های خود را پهن کرده بود تا خشک شوند. پیک حضرت به سراغ او آمد و گفت: حضرت همین حالا تو را به حضور پذیرفته است.

او یک لحظه همراه پیک راه افتاد و حرکت کرد، اما بعد از مدتی با خود فکر کرد: اگر باران ببارد، صابون‌ها خیس می‌شوند و همه زحماتش از بین می‌رود. در همین لحظه صدای حضرت را شنید که فرمود: «هذا رجلٌ صابونی» «او منسوب به صابون‌هایش است، نه منسوب به ما. او مدعی است که ما را بسیار دوست دارد، اما اکنون دعوت ما را نپذیرفته است.»

لازم به ذکر است که آشکار شدن ادعای دروغ ما در دنیا از الطاف خداوند است، زیرا آشکار شدن آن در آخرت دیگر فایده‌ای ندارد. چنان‌که خداوند در سوره غافر، آیه ۵۲ می‌فرماید:

«يَوْمَ لا يَنْفَعُ‏ الظَّالِمينَ مَعْذِرَتُهُمْ»

«روزی که بهانه و عذر ظالمان سودی نخواهد داشت.»

 

آشکار شدن عیوب و ضرورت اصلاح خود

 

اگر آشکار شدن عیوب و نواقص ما بر خودمان سبب شود که درصدد رفع و اصلاح آن‌ها برآییم، این امری بسیار پسندیده است؛ اما اگر با برملا شدن عیوب، هیچ اقدامی برای اصلاح آن‌ها انجام ندهیم یا بخواهیم آن‌ها را توجیه کنیم و همچنان استمرار پیدا کنند، این وضعیت بسیار خطرناک است.

 

 

تاریخ جلسه: 1389/10/6 – جلسه سی و نه

«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *