«اَللّهُمَّ وَ اَسْئَلُكَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ»
«خدایا، از تو درخواست میکنم درخواست کسی که نیازش به تو بسیار شدید است.»
غنی مطلق و نیاز ممتد بنده
نوع درخواست در این فراز با خصوصیت مخاطب پیوند دارد. واژه «فاقَتُهُ» نشاندهندۀ نیازمندی عمیق و شدید است که با فقر معمولی تفاوت دارد. این نیاز در سطوح و کیفیتهای گوناگونی ظهور میکند. گویا بنده با این عبارت، گزارشی از وضعیت خود به خداوند ارائه میدهد و اعلام میکند: «خدایا، میزان نیازمندی من بسیار گسترده و ژرف است.»
این مفهوم در دعای ۵۴ صحیفه سجادیه نیز تأیید شده است:
«سُؤَالَ مَنْ لَا یجِدُ لِفَاقَتِهِ مُغِیثاً، غَیرَک»
«خدایا، از تو درخواست کسی را دارم که هیچ فریادرسی برای نیاز شدیدش جز تو نمییابد.»
وقتی از خدا درخواست میکنم، کوچکترین نگاه نیازم به دیگران نیست و هیچکس را در این زمینه کارساز نمیدانم. هنگامی که درخواست به اوج خود میرسد، سائل نیز باید مخاطب را در بالاترین درجه توانایی بشناسد و باور داشته باشد که تنها اوست که میتواند پاسخ گوید و هیچکس دیگری از عهده این کار برنمیآید.
توحید؛ شرط رهایی از خذلان
در صحیفه سجادیه میخوانیم:
«لَا تَخْذُلْنِی عِنْدَ فَاقَتِی إِلَیْک»[1]
«خدایا، مرا هنگامی که نیاز شدیدم را به سوی تو آوردهام، خوار و ناامید مکن.»
سؤالی که ذهن را به خود مشغول میکند این است که چگونه ممکن است خداوند کسی را که نیاز شدیدش را به درگاه او آورده است، خوار کند؟
پاسخ در این است که خواری و ناامیدی زمانی رخ میدهد که انسان هنوز خدا را تنها کارساز حقیقی نمیداند و دیگران را نیز در تأمین نیازهای خود شریک میداند. حتی اگر اندکی از نگاه نیاز به سوی غیر خدا باشد، ممکن است محرومیت را در پی داشته باشد.
خداوند بنده خود را بی دلیل محروم نمیکند، اما «خذلان» و ناامیدی گریبانگیر کسی میشود که هنوز خدا را تنها فریادرس حقیقی نشناخته است.
راز معامله با خدا
اکنون پرسش در این است که این نیاز شدید تا چه اندازه برآورده خواهد شد؟ نکته مهم اینجاست که گاهی انسان گمان میکند نیازش آنقدر بزرگ است که حتی به آسمان هم میرسد؛ اما با خداوند باید به گونهای دیگر معامله کرد؛ یعنی بر این باور باشد که فقط او پناهگاه و کارساز است.
ربوبیت در آینۀ نیاز راستین
«فَاجْبُرْ فَاقَتَنَا بِوُسْعِک»[2]
«تهیدستی ما را به توانگریات چاره کن.»
ربوبیت و پروردگاری خدای سبحان اقتضا میکند که گشایش و فراوانی را در اختیار بنده قرار دهد. ازاینرو، دعاکننده نیاز سوزان خود را به درگاهش عرضه میدارد؛ اما حقیقت این است که نیاز راستین هر خداجوی، تنها خود اوست، نه نعمتهایش. داعی خواستار وصال و عشق دائمی به مولایش است و اینکه این اشتیاق فزونی یابد.
ای خداوند، در هنگامۀ وصال تو -که خود بزرگترین نعمت است- چه نیازی به نعمتهای گذرا و مادی باقی میماند؟ چراکه حقیقت بندگی در همان لحظهبهلحظه در سایه قرب تو تحقق مییابد.
تشنهتر در پیوند همیشگی
بیتردید، بنده در این پیوند همیشگی، همواره تشنهتر میشود و هیچگاه سیری و بیمیلی به او روی نمیآورد.
«زِدْنِی إلَیْكَ فاقَةً وَ فَقْراً»[3]
«خدایا!بیافزای بر من نیاز و فقری را که به سوی توست.»
این نیاز سوزان به خویشتن را در وجودم فزونی بخش و پیوسته بر شدت آن بیفزا. خدایا! هرگاه نیاز بنده آشکار و اضطرارش به تو کامل شود، اجابتش حتمی است؛ چراکه این نیاز شدید، در ژرفای فطرت او ریشه دارد.
داعی هویت خویش را با این زبان بیان میکند: خدایا، من همان نیازمند درماندهای هستم که در هنگام فرود آمدن سختیها، تنها حاجتش را به پیشگاه تو میآورد.
کثرت نیازها تا وحدت نیاز
انسان تا در دنیای کثرت و پراکندگیها به سر میبرد، نیازهایش سطوح مختلفی دارد؛ اما هرچه به حضرت حق نزدیکتر میشود، نیازهایش در وجود بیکران او منحصر میشود.
این حقیقت در دعای بیستم صحیفه سجادیه با زیبایی تمام نمایان شده است:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی أَسْأَلُکَ عِنْدَ الْحَاجَةِ»
«خدایا! چنان کن که در هنگام نیاز، تنها از تو درخواست کنم.»
امید مطلق به خدا
در دعای هفتم صحیفه، این بینش بر جان داعی حاکم است که در برابر مشکلات و تنگناها، تنها راه نجات، پناه بردن به ساحت مقدس خداست و هیچ چشم امیدی به بندگان ندارد:
«یا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُ الْمَکَارِهِ، وَ یَا مَنْ یُفْثَأُ بِهِ حَدُّ الشَّدَائِدِ»[4]
«ای کسی که گرههای سخت مشکلات به ارادهات گشوده میشود، و ای کسی که تیزی و شدت مصیبتها به قدرت تو کند میشود.»
سه گام عروج
در این فراز، دعا از سطح درخواست به سطح طلبیدن خود خدا ارتقا مییابد. هنگامی که خداوند محور خواسته انسان شود، دیگر گمشدهاش را در غیر او جستجو نمیکند، زیرا میداند که خدا «نزدیکتر به اوست». در حقیقت این فراز عروج روحانی را ترسیم میکند که از اظهار عجز و نیاز مطلق آغاز میشود، با رها کردن هرگونه شرک و چشمداشت به غیر ادامه مییابد، و در نهایت به قرب به خدا و درک این حقیقت میرسد که بزرگترین حاجت انسان، خود پروردگار است.
توکل مطلق
انسان باید به این درک برسد که هر ذاتی ناتوان است و هرگونه توانایی و اقدامی به اذن خداوند صورت میگیرد؛ در واقع مخلوقات مأموران خداوند برای برآوردن نیازهای بندهای هستند که تنها به خداوند پناه آورده است.
خلوص نیت مهمترین شرط برای اجابت دعاست. بایستی نیاز و درخواست، با شدت و خلوص کامل و بدون «چشمداشت به دیگران» به پیشگاه خداوند برده شود. اگر انسان در دل خود، به غیر خدا (قدرت، پول، ارتباطات و…) امید ببندد، این «شرک خفی» باعث میشود خداوند که «غیور» است، او را به همان «شریکهای» واهی واگذارد.
نتیجه دعای خالصانه، ایجاد قرب بین بنده و پروردگار است. در این نگاه، هدف نهایی از دعا، صرفاً برآورده شدن حاجات مادی نیست، بلکه رسیدن به «وصال» و نزدیکی با خداوند است. خود این وصال، بزرگترین اجابت است.
تاریخ جلسه: جلسه 24
«برگرفته از بیانات استاده زهره بروجردی»
[1]. صحیفه سجادیه، دعای 47.
[2]. صحیفه سجادیه، دعای 10.
[3]. صحيفه سجاديه، دعاي 47.
[4]. صحیفه سجادیه، دعای هفتم.