شرح دعای کمیل ـ بخش سی‌ و سوم

«اَللّهُمَّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ»

«بارالها، ای سرور و مولای من، چه بسیار زشتی‌ها که پوشاندی.»

 

ستّاریّت الهی و پوشاندن زشتی‌ها

 

لسان داعی هنگامی که نظاره‌گر نعمات الهی است، به نجوا گشوده می‌شود و شمارش نعمات را آغاز می‌کند.

«کَمْ مِنْ قَبیحٍ سَتَرْتَهُ»؛ خدایا، چه بسیار زشتی‌هایی که در وجودم ریشه دوانده بود و تو آن‌ها را پوشاندی. در حقیقت، ستّاریّت خداوند متضمن حفظ آبروی فرد است.

در رسالۀ حقوق امام سجاد علیه‌السلام آمده است که وظیفۀ آدمی نسبت به هم‌نشین خود این است که بوی خوشی از او به مشام هم‌نشین برسد. چه بسا خوش‌خلقی نیز تأثیری شگفت‌آور دارد که وجود هم‌نشین را دارای نشاطی خاص می‌کند. مسلماً معصیت و زشتی‌ها اثرگذارند؛ زیرا بوی نامطبوعی دارند و اهل دل، بوی تعفن را استشمام می‌کنند.

با اینکه هر معصیتی در عالم بوی تعفن دارد، اما ربوبیت خداوند اقتضا می‌کند که روی عیوب و زشتی‌ها پرده بیفکند و از بنده فقط زیبایی مشهود باشد.

ربوبیت الهی بر این محور است که خوبی‌های بنده در نمایشگاه قرار گیرد تا مورد نظارۀ همگان واقع شود؛ البته ستاریّت خداوند در لایه‌های مختلف است تا به‌آسانی دسترسی به وجود آدمی صورت نگیرد.

 

«وَ كَمْ مِنْ فادِحٍ مِنَ الْبَلاءِ اَقَلْتَهُ»

«و چه بسیار بلایای سنگین و طاقت‌فرسا که از من برداشتی و گشودی.»

 

قیومیت الهی و گشایش در آزمایش‌های دشوار

 

«فادِحٍ» به معنای گران و دشوار، و «اِقالِه» به معنای برطرف کردن است.

چه بسیار آزمایش‌های سختی که در زندگی حاکم شد و تحمل آن‌ها دشوار بود؛ اما خدای سبحان این دشواری و سختی را برطرف کرد. در دعای جوشن کبیر می‌خوانیم: «يَا كَاشِفَ الْغَمِّ»، «يَا كَاشِفَ الْبَلَاءِ»، «يَا خَيرَ الفاتِحينَ» که مفسر فرازهای دعای کمیل است؛ خداوند در مشکلات و دشواری‌ها گشایش و فرج ایجاد می‌کند.

اگر بنده به‌تنهایی در میدان آزمایش‌های زندگی سیر می‌کرد، به صدمات فراوانی دچار می‌شد؛ اما قیومیت خداوند به عرصه آمد و پشت پردۀ آزمایش‌ها را به جلوه درآورد، به‌گونه‌ای که حمل آزمایش به‌آسانی صورت گرفت. این جلوه‌گری‌ها از آن ذکر قدیمی سرچشمه می‌گیرد؛ چرا که اگر خدای سبحان به یاد بنده‌اش نبود، این تدابیر حاکم نمی‌شد.

 

«وَ كَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَيْتَهُ»

«و چه بسیار لغزش‌ها (یا خطاها) که تو از وقوع آن جلوگیری کردی.»

 

حفاظت الهی و نصرت ربّانی

 

«عِثارٍ» به معنای لغزش، سقوط، زمین‌خوردن یا خطاست. «وَقَيْتَهُ» از ریشۀ «وَقْی» به معنای محافظت کردن، حفظ کردن و جلوگیری کردن است.

عالم کثرات، لغزش‌ها را برای انسان هموار می‌کند؛ اما خداوند دائم در حال حفاظت است؛ چرا که لغزش‌ها دست و پای معرفتی انسان را می‌بندد و مانع حرکت و سیر او می‌شود. بی‌تردید حفاظت خداوند، قدرت و توان بندگی به انسان عطا می‌کند و مانع سقوط او می‌شود. داعی دست به دعا بلند می‌کند و خواهان حفاظت الهی است تا زبان و گوش و چشم و دیگر اعضای او کنترل شود.

«كَمْ مِنْ عِثارٍ وَقَيْتَهُ». این فراز اجمالاً در عبارت «يَا خَيْرَ النَّاصِرِينَ» عینیت می‌یابد. خدایا، نصرت و یاری تو شایسته‌ترین اعانت است؛ چرا که یاری تو مانع لغزش آدمی می‌شود. داعی در این فراز، نصرت و اعانت خداوند را درخواست دارد تا در سیر خالصانۀ بندگی، مقامات متعالی برای او رقم بخورد.

 

«وَ كَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ»

«چه بسیار ناخوشایندی‌ها و سختی‌ها را که تو دفع کردی.»

 

فضل و رحمت الهی و برطرف‌سازی ناملایمات

 

چه بسیار ناملایمات و رنج‌هایی که بندگان در زندگی خوش نداشتند؛ اما خدای سبحان آن‌ها را از ایشان برطرف ساخت.

ربوبیت خدای سبحان اقتضا می‌کند که ناملایمات اخلاقی، رفتاری و گفتاری بندگان مرتفع شود؛ از این‌رو، سالک راه بندگی می‌بایست توجهی تام داشته باشد تا در مدار رضای او گام نهد، تا قیومیت حق به میدان آید و او را از هر چه ناپسند و آلوده است حفظ کند.

این فراز نگاه زیبایی را به داعی می‌دهد: دایرۀ فضل و رحمت الهی آن‌قدر وسیع است که بندگان همواره تحت نگاه رحیمانۀ او قرار دارند تا در سیر خود از معاصی و هر گونه امور ناپسند دور باشند.

«يَا غِيَاثِي عِنْدَ كُرْبَتِي»، «يَا مُعِينِي عِنْدَ مَفْزَعِي» در دعای جوشن کبیر این معنا را تأیید می‌کند. چه بسیار امور ناپسندی که بر زندگی حاکم شد و فرد از آن بیزار بود؛ اما خداوند دفع این ناملایمات را عهده‌دار شد.

 

«وَ كَمْ مِنْ ثَناءٍ جَميلٍ لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ»

«چه بسیار ستایش‌های زیبایی که سزاوارشان نیستم، تو بر من گسترانده‌ای.»

 

پوشاندن زشتی‌ها و حفظ آبروی بنده

 

چه بسیار تعریف‌های زیبایی که بنده شایستگی و اهلیت آن تمجیدها را نداشت؛ اما ربوبیت و خالقیت خدای سبحان اقتضا می‌کند که دائماً مورد تعریف و ثنا قرار گیرد.

در روایتی آمده است که هر انسانی در عرش الهی صورت‌گری دارد و چون خطایی کند، بر آن چهره پرده‌ای می‌افتد تا از فرشتگان پنهان بماند؛ یعنی خداوند آبروی بندۀ خویش را جهانی می‌کند و صفات نیک او را در گیتی می‌گستراند.

سؤالی که ذهن را به خود مشغول می‌کند: آیا کسی که گناه کرده و چهره‌اش در نظر فرشتگان تیره شده، باز هم شایستۀ تعریف و ستایش است؟

در پاسخ بیان می‌شود: بله؛ نه به خاطر گناه فرد، بلکه به این دلیل که اصالت و توانایی پاک شدن هنوز در درونش وجود دارد. خداوند با پوشاندن صورت گناهکار از دید فرشتگان، در حقیقت به او فرصت می‌دهد؛ فرصتی برای توبه، برای شستن آن زنگارها و برای آشکار کردن دوبارۀ آن صورت زیبا و اصیلی که از ابتدا در نزد او محفوظ بوده است. پس انسان‌ها به خاطر ظرفیت کسب معارف و توبه که در نهادشان نهفته است، قابل احترام‌اند؛ احترام به علت تغییر و رشد در انسان.

 

تعریف الهی بر مدار فضل و رحمت

 

نکتۀ قابل توجه این است که تعریف خداوند به‌علت استحقاق فرد نیست؛ چون «لَسْتُ أَهْلًا لَهُ»؛ بلکه فقط بر مدار فضل و رحمت الهی است.

مرحوم ابن طاووس در تفسیر روایت «إِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ وَيُحِبُّ الْجَمَالَ»[1]؛ «خدا زیباست و زیبایی‌ها را دوست دارد.» می‌فرماید: «زیبایی مطلق خداست؛ از این‌رو فقط خودش را دوست دارد؛ پس در عالم همواره خودش را در نمایشگاه به جلوه می‌گذارد.»

آیا تعریف‌های خدا از نفسانیات انسان صورت می‌گیرد یا از افعال مثبت او؟ مسلماً تعریف از اعمال صالح و خوبی‌هاست؛ در واقع خداوند از خودش تعریف می‌کند؛ چون فاعل افعال مثبت فقط خداست. تعریف خداوند با ذره‌ای منت همراه نیست و این تعریف، همان وصف خود اوست؛ چرا که انسان با انجام خیرات، جمیل می‌شود و دیگر خودبینی ندارد؛ پس این فرد الهی، جلوه‌ای از خداوند جمیل می‌شود.

خداوند تعریف از خود را به بنده نسبت داد، با اینکه بنده استحقاق این تعریف را ندارد. او در عالم، الهی شدن این بنده را به نمایش می‌گذارد. صادق بودن بنده را به رخ می‌کشد؛ در حالی که خدا صادق است؛ چرا که صداقت را خداوند به بنده خود بخشیده است. صابر بودن بنده را اعلام می‌کند؛ در حالی که حضرت احدیت این فرد را صبور کرده است؛ پس تعریف خداوند باید از خودش صورت گیرد. ولی ربوبیت خداوند اقتضا می‌کند که صفات الهی همچون صبر، صدق، شکر و… را به بندۀ خود نسبت دهد.

خداوند در صورت‌گری عرشی فقط خوبی‌ها را به نمایش می‌گذارد. عبادات بنده، اعم از رکوع و سجده و بندگی و… را به جلوه می‌گذارد و به‌محض اینکه بنده خلافی کند، خدا روی آن صورت عرشی پرده می‌اندازد تا ملائکه از این خلاف آگاهی پیدا نکنند.

 

تاریخ جلسه: جلسه 33

«برگرفته از بیانات استاده زهره بروجردی»

 


[1]. کافی، ج6، ص 438.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *