شخصیت اثرگذار؛ موهبتی در پرتو عنایت الهی
شخصیت تأثیرگذار، از متعالیترین مراتب شخصیت انسانی است؛ شخصیتی که میتواند عمیقترین و ماندگارترین اثرها را بر جان و رفتار دیگران بر جای بگذارد. در سراسر تاریخ، انبیاء و اولیای الهی برجستهترین مصادیق این حقیقت بودهاند و والاترین تأثیرها را در مسیر هدایت بشر رقم زدهاند.
گاه چنین میپنداریم که افراد تأثیرگذار، از بدو تولد واجد این ویژگی بودهاند؛ حال آنکه شخصیت تأثیرگذار امری ذاتی و تصادفی نیست، بلکه حقیقتی است ساختهشده در پرتو مجاهدت درونی، تربیت الهی و به حول و قوه پروردگار.
دانش افزایی؛ مهارت شخص اثرگذار
«مَنِ اِتَّجَرَ بِغَيْرِ فِقْهٍ فَقَدِ اِرْتَطَمَ فِي اَلرِّبَا»[1]
«كسیكه بدون دانستن احكام دين دادوستد كند در ربا (بهره دادن و گرفتن در وام كه حرام و موجب كيفر الهىّ است) فرو رود و گرفتار شود.»
اگر کسی بدون آموختن احکام شرعی وارد عرصۀ تجارت شود، بیتردید در دام ربا گرفتار خواهد شد. حتی اگر فردی در بزرگسالی تصمیم بگیرد قدم به بازار بگذارد، باز هم ناگزیر است با احکام دادوستد آشنا باشد؛ چراکه در غیر این صورت، مال حرام به زندگیاش راه مییابد و مال حرام، آسیبی عمیق و گاه جبرانناپذیر به انسان وارد میکند.
انسان هرگز نباید به داشتههای کنونی خود بسنده کند؛ بلکه لازم است همواره در پی فراگیری مهارتها و دانشهای تازه باشد، بهویژه در حوزهای که میخواهد در آن اثرگذار واقع شود. به بیان دیگر، یکی از بزرگترین موانع تأثیرگذاری ما، جهل و ناآگاهی در موضوعات مختلف است.
اگر خواهان تأثیرگذاری واقعی هستیم، دانشافزایی نباید به سن خاصی از عمر محدود شود؛ زیرا هرچه علم انسان افزایش یابد، قدرتی در اختیار او قرار میگیرد که به واسطۀ آن میتواند اندیشههای درست خود را به دیگران منتقل کند و آنان را به برداشتن گامهای صحیح ترغیب نماید.
موفقیت، در گرو آن است که به عنوان فردی ناآگاه شناخته نشویم؛ بلکه با به اشتراک گذاشتن ایدههای مثبت و سنجیده، زمینه بهرهمندی دیگران از دیدگاههای صائب خود را فراهم آوریم. از اینرو، در هر زمینهای باید از سطحی مناسب از آگاهی برخوردار باشیم؛ چراکه هرچه دامنه دانش ما گستردهتر شود، کلاممان نافذتر و اثرگذارتر خواهد بود.
انتظار رشد؛ ویژگی شخصیت اثرگذار
«إِذا کانَ فِى رَجُلٍ خَلَّةٌ رائِقَةٌ فَانتَظِرُوا مِنْهُ أَخَواتِها»[2]
«هرگاه در کسی صفت و خوی شگفت آورندهای باشد (خواه نيک و خواه زشت) همانندهای آن را منتظر باشيد. که خوبتر خواهد بود اگر آن صفت خوب بوده و زشت تر اگر آن صفت زشت باشد.»
این سخن شریف به ما میآموزد که وقتی در خود یا دیگران یک ویژگی بارز و تأثیرگذار مشاهده میکنیم، نباید آن تأثیر را محدود و محصور بدانیم. بلکه باید انتظار داشته باشیم که همان استعداد و توانایی، آثار و تأثیرات گوناگون دیگری نیز بر افراد و زمینههای مختلف برجای بگذارد. به بیان دیگر، ظرفیت اثرگذاری انسان محدود به یک موقعیت یا یک فرد نیست، بلکه ادامه و گسترش آن در شرایط دیگر نیز ممکن و محتمل است.
صبر و انتظار در مسیر تأثیرگذاری
افراد در جایگاههای متفاوت تأثیرگذار هستند؛ گاهی این تأثیر تدریجی و آرام است و گاهی با سرعت رخ میدهد. امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «فَانْتَظِرُوا»؛ یعنی صبر و انتظار لازم است. ما در مسیر تأثیرگذاری باید زمان را به عنوان ابزاری ارزشمند و مرکب در اختیار بگیریم و گمان نکنیم تغییرات و تحولها فوراً رخ میدهند. بلکه باید باور داشته باشیم که در گذر زمان و به تدریج، تحولات مناسب شکل میگیرد.
موفقیت طرحها و برنامههای ما زمانی پایدار است که گامهایمان کوتاه و حسابشده باشد. پس اگر به لطف خدا در یک زمینه توانستیم مؤثر واقع شویم، باید ایمان داشته باشیم که میتوانیم در عرصههای دیگر نیز تأثیرگذار باشیم.
مبانی نظری شخصیت تأثیرگذار
«إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ هُمُ الَّذِینَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ الدُّنْيَا إِذَا نَظَرَ النَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا وَ اشْتَغَلُوا بِآجِلِهَا إِذَا اشْتَغَلَ النَّاسُ بِعَاجِلِهَا فَأَمَاتُوا مِنْهَا مَا خَشُوا أَنْ يُمِیتَهُمْ وَ تَرَكُوا مِنْهَا مَا عَمِلُوا. أَنَّهُ سَيَتْرُكُهُمْ وَ رَأَوُا اسْتِكْثَارَ غَيْرِهِمْ مِنْهَا اسْتِقْلَالًا وَ دَرَكَهُمْ لَهَا فَوْتاً أَعْدَاءُ مَا سَالَمَ النَّاسُ وَ سِلْمُ مَا عَادَى النَّاسُ بِهِمْ عُلِمَ الْكِتَابُ وَ بِهِ عَلِمُوا وَ بِهِمْ قَامَ الْكِتَابُ وَ بِهِ قَامُوا لَا يَرَوْنَ مَرْجُوّاً فَوْقَ مَا يَرْجُونَ وَ لَا مَخُوفاً فَوْقَ مَا يَخَافُونَ»[3]
«امام علیه السّلام (در باره پاره اى از خوهاى خدا دوستان) فرموده است : 1. دوستان خدا آنانند كه بباطن (نیست شدن) دنیا بنگرند هنگامیكه مردم بظاهر (زینت و آرایش) آن مىنگرند، و به پایان آن بپردازند (توشه سفر مرگ آماده نمایند) هنگامیكه مردم به امروز آن مىپردازند (در صدد بدست آوردن كالاى آنند) 2. پس مىمیرانند از دنیا آنچه را كه مىترسند ایشان را بمیراند (از آنچه سبب عذاب و كیفر الهىّ است دورى مىنمایند) و رها میكنند از آن آنچه را كه مىدانند ایشان را رها خواهد نمود (به كالاى آن دل نمىبندند چون مىدانند از ایشان جدا خواهد شد) و مىبینند كه بسیار بهره بردن دیگران از دنیا كم بهره بردن است (نسبت به بهره آخرت) و دریافتنشان دنیا را (موجب) از دست دادن (سعادت جاوید) است؛ 3. ایشان دشمناند آن را كه مردم با آن آشتى هستند و آشتى هستند آن را كه مردم با آن دشمناند (از خواهش نفس دورى گزیده و در برابر آن ایستادگى مىنمایند) 4. به سبب ایشان كتاب دانسته شد (مردم به احكام قرآن پى بردند) و با آن كتاب آنها شناختند، و به ایشان كتاب بر جا ماند (از تغییر و تبدیل و كم و زیاده شدن محفوظ ماند) و با آن كتاب آنها بر پا ماندند (آنچه داشتند از آن گرفتند) 5. امید و آرزویى بالاتر از امیدشان (پاداش خداوند سبحان) و ترسى بالاتر از ترسشان (كیفر الهىّ) نمىبینند.»
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «اولیاء الله با آنچه عموم مردم با آن دشمناند سازش دارند و دشمن آن چیزهایی هستند که مردم با آن سازش میکنند.»
این سخن نشان میدهد که شخصیت تأثیرگذار هرگز تسلیم محیط و جریان غالب نمیشود. قرار او بر تغییر محیط است، نه تسلیم شدن در برابر آن. عموم مردم ممکن است با گناه، حرام و معصیت موافق باشند، اما شخصیت اثرگذار در هیچ شرایطی با آنها توافق و تسالم ندارد.
ویژگیهای دیگر چنین شخصیتی عبارت است از:
- برعکس عموم مردم، گرفتار راحتطلبی، لغوگویی، بیحالی و بیهدفی نیست.
- با برنامهریزی و نظم، مسیر صحیح را میپیماید و خطمشی استوار دارد، حتی اگر دیگران او را ملامت کنند.
- مبانی نظری او با مبانی نظری عوام متفاوت است؛ عموم مردم به ظواهر توجه دارند، اما شخصیت تأثیرگذار بیش از مادیات، به معنویات دل میبندد.
- امور پست و بیارزش هرگز برای او مبنا نیست؛ هدف او ایجاد تأثیرات مثبت و ماندگار است.
به بیان ساده، شخصیت اثرگذار، در برابر جریان عمومی مقاومت میکند، معنویت را بر مادیات ترجیح میدهد و با صبر، نظم و برنامه، مسیر اصلاح و اثرگذاری را دنبال میکند.
ویژگیها و اصول شخصیت اثرگذار
1. تواضع وشکر
«اللَّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ الْعِبَادِ فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَى غَيْرِهِمْ»[4]
«خدا را بندگانى است كه آنان را به نعمتهايى تخصيص داده براى سود بندگان پس آن نعمتها را در دسترس آنها مىگذارد هنگاميكه (به مستحقّين و زير دستان) ببخشند، و هر گاه آن نعمتها را جلو گيرند (چيزى از آنها را بكسى ندهند) از آنان گرفته به ديگران انتقال مى دهد (كه در راه نيازمندان بكار برند.»
تأثیرگذار بودن، نعمتی از سوی خداوند است. کلام نافذ، نگاه نافذ و عقیده نافذ، همه نعمتهایی هستند که باید بهدرستی مصرف شوند. هرگاه انسان این نعمت اثرگذاری را وسیله فخر و خودستایی قرار دهد، از او سلب میشود. شخصیت اثرگذار، تأثیرگذار بودن خود را نعمتی از خدا میداند و شکر آن را بر خود واجب میشمارد. شرط اصلی اثرگذار بودن این است که انسان هیچگاه خود را نبیند و تنها لطف و هدایت خداوند را مشاهده کند؛ زیرا خودبینی مانند پردهای ضخیم، اثرگذاری را میپوشاند و آن را از میان میبرد. شخصیت اثرگذار باور دارد که خداوند لطف خود را از طریق او به نمایش میگذارد و او را وسیلهای برای مؤثر بودن در زندگی دیگران قرار داده است.
2. بردباری و حلم
«الْحِلْمُ غِطَاءٌ سَاتِرٌ وَ الْعَقْلُ حُسَامٌ قَاطِعٌ- فَاسْتُرْ خَلَلَ خُلُقِكَ بِحِلْمِكَ وَ قَاتِلْ هَوَاكَ بِعَقْلِكَ» [5]
«بردبارى پرده پوشاننده (عيبها) است، و عقل شمشير برنده (نفس امّاره) است، پس عيبهاى خويت را با بردبارى بپوشان، و هوا و خواهشت را با خرد بكش.»
برای اثرگذار بودن، انسان باید بسیار بردبار و مقاوم باشد. افراد شکننده و زودرنج نمیتوانند تأثیرگذار باشند، زیرا کوچکترین برخورد و ناراحتی، آنها را آسیبپذیر میکند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید: «حلم پوشش و پردهای است که بسیاری از عیوب را میپوشاند.» به این معنا که حتی اگر فرد دارای ویژگیهای مثبت شخصیتی باشد، بدون حلم و سعهصدر، نمیتواند بر دیگران تأثیر بگذارد. عصبانیت سریع و برخورد خشن مانع اثرگذاری است.
حلم اقتضا میکند که با افراد به شکلی بردبارانه و با آرامش برخورد کنیم. وقتی انسان حلیم شود، دیگر عیوبش آشکار نمیشود و آنگاه توانایی اثرگذاری واقعی را پیدا میکند.
«آلَةُ الرِّيَاسَةِ، سَعَةُ الصَّدْر»[6]
«ابزار رياست و سرورى فراخى سينه (تحمّل سختیها و شكيبائى در كارها و دادرسى و مانند آنها) است.»
لازمه ریاست و رهبری، سعهصدر و بردباری است. انسان قدرتمند باید آنچنان مستحکم باشد که کینه، بدگویی و بدخواهی دیگران نتواند در او اثر بگذارد. برای تأثیرگذاری واقعی، قوت وجودی لازم است و حلیم بودن، لازمه این قوت است.
حلم و سعهصدر، پردهای بر تمام عیوب و اختلالات اخلاقی انسان میاندازد و او را به فردی با وقار و توانمند تبدیل میکند. چنین انسانی میتواند در اعتقادات و رفتار دیگران نفوذ کند و درجه ایمان، اخلاق و عبودیت آنان را ارتقا دهد.
3. اثرگذاری در امور کوچک
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرماید اثرگذاری بر امور کوچک نیز اهمیت بسیار دارد و گستره اثرگذاری الزاماً نباید وسیع باشد:
«افْعَلُوا الْخَيْرَ وَ لَا تَحْقِرُوا مِنْهُ شَيْئاً فَإِنَّ صَغِيرَهُ كَبِيرٌ وَ قَلِيلَهُ كَثِيرٌ»[7]
«كار خير را انجام دهيد و اندك آنرا كوچك مشماريد زيرا خرد آن (نزد پروردگار) بزرگ و (پاداش) كم آن بسيار است.»
برای مثال، اگر نتوانستید بر اعتقادات همسرتان اثر بگذارید، اما توانستید در ادب و رفتار او مؤثر باشید، این یک گام مهم در مسیر اثرگذاری است. همین تأثیرهای کوچک به تدریج موجب تأثیرهای بزرگ میشوند و شخصیتی تأثیرگذار میسازند.
4. باور به توانمندی و نقش خداوند
حضرت همچنین هشدار میدهد:
«لَا يَقُولَنَّ أَحَدُكُمْ إِنَّ أَحَداً أَوْلَى بِفِعْلِ الْخَيْرِ مِنِّي»[8]
«بايد كسى از شما نگويد ديگرى از من بانجام كار نيك سزاوارتر است.»
نگویید من برای اثرگذاری خلق نشدهام؛ زیرا همین اعتقاد که انسان خود را فاقد تأثیر بداند، عملاً ذهن او را برنامهریزی میکند تا مؤثر نباشد. حضرت با قسم میفرماید: «فَيَكُونَ وَ اللَّهِ كَذَلِكَ»؛ یعنی همینگونه خواهد شد.
همچنین میفرماید:
«إِنَّ لِلْخَيْرِ وَ الشَّرِّ أَهْلًا فَمَهْمَا تَرَكْتُمُوهُ مِنْهُمَا كَفَاكُمُوهُ أَهْلُهُ»[9]
«هر يك از خير و شرّ را اهل و دارندهاى است و هر گاه شما يكى از آن دو را رها كنيد اهلش آنرا بجاى شما انجام خواهند داد.»
کار خیر و کار شر هر کدام اهل خود را دارند. اگر ما از انجام خیر غفلت کنیم، دیگران جای ما را خواهند گرفت.
برای مؤثر بودن، باید باور کنیم که خداوند حولوقوه خود را به ما میدهد و به حول و قوه اوست که میتوانیم بر دیگران تأثیر بگذاریم.
تاریخ: 1403/5/15 – جلسه سوم
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1] نهج البلاغه، حکمت 439
[2] نهج البلاغه، حکمت 437
[3]. نهج البلاغه، حکمت424.
[4] نهج البلاغه، حکمت 417
[5] نهج البلاغه، حکمت 416
[6] نهج البلاغه، حکمت 167
[7]. نهج البلاغه، حکمت 414
[8]. نهج البلاغه، حکمت 414.
[9]. نهج البلاغه، حکمت 414.