
امید ـ بخش پنجاه و دوم
مقدمه امید امری است که خیر دنیا و آخرت ما را تأمین میکند، و اگر ناامیدی بر زندگی ما حاکم شود، دنیا و آخرت را از دست دادهایم. ناامیدی فتنهای است که معلوم نیست کسی بتواند از آن جان سالم به در برد. در دعای مکارم الاخلاق عرض میکنیم:

زیارت آل یس – «السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ»
«السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنُ» «سلام بر تو هنگامی که قرائت کنی و تبیین میفرمایی.» واژه شناسی عبارت «قرائت» در لغت به معنی جمعآوری و بههم پیوستن حروف و کلمات به هنگام خواندن است. «قرائت» و «تبیین» در این سلام شامل هرگونه قرائتی است که خواندن

امید ـ بخش پنجاه و یکم
مقدمه در دعای هر روز ماه رجب بعد از هر نماز میخوانیم: «يَا مَنْ أَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْر»[1] کافی است باور کنیم هنگامی که انسان امیدوار است هیچ محدودیتی ندارد. و بایستی دائم امیدوار باشد. عبارت «أَرْجُوهُ» نشان میدهد انسان روی کار خود هیچ حسابی باز ننموده و تنها فضل

زیارت آل یس – «السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ»
«السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقْعُدُ» «سلام بر تو آن هنگام که مینشینی» واژه شناسی عبارت «قعود» به معنی نشستن از حال قیام است. مفسری گوید: جلوس، نشستن از حالت خوابیده و سجده را گویند، همچنین نشستن با حالت انتظار، درنگ، آماده شدن برای کارزار و اهتمام در کار

زیارت آل یس – «السَّلاَمُ عَلَيْكَ حِينَ تَقُومُ»
مقدمه معرفت و شناخت امام زمان عجّلاللهتعالیفرجه یکی از واجباتی است که سیر بندگی انسان را هموار میکند. برای کسب معرفت باید از آلودگیهای عالم طبیعت جدا شد. به میزان تطهیر، این معرفت و شناخت بهسهولت صورت میگیرد؛ زیرا آلودگی و گناه، مانع اصلی معرفة الامام است. معاصی مانع

امید ـ بخش پنجاهم
ناامیدی، صفت اهل غفلت است «وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ إِذَا هُمْ يَقْنَطُونَ»[1] « و هرگاه به مردم رحمتى چشانيم، به آن شاد شوند و اگر به خاطر دستاورد گذشته (و اعمال بد) آنها، ناگوارى (و مصيبتى) به آنان رسد، ناگهان مأيوس

زیارت آل یس – «وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ وَعْداً غَيْرَ مَكْذُوب»
«وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ» «و رحمت وسیع حق» رحمتی گسترده «الرَّحْمَةُ»، لطف و بخشش برای رفع نیازمندیهاست که در بندگان در اثر رقت و تأثر نفسانی به وجود میآید؛ اما درمورد خداوند، فضل و رحمتی است که شامل تمام بندگان میشود. رحمت الهی گسترده و فراگیر است و

امید ـ بخش چهل و نهم
مقدمه وجود امید در زندگی ما بسیار ضروری است و در لسان روایات، ناامیدی خودکشی است. امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند : «قَتَلَ الْقُنُوطُ صَاحِبَه»[1] «نا امیدی صاحبش را کشت» نا امیدی قاتل انسان است. انسان ، با قرار گرفتن تحت سلطه شیطان، خود را نا امید میبیند، گویا خود،

امید ـ بخش چهل و هشتم
درخواست صحیح نشانهی امید است «وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ»[1] «و چون (موسى) به سوى مدين روى نهاد، گفت: اميد است كه پروردگارم مرا به راه راست هدايت فرمايد.» هرجا درخواست صحیحی از اهل معرفت مشاهده میکنید، آنجا یکی از جلوههای کامل

زیارت آل یس – «وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ وَعْداً غَيْرَ مَكْذُوب»
مقدمه معرفت امام زمان موجب ارتقاء انسان میشود، همچنین سبب رفع موانع حیات بشری اوست. محبت و شوق به امام مقدمۀ وصول به معرفت است. در زیارت جامعۀ کبیره می خوانیم: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعَارِفِينَ بِهِمْ» «خداوندا! از تو درخواست مىكنم كه مرا در جمله
آسیب شناسی _ بخش سوم
شناخت خطرات مختلفی که نعمتهای ما را تهدید میکند، شاید از بیتوجهی و سوءمصرف موجودی ممانعت کند و موجب استفادۀ صحیح از نعمتها شود. احساس بینیازی از حق در دعای هجدهم صحیفه سجادیه آمده است: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى حُسْنِ قَضَائِكَ، وَ بِمَا صَرَفْتَ عَنِّي مِنْ بَلَائِكَ، فَلَا

امید ـ بخش چهل و هفتم
مقدمه در زندگیِ مؤمن باید نور رجاء دیده شود، غیر ممکن َاست فردی مؤمن باشد اما آینده را تاریک ببیند. «أَنْتَ الرَّجَاء»[1] «رجاء یعنی تو» من در آینده زندگی تو را میبینم نه چیز دیگری. زمانی که بنده در زندگی تنها او را میبیند، روی اعمال خود هیچ حسابی

زیارت آل یس – «و الْعِلمُ الْمَصبوبُ»
«و الْعِلمُ الْمَصبوبُ» «و دانش فرو ریخته.» امام، ظرف علم الهی سلام بر امامی که ظرف کامل علم خداست؛ یعنی علم خداوند در او بهصورت کامل ریخته شده است سپس از وجود امام بر خلق بارش دارد. «مصبوب» اسم مفعول «صبّ» بهمعنای ریخته شده است. در اینجا

تفسیر آیه 7 سوره مریم
خداوند در آیه 7 سوره مریم میفرماید: «يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيّاً» «ای زكريّا! ما تو را به پسری مژده میدهيم كه نام او يحيي است و پيش از اين كسي را هم نام او نكردهايم و شبيه او در
تفسیر آیات 5 و 6 سوره مریم
«وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِراً فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيّاً» «(پروردگارا !) من از بستگانم بعد از خود بيمناكم ( چرا كه در ايشان شايستگي و بايستگي به دست گرفتن كار دين را نميبينم ) و همسرم هم از اوّل نازا بوده است؛ پس از فضل

زیارت آل یس – «اَلسَّلامُ عَلَيکَ أيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنصوبُ»
«اَلسَّلامُ عَلَيکَ أيُّهَا الْعَلَمُ الْمَنصوبُ» «سلام بر تو نشانۀ بر پا داشته شده.» شناخت پرچم ولایت و رهایی از نفس «عَلَم» در لغت اثری است که شئ را از غیر خود جدا می سازد و معادل فارسی آن نشان و نشانه است. پرچم، منار و کوه را

زیارت آل یس – «السَّلامُ عَلَیْکَ یا وَعْدَ اللَّهِ الَّذى ضَمِنَهُ»
«السَّلامُ عَلَیْکَ یا وَعْدَ اللَّهِ الَّذى ضَمِنَهُ» «سلام بر تو وعدۀ خداوند که خداوند ضامن آن شده است.» واژه شناسی «وعد» به معنی نوید دادن و امیدوار کردن است و در خیر و شر، هر دو بهکار میرود. «ضمن» از ماده «ضمانت»، در لغت چیزی را در

امید ـ بخش چهل و ششم
مقدمه یکی از عناصر مهم زندگی مؤمن میان بُرترین راه در عرصه قرب امید است. هنگامی که انسان امیدوار به رحمت حق است، در عین این که نهایت تلاش را در عرصه بندگی انجام میدهد. مراقبههای لازم را هم به عمل میآورد اما روی تلاش و توفیقات خود حساب

زیارت آل یس – «اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مِيثاقَ اللهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ»
«اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مِيثاقَ اللهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ» «سلام بر تو پیمان محکم خداوند که خداوند آن را گرفته و تأکید بر آن کرده است.» واژۀ «میثاق» از ریشه (وثق) به معنای پیمان و قرار داد محکم و استوار است. «وثاق» بر عقد قرارداد و استواری دلالت میکند.

امید ـ بخش چهل و پنجم
مقدمه وجود امید را به عنوان یکی از عناصر مهم زندگی خود، لازم می دانیم و بر این باور هستیم که اگر نور امید در زندگی ما باشد امکان دستیابی به بسیاری از فضائل برای ما میّسر است و امکان دفع رذایل با سهولت صورت میگیرد. بسیاری از بدیها

زیارت آل یس – «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ»
«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ» «سلام بر تو باقیماندۀ خداوند در زمین.» واژه «بقیه» از بقاء به معنای پایندگی و ثبات چیزی بر حال اولیۀ خود است. بقاء ضد فنا به معنای نابودی و ناپایداری است. همچنین آنچه از چیزی باقی و بر جای میماند را