آزمایش تبعیت
«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لاَ تَغْلُواْ فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لاَ تَتَّبِعُواْ أَهْوَاء قَوْمٍ قَدْ ضَلُّواْ مِن قَبْلُ وَ أَضَلُّواْ كَثِيرًا وَ ضَلُّواْ عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ»[1]
«(اى پيامبر!) بگو: اى اهل كتاب! در دين خود به ناحقّ غلوّ نكنيد و از هوسهاى گروهى كه پيش از اين گمراه شدند و بسيارى را گمراه كردند و (اكنون نيز) از راه حقّ منحرفند، پيروى نكنيد»
یکی از مهمترین آزمونهایی که انسان در مسیر زندگی با آن مواجه میشود، آزمایش تبعیت است؛ اینکه انسان در تصمیمها، انتخابها و سبک زندگی خود، تابع چه کسی یا چه چیزی میشود. تبعیت، امری صرفاً ظاهری نیست، بلکه ریشه در درون انسان دارد و مسیر سعادت یا شقاوت او را رقم میزند.
قرآن کریم انسان را از پیروی هوا و هوس و نیز از تبعیت افرادی که سابقۀ گمراهکردن دیگران را دارند، برحذر میدارد؛ زیرا این پیروی انسان را به ورطۀ افراط و تفریط میکشاند و او را از مسیر میانه، متعادل و مستقیم منحرف میسازد. راه حق، راه اعتدال است؛ نه زیادهروی و نه کوتاهی.
فرماندهی درون و مسیر اعتدال
در وجود انسان، مراکز فرماندهی متعددی فعالاند که هر یک نقشی تعیینکننده در رفتار و تصمیمگیری دارند. یکی از این مراکز، نفس امّاره بالسوء است؛ نفسی که انسان را به بدترین اعمال، رذالتها و طغیانها فرمان میدهد. این نفس، هم ذاتاً منحرف است و هم قدرت انحراف دیگران را دارد، چرا که تربیتنشده و تحت سلطه شریعت و هدایت الهی قرار نگرفته است.
در مقابل، عقل بهعنوان مرکز فرماندهی دیگر، انسان را به سوی تشخیص درست و انتخاب صحیح هدایت میکند. عقل، معیار سنجش و تمییز حق از باطل است. با این حال، در برخی از موقعیتهای زندگی، عقل بهتنهایی پاسخگوی همه مسائل نیست و انسان ناگزیر میشود به قلب رجوع کند؛ جایی که شهود، ایمان و آرامش درونی نقشآفرین میشوند.
در مرتبهای بالاتر، روح قرار دارد که با الهام الهی و اتصال به حقیقت، انسان را به سوی کمال سوق میدهد. این سه مرکز فرماندهی؛ عقل، قلب و روح، در یک طیف هماهنگ قرار دارند و میان آنها تضاد و نزاعی وجود ندارد. فرمانی که عقل صادر میکند، قلب آن را رد نمیکند و آنچه روح هدایت میکند، مورد انکار عقل و قلب قرار نمیگیرد.
مسیر رشد انسان، زمانی هموار میشود که فرماندهی نفس امّاره تضعیف شده و زمام وجود به دست عقل، قلب و روح سپرده شود. این همان مسیر میانه، متعادل و مستقیم است که انسان را از لغزشها حفظ میکند و او را به مقصد قرب الهی نزدیک میسازد.
آزمایش الهی در اطاعت و تبعیت
انسان همواره در معرض آزمایشی دوگانه قرار دارد: تبعیت از نفس امّاره بالسوء که فرمان به مادیات و لذات زودگذر میدهد، و پیروی از عقل که به سوی معنا و حقیقت رهنمون میسازد. اطاعت از هوای نفس، سقوطی است که انسان را از جایگاه انسانی خود خارج میکند؛ در حالی که پاسخ مثبت به ندای عقل، قلب و روح، به تسلیم در برابر حق و تقرب به خداوند منجر میشود.
هوای نفس ذاتاً منحرف است و فاقد اعتدال؛ پیوسته میان افراط و تفریط، زیادهروی و کوتاهی در نوسان است. اما عقل، نمایندهی اعتدال و میانهروی است و با فطرت پاک انسان هماهنگ. خداوند متعال، قرب خویش را تنها در مسیر بندگیِ معتدل و بهدور از افراط و تفریط قرار داده است. ظهور افراط و تفریط در زندگی، نشانهی حاکمیت هوای نفس و انحراف از مسیر الهی است؛ حال آنکه در طریق الهی، همهچیز بهگونهای متوازن و صحیح تنظیم شده است.
آزمون با طیّباتِ اختصاصیِ مؤمن و لذتِ انسانبودن
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ وَ لاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»[2]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چيزهاى پاكيزهاى را كه خدا براى شما حلال كرده است، بر خود حرام نكنيد و از حد نگذريد كه خدا تجاوزگران را دوست نمىدارد».
خداوند متعال در این آیه به نکتهای بنیادین اشاره میکند: برخی از طیّباتی که برای انسان حلال شدهاند، نه به حکم الهی، بلکه بهسبب بیتوجهی و غفلت انسان، عملاً بر خود او حرام میشوند. پرسش اساسی این است که این «طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَكُمْ» چیست؟ خداوند چه اموری را برای ما حلال کرده است که ما با سهلانگاری، خود را از آنها محروم ساختهایم؟
در تعبیر قرآنی «لَكُمْ»، حرف «ل» دلالت بر اختصاص دارد؛ یعنی این طیّبات، لذتها و بهرههایی هستند که بهطور خاص برای انسان، و بهویژه مؤمن در نظر گرفته شدهاند. لذتهای صرفاً حیوانی، میان انسان و حیوان مشترکاند و ازاینرو نمیتوانند مقصود این اختصاص باشند. بنابراین، «لَكُمْ» ناظر به لذتهایی است که خاصِ انسانبودن است و شایسته نیست انسان خود را از آنها محروم کند.
برخی از مفسران بر این باورند که این لذتِ خاص، همان لذتِ انسانبودن است؛ لذّتی که حتی فرشتگان، با همه قُرب و طهارتشان، از درک آن بیبهرهاند. انسان، موجودی است که بارِ امانتِ اختیار را بر دوش کشیده و همین اختیار، سرچشمه کرامت و لذت حقیقی اوست.
آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند
محرومکردنِ خویش از لذتِ انسانیت
لذتِ انسانیّت، در توانایی انتخاب آگاهانه و اختیارِ بهترینها نهفته است. نفسِ اختیار، امری صحیح و لذتبخش است؛ اما اگر این اختیار در مسیر نادرست بهکار گرفته شود، لذتِ آن به رنج و فرسایش تبدیل میشود. از آنجا که خداوند این لذت را برای انسان حلال کرده است، یعنی گرهِ انسانیت را برای او گشوده و راهِ انسانبودن را هموار ساخته است. بنابراین، انسان میتواند و باید انسانبودن را زندگی کند و خود را از آن منع نکند.
این پرسش مطرح میشود که آیا ممکن است انسانی مؤمن باشد، اما خود را از لذتِ انسانیت محروم سازد؟ پاسخ مثبت است؛ چراکه اگر چنین امکانی وجود نداشت، خداوند نسبت به آن هشدار نمیداد. برخی مفسران تصریح میکنند که گاه مؤمنان آنچنان درگیر امور حیوانی و روزمره زندگی میشوند که بُعد انسانیِ وجود خود را به فراموشی میسپارند. اشتغالِ افراطی به جنبهی حیوانی، موجب میشود انسان فراموش کند که «انسان» است؛ موجودی که جلیس و انیسِ حق بوده و استعدادِ رشدِ لحظهبهلحظه دارد.
در چنین وضعیتی، انسان از یاد میبرد که قابلیتِ نیل به بالاترین مراتبِ معرفت و قرب الهی را داراست. موفقیتِ مؤمن در این آزمایش الهی، زمانی رقم میخورد که از این استعدادِ منحصربهفردِ انسانی، بهترین بهره را ببرد و در فعلیتبخشیدن به آن، تعلل نورزد. تا زمانی که انسان در مدارِ بندگیِ خدا باقی بماند، لذتِ وصل، قرب، معرفت و عبودیت را تجربه خواهد کرد؛ اما خروج از این مدار، به معنای محرومساختنِ خویش از این لذتهای معنوی است.
برخلاف تصوّر رایج، متدیّنان جزو خوشگذرانترین انسانها هستند؛ زیرا به ندای فطرتِ خود پاسخ گفته و پیوسته در حالِ رشد و فزونیاند. وجودِ آنان رو به افزایش است و توانمندیهایشان پایدار، نه مقطعی و زودگذر. احساسِ ناخوشی و اضطراب، غالباً زمانی پدید میآید که انسان گمان میکند دچار نقصان شده یا چیزی از وجودش کاسته میشود.
ازاینرو، شایسته نیست خود را از لذتهایی که خدای سبحان برای ما مقدّر کرده و استعدادِ آن را در وجودمان نهاده است، محروم کنیم. نباید بگوییم: «شاکر بودن از عهدهی ما خارج است» یا «یقین، مقامی است که دیگران به آن میرسند». باید باور داشت که خداوند، بهواسطهی ایمان، کمالاتِ یکسانی را برای بندگانِ خود در نظر گرفته است. پس نباید به لذتهای اندک قناعت کرد و خود را از افقهای گستردهای که خداوند پیشِ روی انسان گشوده است، محروم ساخت.
دو دام شیطان در میدان آزمون
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الأَنصَابُ وَ الأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[3]
«(اى كسانى كه ايمان آوردهايد! همانا شراب و قمار و بتها و تيرهاى قرعه، پليد و از كارهاى شيطان است، پس از آنها بپرهيزيد، تا رستگار شويد)».
در این آیه خداوند ما را با چند نمونه از اعمال شیطان که از طریق آنها آزمایش میشویم آشنا میکند. در اینجا به دو نمونه میپردازیم:
1. تعطیلِ عقل
«خَمْر»: هر چیزی که عقل را زائل میکند. شراب به عقل آسیب میزند؛ بنابراین کسی که شُربِ خَمر دارد، کار خلافِ عقل انجام میدهد. خداوند به مؤمنان هشدار میدهد که عقلتان را تعطیل نکنید و آن را فعال نگه دارید؛ زیرا خَمر، عقل را از کار میاندازد. روایت داریم وقتی دچار مستیِ مال، جمال، علم، شباب و قدرت شویم، عقلمان از کار میافتد. در این صورت دیگر بندگی و تواضع در برابر خدا نداریم و دچار طغیان میشویم؛ در نتیجه از آزمون، نمرهی قبولی دریافت نخواهیم کرد. امام صادق علیهالسلام دربارهی عقل میفرماید:
«اَلْعَقْلُ مَا عُبِدَ بِهِ اَلرَّحْمَنُ وَ اُكْتُسِبَ بِهِ اَلْجِنَانُ»[4]
«عقل آن چيزى است كه به وسيله آن خداى سبحان عبادت شود و بهشت(کمالات) به دست آيد.»
2. گنجِ بیرنج
«مَيْسِر»: به معنای قمار؛ و آن پولی است که آسان به دست میآید. خداوند میفرماید:
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ»[5]
«همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفريديم.»
یعنی در این دنیا هیچ چیز بدون زحمت به دست نمیآید. «مَیسِر» یکی از اعمال شیطان است که ما با آن آزمایش میشویم.
ما باید برای به دست آوردن هر چیز اقدام کنیم و زحمت بکشیم؛ در این صورت خداوند با فضل خود، یک کار مثبت ما را بالا میبرد. کاشتن یک دانه، به فضل خدا هزار گیاه و جنّت میشود. اما اگر تصور کنیم بدون کار و زحمت میتوانیم به چیزی دست یابیم، در این صورت در آزمون ناموفق خواهیم بود.
تاریخ: 1393/9/30 – جلسه بیست و دوم
«برگرفته از بیانات استاد زهره بروجردی»
[1] سوره مبارکة مائده، آیه 77.
[2] . سوره مائده، آیه 87.
[3] سوره مائده، آیه 90.
[4] . الكافي، ج۱، ص۱۱.
[5] . سوره بلد، آیه 4.